میرتاجالدینی در پاسخ به این پرسش که به نظر شما فضای تعامل بین دولت و مجلس، رضایتبخش هست یا خیر، گفت: «فضای تعامل بین دو قوه باید بهتر از این باشد. انتظار ما از مجلس نهم تعامل بیشتری بود اما نه تنها این تعامل افزایش نداشت بلکه نسبت به مجلس قبلی، کاهش هم داشت. هرنوع همفکری و تعامل بین مجلس و دولت به پیشبرد اهداف نظام کمک میکند. یکی از رویکردها این است که در مجلس حمایت از دولت باید یک موضوع مثبت تلقی شود، در حالی که الان متاسفانه اینطور نیست. اگر عدهای از نمایندهها بخواهند از دولت حمایت کنند برایشان فضای سنگینی ایجاد میشود و به آنها لقب وکیل دولت را نسبت میدهند. مگر دولت نماینده مردم نیست؟ رئیسجمهور مستقیما از طرف مردم انتخاب میشود. امتیازی که دولت دارد و مجلس ندارد این است که رئیسجمهور از سمت رهبری تنفیذ میشود. پس چرا حمایت و همراهی و همکاری با دولت یک مساله بد از سوی برخی دیده میشود؟»
محمد حسین فرهنگی، عضو هیاترئیسه مجلس هم در ادامه صحبتهای میرتاج الدینی گفت: «روابط بین مجلس و دولت رابطه خوبی نیست. البته در مجلس هفتم و هشتم هم روابط خوبی بین دولت و مجلس حاکم نبوده و جالب اینجاست که هر چه جلو میآییم به جای اینکه از نظر حقوقی و منطقی روابط بهتر شود، بدتر میشود. در قانون اساسی آمده است که حاکمیت، یکی است و اینطور نیست که مجلس یک نوع حاکمیت داشته باشد، دولت هم یک حاکمیت جدا!
فرهنگی صحبتهایش را با بیان اینکه تعامل با تبعیت کورکورانه متفاوت است، ادامه داد و گفت: «بعضیها تعامل را دنباله روی و تبعیت کورکورانه و بدون توجیه تعبیر میکنند که این موضوع با روح قانون اساسی در تضاد است. قانوناساسی هریک از قوا را به صورت جداگانه تعریف کرده است. نمایندگان مجلس وقتی وارد مجلس میشوند، نماینده همه مردم میشوند و میتوانند در موارد مختلف اظهارنظر کنند. مشکل اینجاست که دولت حس میکند که نمایندگان میخواهند در امور اجرایی دخالت کنند و در مجلس هم وقتی این حس به وجود میآید که دولت به دنبال مجلسی تابع است که وارد جزئیات نشود، اختلاف و مشکل به وجود میآید. به نظر من اگر چارچوبهایی که در قانون اساسی آمده است رعایت شود، هیچ مشکلی به وجود نمیآید.
میرتاجالدینی در تکمیل صحبتهای قبلی خود گفت: «نکتهای که در مورد انتخاب مستقیم رئیسجمهور از سوی مردم ذکر کردم برای این بود که توهم این که همکاری با دولت، کار خوبی نیست، برطرف شود. برخی حس میکنند وقتی نماینده مجلس میشوند باید همیشه نسبت به دولت و رئیسجمهور نگاهی انتقادی داشته باشند. رئیس جمهور چند روز پیش گفته بودند که دیگر دوران قاجار نیست که نمایندگان بخواهند هر روز برای دولت محدودیت ایجاد کنند. دولت و مجلس هر دو منتخب مردم هستند. نگاه دولت به مجلس هم این نیست که مجلس نظارت نکند، بلکه دولت وظایف قانونی مجلس را قبول دارد اما حرف ما این است که مجلس به عنوان قانونگذار، وارد مسائل اجرایی نشود. مثلاً هدفمندسازی یارانهها قانون بود که قرار بود طی پنج سال اجرا شود اما در گام دوم توسط مجلس متوقف شد.»
فرهنگی در مورد تعریف وی از تعامل مثبت گفت: «تعریف تعامل روشن است. اگر دولت و مجلس وظایف مشخص شده خود را بدرستی انجام داده و به حوزههای مربوط به یکدیگر دخالت نداشته باشند، تعامل مثبتی بین این دو قوه ایجاد میشود. برخی رسانهها شیطنت میکنند و میگویند مجلس در مواجه با دولت لجوجانه برخورد میکند در حالی که این تصور اشتباه است. در موضوعاتی مثل ادغام و هدفمندسازی هم مجلس با نگاهی بر وضع موجود به این نتیجه رسید که دولت باید کمی در اجرای این دو قانون صبر کند تا وضع اقتصادی کشور کمی سامان پیدا کند و اصلاً موضوع لجبازی مطرح نبوده است.»
فرهنگی در مورد سهم مجلس در بد بودن تعامل بین دو قوه هم گفت: «در این مورد میتوانم بگویم که در اغلب مشکلات، شروعکننده دولت بوده و ادامه ماجرا از سمت مجلس بوده است.»
میرتاج الدینی هم در این باره گفت: «اگر مرزی بین قانونگذاری مجلس و اجرای قانون توسط دولت تبیین شود تعارضات به مراتب کمتر میشود. فکر میکنم با یک الگوی کارآمد این تعارضات حل خواهد شد. کمااینکه ما پیش از این هم دیدهایم که میتوانیم این تعارضات را حل کنیم. وقتی در بحثهای اجرایی و قانونگذاری تداخل ایجاد میشود این تعارضات ایجاد میشود. به نظر من مجلس گاهی شتابزده عمل میکند. مثلا در بحث ادغام، سرپرستی وزارت ارتباطات به وزیر مسکن سپرده شد تا در ادامه با همفکری مجلس بحث ادغام انجام شود. آیا واقعا باید برنامه پنج ساله را تغییر داد یا باید با بحث و تبادلنظر به یک توافق رسید؟»
در بحث ادغام دوستان آمدند و تصمیم شتابزدهای گرفتند. اولا آمدند و گفتند ادغام باید با اجازه مجلس باشد، دوما گفتند یک وزیر دیگر نمیتواند سرپرست وزارتخانه دیگری باشد، آیا این دخالت در امور دولت نیست؟ این در حالی است که قانون اساسی صراحتا میگوید که انتخاب سرپرست حق رئیسجمهور است. یک سوال از آقای فرهنگی دارم، کدام ورود مجلس به حل مشکلات اقتصادی کمک کرد؟ سوال از رئیس جمهور یا جلسات با دولت؟»
فرهنگی اینطور پاسخ داد: «مصوبه مجلس برای شناورکردن قیمت ارز کمک شایانی در حل مشکلات اقتصادی داشت. دولت احساس میکرد از فاصله قیمت اصلی تا قیمت کاذبی که ایجاد شده بود میتواند برای یکسری هزینههای جاری استفاده کند. وقتی فشار و محدودیت هست و درآمدهای کشور به هر دلیل کم شده است، احساسی به وجود میآید که بالا رفتن قیمت ارز، یک منبع در آمد میشود که با مصوبه مجلس این منبع از بین رفت.»
صحبتهای فرهنگی، واکنش میرتاجالدینی را در پی داشت. معاون رئیسجمهور در امور قانون اساسی گفت: «تثبیت نوسانات ارز قبل از این مصوبه مجلس انجام شده بود. ارز مرجع، ارز مبادلهای و... باعث شد همه چیز به سمت تثبیت حرکت کند. سیاست دولت هیچ وقت به دنبال بالارفتن قیمت ارز نبود. سیاست شخص رئیسجمهور هم این بود اجازه ندهد پول ایران ارزشش سقوط داشته باشد. در هر موضوع خاصی مجلس میخواهد وارد موضوعات اجرایی شود.
فرهنگی گفت: «راه برونرفت از این قبیل اختلافات، طرح مسائل در جلسات و التزام به جمعبندیهاست. نامهنگاری و صحبت پشت تریبون به حل مشکلات کمک چندانی نمیکند. قانون اساسی وظایف همه را مشخص کرده است و بهتر است مسائل در جلسات مشترک حل شود. »
میرتاجالدینی هم در این مورد اظهار کرد: «باید قوا را در مرز تعریفی قانون اساسی به رسمیت بشناسیم.»
معاون رئیسجمهور در امور قانون اساسی صحبتهایش را این طور به پایان رساند: «باید به سمتی حرکت کنیم که حضور مردم، حضوری جدی باشد. قدرت حقیقی، قدرت مردم است و باید آن را حفظ کنیم. بحثی که وجود دارد آییننامههای داخلی مجلس و دولت است که اگر اصلاح شود، تعاملات بین دولت و مجلس مفیدتر خواهد شد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم