در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درخت گیلاسی که از آن بالا میرفتم و همبازیهایم که امروز برای خودشان خانم و آقایی شدهاند.
تو همیشه با چشمانی مهربان و دستانی که بوی اقاقیا میدهد، به استقبال تک تک ما میآیی. خانه با گرمای محبت تو گرم میشود. میخواهم امسال نیز به دیدن تو بیایم.
برایم یک فال حافظ بگیر. در شبی که فقط یک دقیقه بیشتر برای کنار هم بودن فرصت داریم. کاش این یک دقیقه زمان میایستاد تا یک شب در سال بتوانیم یک دل سیر هم دیگر را ببینیم. همه ما میدانستیم که چشم انتظار تکتکمان خواهی بود، چون به قول خودت: هر گل یک بویی دارد. برای همین هر جا که باشیم، خودمان را به سفره مهر تو میرسانیم. انار و هندوانه و آجیل بهانه است، حرفهای تو نقل مجلس است، وقتی فال تکتکمان را میخوانی و با توجه به شناختی که از ما داری به فراخور حال ما معنا میکنی.
باور کن هر سال همانی را میگویی که در دل دارم. امسال هم برایم حافظ بخوان.
معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصهاش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
میخواهم این یلدا را نیز کنار تو باشم. خانه را آب و جارو کن. سفره قلمکار را پهن کن و مثل همیشه بینظیر آن را بیارای. من و همه همبازیهای روزهای کودکی، دلمان کنار توست. هرچند حالا دیگر خانهات خیلی دور است. امسال شب یلدا برایت سوره حمد میخوانیم و بازبه یادت کنار هم جمع میشویم، چون تو میگفتی بهانههای کنار هم بودن را نباید کمرنگ کنیم. بزرگترین لذت زندگیات وقتی بود که ما کنار هم بودیم و صدای صحبت و خندهمان خانه را پر میکرد. امسال هم حافظ میخوانیم. امسال هم به یادت هستیم... .
خدا کند هیچ بابابزرگ و مامان بزرگی شب یلدا تنها نماند، خدا کند یادمان نرود این شب، با بزرگترها شیرینتر است. آنهایی را که داریم، قدرشان را بدانیم و به یاد آنهایی باشیم که یلدای گذشته کنارمان بودند.
ندا داوودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: