در مجموع، تحولات امنیتی سوریه از جهات مختلف مورد توجه جریانهای معارض و حامیان غربی آنهاست. از جمله این گروهها، گروه مسلح جبهه النصره است. گروهی که تاکید دارد صرفا از طریق نظامی به دنبال رسیدن به خواستههای خود است و حاضر به پذیرش اقدامات گروههای معارض در حوزه سیاسی نیست. این تفکر چنان بوده که آنها از حضور در اجلاسهای به اصطلاح دوستان سوریه نیز خودداری کرده و صرفا راهحل نظامی را مطرح میکنند.
نکته جالبتر آن که آمریکا نیز این گروه را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده و به اصطلاح آن را از فهرست گروههای معارض حذف کرده و راه آنها را از اهداف غرب جدا دانسته است. هر چند برخی تاکید دارند مجموع جنایات النصره و افشای ماهیت آن موجب شده آمریکا برای حفظ چهره به اصطلاح بشردوستانه خویش و توجیه حمایت از گروههای معارض ساخت غرب علیه سوریه، این گروه را در فهرست گروههای تروریستی قرار دهد، اما بررسی عملکردهای النصره و نیز سوابق تاریخی رفتار آمریکا در صحنه بینالملل نکاتی دیگر را آشکار میکند.
در کارنامه آمریکا یک نکته مشاهده میشود و آن چگونگی بهرهگیری از القاعده برای رسیدن به اهداف جهانی است. آمریکاییها القاعده را اواخر دهه 80 برای مقابله با شوروی سابق ایجاد کردند. آمریکا با بهرهگیری از این گروه تلاش کرد جایگاه جهانی شوروی سابق را با شکست در افغانستان نابود کند که تا حدودی موفق بود.
در مرحله بعدی، آمریکاییها از القاعده برای ناامن نشان دادن جهان بهره گرفته که اوج این اقدام را در انفجار برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در سال 2001 میتوان مشاهده کرد. در فاز سوم، آمریکا از القاعده برای توجیه لشکرکشی به افغانستان و سپس سراسر جهان بهره گرفت. آمریکا ابتدا ادعای آزادسازی مردم افغانستان و حفظ امنیت بینالملل را طرح و اشغال افغانستان را اجرایی کرد، سپس با نام گسترش القاعده در جهان طرح نظامیگری را در سراسر جهان پیش گرفت که نمود آن را در خاورمیانه و آفریقا میتوان مشاهده کرد.
بازی آمریکا با کارت القاعده در حالی ادامه دارد که اکنون در سوریه نیز رفتاری قابل تامل از این رویکرد مشاهده میشود. در مرحله نخست، آمریکاییها فضایی بازی در اختیار النصره قرار دادند و هیچ دخالتی در مورد عملکرد و جنایات آنها نداشتهاند. آنها حتی از کشورهای غربی و عربی خواستند به حمایت تسلیحاتی و مالی از گروههای مسلح از جمله النصره بپردازند. هدف این تحرکات استفاده از این گروهها برای سرنگونی نظام سوریه بوده است.
آمریکاییها اکنون در حالی این گروه را در فهرست گروههای تروریستی قرار میدهند که از نام این گروه برای توجیه ادعای فضای ناامنی در سوریه و منطقه استفاده میکنند. آمریکا به نوعی تلاش دارد ماهیت این گروه را مخل امنیت منطقه معرفی کند. با توجه به سوابق رفتارهای آمریکا در افغانستان میتوان گفت آمریکا فاز سوم استفاده از النصره را بر اصل توجیه اقدام نظامی در سوریه برای به اصطلاح مبارزه با تروریسم کلید زده است. این سناریو مطرح است که آمریکا با ادعای آن که این گروه در قالب گروههای تروریستی مخل امنیت منطقه است و سوریه نیز توان مقابله با آن را ندارد، اقدام نظامی را در سوریه توجیه کند.
سناریوی آمریکا حضور گسترده نظامی در سراسر منطقه است که با نام مقابله با گروههای تروریستی نظیر القاعده صورت میگیرد، در حالی که تجربه نشان داده این گروهها ساخته دست آمریکاست که با عناوین مختلفی منافع این کشور را تامین میکند. اکنون نیز النصره مهره آمریکا برای ادامه اجرای این سیاست شده که محور آن را سلطه بر سوریه و تشدید نظامیگری در منطقه تشکیل میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم