در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیش از این غرب با اقداماتی نظیر قطع تصاویر شبکههای ایرانی از بعضی ماهوارهها، ایجاد محدودیتهای گوناگون برای شبکههای ایرانی در نقاط مختلف جهان، حملات سازمانیافته به دفاتر العالم و پرستیوی در سوریه و...، عزم جدی خود را برای مقابله با نفوذ رسانهای ایران در جهان نشان داده بود.
با وجود تحریمهای متعدد ایران پس از انقلاب، تحریمهای اخیر آمریکا نه تازگی دارد و نه اتفاق شگفتی به شمار میآید. در این میان اما اهتمام مثالزدنی غرب برای مقابله با صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را شاید بتوان اتفاق قابل تحلیلی به شمار آورد و به بررسیاش نشست.
این ماجرا از دو منظر قابل بررسی و تدقیق است؛ نخست اینکه غرب با آن سابقه عریض و طویلش در زمینه طرح ادعاهای گزاف پایبندی به آزادی بیان، بخوبی میداند تحدید و تحریم یک رسانه در افکار عمومی جهان، چه پیامدها و هزینههایی را به دنبال دارد و قضاوتهای جهانیان را به کدام سمت خواهد برد.
با این حساب اما چرا حاضر به پرداخت چنین هزینهای است؟ پاسخ را شاید بتوان در تاثیرگذاری و نفوذ رسانهای جمهوری اسلامی ایران در جهان جستجو کرد، تاثیر و نفوذی که غرب را چنان نگران کرده که حاضر میشود، بهرغم آسیب دیدن وجهه جهانیاش و بهرغم همه شعارها و ادعاهایش در زمینه آزادی بیان و به رسمیت شناختن فعالیت آزاد رسانهها، کمر به مقابله آشکار با یک رسانه ببندد و اینچنین خود را رسوا کند.
روی دوم سکه هم به فضای پس از تصویب و اعمال این تحریم رسانهای بر میگردد. این دست اتفاقات در کنار ظاهر محدودکننده و آسیبرسان خود ـ که اقتضای طبیعت آنهاست و به تعبیر مسوولان ارشد کشور، ایران در این سی و اندی سال در مقابلش واکسینه شده است ـ پتانسیل بیبدیلی را برای افشای ذات فریبنده غربیها و رساندن فریاد مظلومیت ایران به گوش دنیا، در اختیار میگذارد.
با کمی تدبیر و تلاش شاید بتوان سمت بُرّان این تیغ ظاهراً ضدایرانی را به سمتِ خود غرب برگرداند و هژمونی رسانهایاش در دنیا را هدف گرفت. اتفاقی که در حالت عادی، به سختی میافتاد و انرژی بسیار بیشتری را میطلبید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: