در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای اخیر نیز همه ساله در «شب یلدا» از طریق تلفنهای همراه خود این عبارت را دریافت میکنند تا در طولانیترین شب سال عطر و بوی شهادت خانههایشان را معطر کند و با یاد شهدا و فرمانده شجاع این گردان،شب را سپری کنند.
به گزارش ایسنا مهدی ناصری در سال 1341 در شهرستان ساوه متولد شد. پس از اخذ مدرک دیپلم به خیل جهادگران سازندگی پیوست و با شروع جنگ، در کسوت سبزپوشان توحید( سپاه) درآمد و در جبهههای نور علیه ظلمت، روشنیها را در نوردید.
در عملیاتهای مختلف، از جمله «رمضان»،«بیتالمقدس»،«والفجر مقدماتی»،«والفجرهای 1، 2 ، 3 ، 4 ، 8 »، «خیبر» و «بدر» و «کربلاهای 4 و 5 » حضور یافت و با پذیرش مسئولیتهای خطیری همچون فرماندهی گردان ولیعصر(عج)،قائممقامی فرماندهی سپاه ساوه و ... کاردانی و پشتکار خویش را در خدمت و دفاع از آرمانهای مقدس و معنوی اثبات کرد و سرانجام در شب یلدای سال 1366 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شلمچه مشهد آن شهید، عطر خون و حماسه او را هنوز در مشام خویش دارد و نقطه نقطه خاک مقدس ایران بزرگ یاد او و برادرش هادی را که قبل از او در راه دفاع از کشور و مکتبش جاویدالاثر شد،فراموش نخواهند کرد.
وصیتنامه سردار شهید مهدی ناصری:
بسمالله الرحمن الرحیم
«انالله اشتری من المؤمنین باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه».
در این لحظات حساس که لشکریان اسلام میروند تا با دادن جان خویش از آرمانهای الهی و میهن خود پاسداری کنند،وصیتنامه خویش را آغاز میکنم.
شب هنگام است. در میعادگاه عاشقان حسین، همه در حال وداع هستند. این آخرین دیدار است. کوله بر دوش و آماده رزم،منتظر طلوع فجر ... .
در دست بسیجیان،اسلحه بر زمین افتاده شهدایمان است و در دلهایشان نور ایمان.
این خیل مشتاق،گویی به سراغ معشوق خود میروند. اینگونه که آرام و قرار ندارند... .
گاهی اوقات فکر میکنم که باید روزی هزاران هزار بار، شکر الهی را به جای آورد که در چنین موقعیتی زنده هستم و میتوانم در راه حق جهاد کنم و جان ناقابل خود را – که امانتی بیش نیست – در راه قرآن و اسلام فدا کنم.
ای جوانان عزیز، ای امت قهرمان، فرصتها را غنیمت بشمارید و راه شهدای عزیز را ادامه دهید که تنها مایه عزت ما، همین جهاد در راه خداست. مبادا که از امام دست بردارید. او بود که اسلام را نجات داد.
و شما ای پدر و مادر عزیزم، بدانید که من آگاهانه به این راه قدم گذاشتم و میخواهم – اگر خدا قبول کند – همچون حضرت «علیاکبر(ع)» در کربلای ایران، خونم ریخته شود... .
اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد، شما صبور و بردبار باشید که خداوند صابران را دوست دارد و خدای را شاکر باشید که امانت الهی را باز پس دادهاید.
و شما برادران و خواهرانم،امیدوارم که شما نیز همیشه موفق و مؤید بوده باشید و راهی را بروید که رضای خداوند در آن است.
روحش شاد و یادش گرامی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: