باشگاه‌های فوتبال ایران درآمدزا نیستند

دولتی بودن مانع باشگاهداری حرفه‌ای

فاصله از عرش تا فرش است. مگر می‌شود نام باشگاه‌های فوتبال ایران را در کنار غول‌های این عرصه و باشگاه‌هایی چون منچستریونایتد، رئال‌مادرید و دیگر باشگاه‌های متمول حاضر در قاره سبز قرار داد؟ گرچه پاسخ این پرسش از روز روشن‌تر است، اما همه فاصله‌های ساختاری و کیفی موجود باعث نمی‌شود به علل، عوامل و ریشه‌های عقب افتادگی مالی باشگاه‌های ایران نگاهی نیندازیم، باشگاه‌هایی که نه‌تنها ثروتمند نیستند که درآمدزایی هم بعضا رویایی برای آنهاست!
کد خبر: ۵۲۴۷۲۶

همان طور که از ترکیب دو کلمه باشگاه‌های ثروتمند برمی‌آید در پس این دو کلمه، معنایی جز درآمدزایی نهفته نیست.

به عبارت ساده‌تر راه ثروتمند شدن نه‌تنها در این زمینه که در همه جا از درآمدزایی می‌گذرد؛ چیزی که باشگاه‌های ما سال‌هاست در حسرت آن به سر می‌برند.

گرچه به لطف فشارها و تهدیدهای کنفدراسیون فوتبال آسیا در دو سه سال اخیر گام‌هایی در جهت حرفه‌ای شدن باشگاه‌های ایران برداشته شده است، اما کیست که نداند درصد قابل توجهی از این اقدامات جنبه صوری داشته و صرفا برای رهایی از خطر کاهش سهمیه ایران در لیگ قهرمانان آسیا صورت گرفته است و این تنها یک معنا دارد؛ خود گول‌زنی!

به طور طبیعی در چنین روندی باشگاه‌های ما راه به جایی نخواهند برد و در این میان نه‌تنها سالانه شاهد هدررفتن چندصد میلیارد تومان از پول بیت‌المال و مردم خواهیم بود که این هزینه‌های بعضا بی‌حساب و کتاب، عایدی برای باشگاه‌های ما و فوتبال ملی نخواهند داشت.

در باب حرفه‌ای شدن باشگاه‌های فوتبال ایران که گام اول در راه درآمدزایی محسوب می‌شود و به طور طبیعی در ادامه و به فاصله زیاد ثروتمند شدن می‌تواند به عنوان یک نقطه هدف برای آنها ترسیم شود، بارها و بارها کارشناسان و اهل فن پیش‌زمینه‌های رسیدن به این مهم را عنوان کرده‌اند.

پیش‌زمینه‌هایی که هیچ گاه آن طور که باید و شاید جدی گرفته نشده و در گرداب نگاه نتیجه‌گرایی مقطعی، باشگاه‌های ما دچار روزمرگی شده اند. در زیر اشاره‌ای گذرا به لازمه‌های درآمدزا شدن باشگاه‌های ایران و بی‌نیازی آنها از پول دولت می‌اندازیم که در نوع خود خالی از لطف نیست.

ورزشگاه اختصاصی، نیاز اولیه

یکی از منابع اصلی درآمدزایی هر باشگاه وجود ورزشگاه اختصاصی است. ورزشگاهی که باشگاه به دلیل برگزاری تمرین یا بازی‌های خود حداقل نخواهد پولی بپردازد و با تمرکز برخی منابع اقتصادی کوچک درآمدزا هم به نوعی برای خود، پولی دست و پا کند.

1 ـ باشگاهی که خود دارای ورزشگاه اختصاصی باشد در وهله اول می‌تواند عواید حاصل از بلیت‌فروشی را کسب کند و همین بار روانی موضوع که حضور در ورزشگاه به نوعی کمک برای قوام یافتن پایه‌های درآمدزایی باشگاه تلقی می‌شود، خود می‌تواند اسباب حضور مشتاقانه آن باشگاه را در ورزشگاه فراهم آورد. وجود چنین ظرفیتی حتی موجب درآمدزایی پیش از موعد می‌شود. به این معنی که پیش‌فروش بلیت بازی‌های باشگاه باعث می‌شود حتی پیش از برگزاری یک مسابقه درآمد آن بازی به حساب باشگاه سرازیر شود. کاری که همه باشگاه‌های حرفه‌ای فوتبال دنیا آن را انجام می‌دهند و این رویه در باشگاه‌های مطرح فوتبال قاره سبز به گونه‌ای است که اگر هواداری بخواهد در یکی دو روز مانده به زمان برگزاری مسابقه بلیت تهیه کند باید چند برابر قیمت زمان پیش فروش شدن را بپردازد. به عنوان مثال قیمت روز بلیت بازی‌های معمولی (نه لیگ قهرمانان اروپا یا بازی‌های بزرگی چون لیورپول، سیتی و...) این فصل منچستریونایتد در حالی که رقمی حدود 120 پوند بود که در موعد پیش‌فروش، این رقم به حدود 20 پوند می‌رسید. در این حالت باشگاه چه بلیت را پیش‌فروش کند یا در روز مسابقه بفروشد زیانی متوجه‌اش نخواهد بود، اما آیا باشگاه‌های ما چنین ظرفیتی دارند؟

2 ـ مورد دیگری که از قبل ورزشگاه اختصاصی درآمد عاید باشگاه می‌کند بحث ایجاد فروشگاه‌ها، تالارها و رستوران‌ها در محوطه این ورزشگاه‌هاست؛ اماکنی که در مجموع می‌توانند ارقام کوچکی را عاید باشگاه کنند. فروشگاه‌هایی با محصولات مختلف برند باشگاه مربوط. این کار را باشگاه‌های مطرحی چون چلسی و آرسنال انگلیس بخوبی انجام می‌دهند. جایی که محصولات کوچکی چون جاکلیدی، کلاه، شال، پالتو، پرچم و... به حداقل قیمت‌های پنج پوندی عرضه می‌شود و خریداران خاص خودش را هم دارد. این دومین موهبتی است که باشگاه‌های ما به‌علت نداشتن ورزشگاه اختصاصی از آن بی‌بهره‌اند.

3 ـ نفس وجود ورزشگاه اختصاصی حتی از منظر گردشگر ورزشی می‌تواند برای باشگاه درآمدزا باشد، چیزی که در ورزشگاه امارات، آرسنال و استمفوردبریج لندن مشاهده می‌شود، جایی که دیدن این دو ورزشگاه خالی برای هر گردشگری 18 پوند آب می‌خورد. باشگاه‌های ما چه چیزی برای ارائه به توریست یا هوادار خود دارند؟

فقدان و عدم اجرای قانون کپی رایت

هر باشگاه و به طور کلی هر موسسه‌ای در دنیا این حق را دارد که از محل برند باشگاه درآمدزایی کند. فروش هر محصولی زیر عنوان برند یک باشگاه باید باعث سرازیری درآمد به حساب باشگاه شود، اما در کشور ما چنین قانونی وجود ندارد و حتی به فرض وجود چنن قانونی اجرای آن هم کمی سخت و دور از ذهن می‌رسد. در این شرایط در سراسر کشور شاهدیم هر کسی به خود این اجازه را می‌دهد پیراهن استقلال یا پرسپولیس را تولید کند و به فروش برساند یا حتی نام این دو باشگاه را بر سوپرمارکت، اغذیه، رستوران، بنگاه املاک و امثالهم اطلاق کند و سر باشگاه هم به خاطر ارزش برندش بی‌کلاه بماند.

کمک‌های مردمی و اعتماد هوادار به سیستم

کمک‌های هواداران هم یکی از منابع درآمد همه باشگاه‌های دنیا می‌تواند باشد. به عنوان مثال در نیوکمپ بارسلونا صندوق‌ها برای کمک‌های داوطلبانه مردمی در نظر گرفته شده است و هواداران متعصب این باشگاه بنا به وسع خود مبالغی را با عنوان کمک به باشگاه یا همت عالی، به داخل این صندوق می‌ریزند چون به سیستم باشگاه خود اطمینان کامل دارند. گرچه باشگاه‌های ما روی همین یک مورد کلی تاکید می‌کنند، اما در شرایطی که بدون هیچ حساب و کتاب منطقی دست به مخارج میلیاردی و بی‌عاید می‌زنند چشمشان به جیب هواداران است که به باشگاه کمک کنند! اما هوادار وقتی نقشی در مدیریت باشگاه ندارد چرا و چگونه باید به باشگاه خود کمک کند؟

دولتی بودن، آفت اصلی عدم درآمدزایی

چگونه باید هواداران یک باشگاه یا مردم و سرمایه‌گذاران در مدیریت یک باشگاه نقش داشته باشند، پاسخ خیلی ساده است؛ خصوصی‌سازی.

نکته: هر باشگاه و به طور کلی هر موسسه‌ای در دنیا این حق را دارد که از محل برند باشگاه درآمدزایی کند. فروش هر محصولی زیر عنوان برند یک باشگاه باید باعث سرازیری درآمد به حساب باشگاه شود، اما در کشور ما چنین قانونی وجود ندارد

در مزایای خصوصی‌سازی آنقدر گفته شده و نوشته شده که دیگر کمتر علاقه‌مند به فوتبالی را می‌توان یافت که از مزایای خصوصی شدن فوتبال بی‌اطلاع باشد.

جایی که بخش خصوصی حاضر نیست میلیاردی به یک بازیکن پول بپردازد و در این راه چند ده میلیونی پول به جیب دلالان سرازیر کند در نتیجه به دلیل همین روند مباحث مالی و حاشیه‌ساز باشگاه تا حد زیادی رخت می‌بندد.

وقتی یک هوادار بتواند با خرید سهام باشگاه خود به نوعی در مدیریت باشگاه سهیم شود به طور طبیعی از هر گونه کمکی به باشگاه خود و تقویت آن دریغ نمی‌کند، چرا که در هر حال موفقیت باشگاه عایدی را نصیب او نیز خواهد کرد، به همین سادگی! البته این به همین سادگی در عمل در کشور ما عزمی برای اجرای آن وجود ندارد و همچنان شاهد هدر رفت پول بیت‌المال هستیم.

بورس، مرکز ثقل درآمدزایی باشگاه ها

ممکن است این پرسش برای شما پیش بیاید که چگونه هوادار از باشگاه خود صاحب منفعت مالی می‌شود؟ اما کافی است خریدهای بزرگ باشگاه‌های اروپایی در فصل نقل‌و‌انتقالات را در ذهن مرور کنیم.

جایی که ارقام سرسام‌آوری رد و بدل می‌شود و بلافاصله پس از این خریدها با اوجگیری قیمت سهام آن باشگاه، بالطبع سهامداران که خود هوادار آن باشگاه هستند با افزایش سرمایه اولیه و سود سهام خود مواجه می‌شوند، در نتیجه خریدهای هنگفت هم، ضرر و زیانی را متوجه باشگاهی چون رئال‌مادرید نمی‌کند؛ باشگاهی که در این زمینه طی سال‌های اخیر، کم دست به خریدهای بزرگ نزده است. اما خریدهای میلیاردی باشگاه‌های ما اگر به ترانسفر بازیکن به کشورهای خارجی منجر نشود ـ که بندرت این اتفاق می‌افتد ـ هیچ برگشت سرمایه‌ای برای باشگاه ندارد.

تبلیغات روی پیراهن، یگانه راه درآمدزایی فعلی

با این که باشگاه‌های ما از بیشتر فرصت‌های درآمدزایی فوق بی‌بهره‌اند در حال حاضر یگانه راه درآمدزایی آنها همین تبلیغات روی پیراهن است که همچون دیگر باشگاه‌های سراسر دنیا درآمدی را عاید باشگاه می‌کند، اما همین درآمد هم اگر مدیریت آن به عهده بخش خصوصی باشد مطمئنا سهل‌الوصول‌تر و با ارقام بالاتری رقم خواهد خورد، چون بخش خصوصی دلش برای پول و برند باشگاهش بیشتر می‌سوزد.

فقدان کارخانه بازیکن‌سازی

گرچه نقل و انتقالات به اصطلاح درشت در فوتبال روز دنیا اجتناب‌ناپذیر است با وجود این، کشورما از معدود کشورهایی است که فوتبال پایه آن در بیشتر باشگاه‌هایش تعطیل است و در چنین شرایطی این باشگاه‌ها چشمشان به دنبال ظهور چهره‌های سرشناس در باشگاه‌های دیگر و پرداخت‌های میلیاردی به آنهاست.

حال آن که چنانچه خود به معنی واقعی کلمه باشگاه بود و بخشی از توان خود را به بازیکن‌سازی که یک نوع سرمایه‌گذاری میان‌مدت است، معطوف کنند، نه‌تنها از پرداخت بخشی از هزینه‌های سرسام‌آور بی‌نیاز می‌شوند که از قبل فروش همین بازیکنان پرورش یافته خود، درآمد قابل ملاحظه‌ای کسب خواهند کرد.

بی‌معنی بودن پرداخت حق پخش تلویزیونی در این شرایط

به طور قطع و یقین یکی دیگر از مهم‌ترین راه‌های درآمدزایی باشگاه‌ها حق پخش تلویزیونی است و هیچ کس منکر آن نمی‌تواند باشد.

با وجود این وقتی فوتبال کاملا از دولت ارتزاق می‌کند، پرداخت پول از سوی رسانه ملی به این باشگاه‌های دولتی خیلی هم منطقی به نظر نمی‌رسد گرچه صدا و سیما در چند سال اخیر مبالغ جالب توجهی را به فدراسیون فوتبال پرداخته است، اما به واقع این پول مصداق بارز از این جیب به آن جیب است و گرچه مسکنی مقطعی برای باشگاه‌هاست، اما درمان تلقی نمی‌شود.

نقش دولت‌ها

مشخص است در شرایطی که بیشتر باشگاه‌های ما با شرایط فوق دست به گریبان هستند باید پرسید راه‌حل چیست، البته ممکن است این سوال مطرح شود که مگر باشگاه‌های معتبر شهر میلان خود ورزشگاه اختصاصی دارند که به معنی واقعی کلمه درآمدزا و در نوع خود ثروتمند هستند، پس لزوما یک باشگاه نباید ورزشگاه اختصاصی داشته باشد.

بله این درست اما ورزشگاه سن سیرو یا همان جوزپه مه‌آتسای میلان را شهرداری این شهر به صورت درازمدت به این دو باشگاه اجاره داده است و اگر این اجاره برای آنها به صرفه نبود قطعا در دهه‌های گذشته اقدام به احداث یا خرید ورزشگاه می‌کردند.

به هر ترتیب باشگاه‌های ما اگر می‌خواهند به درآمدزایی برسند و افق بلند ثروتمند شدن را برای خود ترسیم کنند الگوی کشور ترکیه می‌تواند الگوی خوبی برای ما باشد.

جایی که دولت با پرداخت وام‌های کم‌بهره بلندمدت و هنگفت، کمک‌های بلاعوض و اهدای زمین برای ساخت ورزشگاه دست باشگاه‌های این کشور را برای حرفه‌ای شدن گرفت و حالا همه ما می‌بینیم همسایه شمال غرب ما به چه سطحی از فوتبال حداقل در عرصه باشگاهی رسیده است و ما همچنان اندر خم یک کوچه هستیم که اگر دولت از باشگاهداری خودداری کند؛ انبوه باشگاهای زیان ده و مصرف‌کننده ما رو به اضمحلال خواهند رفت.

امید توفیقی - گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها