در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عشق به خانههای قدیمی ایرانی در وجود همه ایرانیان نهفته است. شاید برای همین است که این خانهها و آدابی که در آنها جاری است، هر ایرانی را به خود جذب میکند، حتی آنهایی را که کمتر این خانهها را دیدند یا در آنها زندگی کردهاند.
این وابستگی ذهنی و قلبی را وقتی میتوان دید که بچههای نسل امروز که به بچههای آپارتمانی معروف هستند، وقتی سریالی مانند «یک تیکه زمین» را تماشا میکنند، نگاهشان برق میزند و بر زبان میآورند که ایکاش ساکن یکی از این خانهها بودند؛ خانههایی که برای نسل ما نوستالژی و خاطرهای فراموشنشدنی است و برای نسل امروز تصویری زیبا، اما دور از ذهن.
معدود خانههای قدیمی که در بسیاری شهرها هنوز نفس میکشند، در تیررس بولدوزرهایی هستند که بزودی بیلهای خود را بر دیوارهای این خانهها میکوبند و آنها را به خانههای عمودی و به اصطلاح قوطی کبریتی تبدیل میکنند که نفس کشیدن در آنها سخت است. در چنین شرایطی آثار تلویزیونی میتواند با بیدار کردن حس ذاتی آدمها و دلبستگیای که ایرانیها به این خانهها دارند، از تخریب این خانهها جلوگیری کند.
درست است که شرایط جامعه عوض شده و جمعیت زیاد شهرها به سرپناهی برای زندگی نیاز دارند، اما فرهنگ ایرانی هم باید جایی برای ماندن داشته باشد.
علیاکبر محلوجیان نویسنده سریالهایی مانند پدرسالار، زیرتیغ، مثل هیچکس، فرات و یک تیکه زمین، بازمانده نسلی است که باور دارد نوع معماری خانه بر روان آدمها تاثیر میگذارد و خانه هر چه فراختر باشد، بیشتر میتواند روح آدمها را صیقل دهد.
شاید خیلیها بگویند محلوجیان سالهاست خودش را تکرار میکند؛ اما این تکرار زیباست، چون باعث زنده نگهداشتن فرهنگ ایرانی و چگونه زیستن او میشود.
یک تیکه زمین، خانهای را نشان میدهد که انگار معماری و سبک و سیاق زندگی در آن با شیر مادر به جانمان نفوذ کرده است.
محلوجیان با نوشتههایش و با تصویری که از این فرهنگ میدهد به نسل امروز میگوید: گذشته باطراوت را حفظ کن.
طاهره آشیانی / دبیر گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: