صندلیهایش کهنه بود و باید نو میشد، بدنه آن خط و خش داشت و باید صافکاری و رنگ میشد، برقآن ایراد داشت و باید برق کار خورو آن را درست میکرد. خلاصه یک هفتهای کار ما این شده بود که خودرو را از این تعمیرگاه به آن تعمیرگاه میبردیم. طوری که خودم نیز کلی در تعمیر خودرو استاد شده بودم. بعد از یک هفته دوندگی و پول خرج کردن، خودرو روبهراه شد و سرپا ایستاد. طوری که خودم هم نمیتوانستم تشخیص دهم این همان خودرویی است که یک هفته پیش خریده بودم.
بعد از آن که همه کارهای آن را انجام دادم خودرو را بردم منزل. دم خانه پارک کردم و چون آپارتمان ما پارکینگ ندارد آن را در کوچه پارک کردم. بعد از شام از خوشحالی اینکه خودرودار شدم، رفتم کوچه تا سری به خودرو بزنم که دیدم خودرو سرجایش نیست. به سرم زدم و کوچه را بالا و پایین کردم اما نبود که نبود. بلافاصله برگشتم خانه و به خانم و بچهها خبر دادم که چه نشستهاید که خودرو را به سرقت بردهاند. آنها نیز سراسیمه به کوچه آمدند و مات و مبهوت به جای خالی خودرو ماتشان برد.
همان لحظه پسرم گفت به پلیس اطلاع دهیم. تازه عقلم سر جایش آمده بود. لباس عوض کردم و به کلانتری محل رفته و مدارک را نشان دادم و اعلام سرقت کردم.
چند هفتهای گذشت که تلفن خانه به صدا درآمد و از اداره آگاهی اطلاع دادند خودرو سرقتی پیدا شده، حالا حدس میزنید چه کسی آن را به سرقت برده بود. یکی از افرادی که خودرو یم را برای تعمیر نزد او گذاشته بودم. نمیخواهم این صنف را سارق اعلام کنم چون واقعا صنف زحمتکشی هستند و نباید به خاطر یک نفر بقیه را محکوم کرد. او با ساختن سوئیچ یدکی براحتی دست به سرقت زده بود و البته بار چندمش بود که کار خلاف انجام میداد.
سارق در اعترافات خود سرقتهای دیگری را نیز اعلام کرده بود. چند مشتری دیگر نیز مانند من دچار همین وضع شده و خودرو آنها توسط آن سارق به اصطلاح تعمیرکار به سرقت رفته بود. تنها شانسی که آوردم این بود که قبل از اوراق کردن آن، توسط ماموران زحمتکش آگاهی پیدا شده بود. ولی بقیه خودروهای سرقتی اوراق شده و ماکت آن به جا مانده بود.
بله دوستان در چنین مواقعی واقعا باید هوشیاری به خرج داد.
حسن جهانی- کرج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم