راننده خسته است

عصبانیت رانندۀ کامیون فروکش نمی کند و با اشارۀ مخصوص رانندگان از او می خواهد کنار جاده توقف کند. بعد از اینکه پیاده می شود به سمت بروجردی می رود و سیلی محکمی به صورت او می زند.
کد خبر: ۵۲۳۶۵۸
سردار شهید محمد بروجردی به همراه چند تن از هم رزمانشان از مسیر جادۀ سنندج به سمت کرمانشاه به راه می افتند. در مسیری که سبقت گرفتن ممنوع است، کامیونی از قصد سبقت گرفتن از او را دارد. در ابتدا شهید بروجردی راه نمی دهد تا اینکه رانندۀ سمج با چند بوق گوش خراش اعتراض می کند و در نهایت از او سبقت می گیرد.

عصبانیت رانندۀ کامیون فروکش نمی کند و با اشارۀ مخصوص رانندگان از او می خواهد کنار جاده توقف کند. بعد از اینکه پیاده می شود به سمت بروجردی می رود و سیلی محکمی به صورت او می زند. در همان لحظه هم رزمان بروجردی قصد پیاده شدن و تأدیب رانندۀ کامیون را دارند که بروجردی مانع می شود و می گوید: چشمان او خسته است و عصبانیت او ناشی از خستگی است.

بروجردی ساعتی بعد وارد محوطۀ سپاه می شود و اتفاقاً همان رانندۀ عجول را در محوطه می بیند که داد و بیداد راه انداخته و می گوید: من خسته ام، کار دارم، چرا کسی بار مرا خالی نمی کند؟

بار محموله لوازمی است که برای سپاه ارسال شده است. راننده متوجه حضور بروجردی می شود. بروجردی نگاهی مهربانانه به او می کند و از مسئول تدارکات می خواهد، هر چه زودتر بار او را خالی کنند. (نوید شاهد)
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها