در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خاطره زیر از فعالیتهای گروههای مختلف در اردوگاه اسارت است که در کتاب "خاطرات خانه ی احیا" منتشر شده است:
هر کس به محض داخل شدن برنامه خاص خودش را داشت. معمولاً همه ابتدا لباس راحت میپوشیدند. برای تعویض لباس، پتو یا ملافهای را روی دوش میانداختیم تا با شورت دیده نشویم. کسی پیراهن آستین کوتاه نمیپوشید. لباسهای داخل معمولاً پیژاما بود.
عراقیها به عنوان لباس راحت به ما «دشداشه» میدادند. بچهها با مهارت خاصی که نتیجه تمرین سالها بود از آنها با حداکثر صرفهجویی پیژاما درست میکردند. تا مدتها بود از آنها با حداکثر صرفهجویی پیژاما درست میکردند.
تا مدتها تمام لباسها دست دوز بود و وقت زیادی صرف خیاطی میشد. با دایر شدن خیاطخانه این کار سرعت گرفت. البته هنوز هم دوختن چیزی با دست هنر و مهارت به شمار میآمد.
برای داشتن یک تصویر درست از داخل آسایشگاهها باید مفهوم شهر را در مورد 130نفر در یک فضای 170متری تعمیم داد.
درآسایشگاه هر کس «جایی» داشت به اندازه 8/0 × 2 متر که حکم خانهاش را داشت.
در آسایشگاه 6پنجره بود که درگاه آنها هر کدام به دو گروه غذایی اختصاص یافته بود که وسایل خورد و خوراکش را بچیند. چند راهرو به عرض تقریباً 1 متر رفت و آمد بین جاها را ممکن میساخت به طوری که کسی از «روی» جای دیگری برای رفتن به منزل خودش عبور نکند. یک سکو کنار در برای دستشویی، شیرآب، یخ، حمام و ظرف و رخت شستن ساخته شده بود. هر 10نفر تشکیل یک «گروه غذا» میدادند و هرکدام یک «قصعه» برای غذا گرفتن داشتند. یک نفر بسته به توافق گروه به عنوان «مادرگروه» انتخاب می شد.
هر روز، هر هفته یا دورهای طولانیتر یک نفر مسئول غذا میشد. البته گروههای غذایی نیز بسته به نظر ارشد هر چند وقت یک بار تجدید سازمان میشدند. این 13 گروه غذایی مهمترین تقسیمات آسایشگاه بود. هر نوع جیرهای اعم از خوراکی، پوشاکی، بهداشتی و غیره که عراقیها یا صلیبیها میدادند درآسایشگاه ابتدا 13قسمت میشد و به گروهها تحویل و بعداً در بین افراد تقسیم میشد.
هر آسایشگاهی برای جزئیترین امور مسئول معینی داشت. مسئولیتهای آسایشگاهی و اردوگاهی را میتوان بدین ترتیب ذکر کرد:
-مسئول نان: معمولاً دو نفرند که هر صبح دو یا سه گونه را برداشته به نقطهای در محوطه میرند. گونیهای نان اردوگاه در این محل تخلیه میشوند. با نظارت مسئول اردوگاه نان بین آسایشگاهها تقسیم میشود. مسئولین نان گونیهای نان را بر دوش به داخل آورده در گوشهای از آسایشگاه که به این کار اختصاص دارد آنها را با دقت ازنظرکیفی و کمی بین 13گروه تقسیم میکنند.
نان یک امر حیاتی است که کسی نسبت به آن بیتفاوت نیست. روزی که نان برشته است روز خوبیست. روزی که نان کم و یا خمیر است کمی کسالتآور است. هر که گذشت بیشتری دارد نان خوب خود را به دیگری واگذار میکند. ورود نان به اردوگاه یعنی این که زندگی ما یک روز دیگر تضمین شده است.
-مسئول نظافت: یک نفر یا بیشتر که بر نظافت روزانه آسایشگاه نظارت دارد. نظافت هر روز توسط یک گروه 4 یا 5 نفره که از قبل توسط ارشد تعیین شدهاند صورت میگیرد.
هر صبح تمام بچهها موظفند جای خود را مرتب کرده و آن را کنار دیوار «جمع» و آسایشگاه را ترک کنند.
به طوری که حداکثر کف سیمانی آشکار شود. نظافت شامل جارو، تی یا گونی کشیدن،شستن کامل و در صورت وجود مواد لازم، ضد عفونی کردن سکو و محل ورود با کفش، دستشویی، حمام و وسائل توالت میباشد. وسائل توالت عبارت از یک سطل پلاستیکی برای مدفوع و یک نصفه حلب روغن سوراخ شده برای ادرار است.
این دو قطعه هر روز شسته و در آفتاب گذاشته میشود.
ورود به آسایشگاه، پس از خشک شدن نسبی، آزاد میگردد. ناگفته نماند همین زمان نیمساعته نظافت، گاهی برای تمرینهای مخفی که بعداً توضیح داده خواهد شد بکار میرود.
-مسئول حمام: از چند سال که دئوترم نصب شد، او کسی است که در زمستانها آب گرم را بین بچهها تقسیم و نوبتهای حمام را تنظیم میکند.
-مسئول یخ:موظف است یخهایی را که بچهها درتابستان از کامیونها بر دوش تا آسایشگاه میآورند شکسته و در یخدان قرار دهد و برای حداکثر بهرهبرداری ازآن برنامهریزی کند.
-مسئول ورزش: تیمهای فوتبال، والیبال، بسکتبال آسایشگاه را در سه دسته1، 2 و 3 تنظیم میکند. داوطلبان پینگپونگ را ثبت نام کرده و نوبتبازی هریک را اعلام مینماید. برای تیمهای آسایشگاه لباس طراحی، تهیه و نگهداری میکند.با مسئولین ورزش اردوگاه برنامههای مسابقات را هماهنگ مینماید.
-مسئول تئاتر: تهیه سناریو،تعیین کارگردان و بازیکنان،تدارک و نگاهداری پرده،لباسها، وسایل گریم، وسایل صحنه و تعیین وقت تمرین بهعهده اوست.
-مسئول سرود: تنظیم گروهها و برنامههای سرود برای آسایشگاه.
-مسئول نگهبانی: تنظیم لیست نگهبانان شب و تحویل پست به آنها.-مسئول بیتالمال: بیتالمال خزانه آسایشگاه است که در آن پول و موادغذایی جهت استفاده عموم نگهداری میشود. اموال و خوراکیهای آن طبق برنامه یا بنابر ایثار افراد از جیرههای شخصی جمعآوری شده است. مسئول بیتالمال موظف است با توافق ارشد بسته به مناسبت و موقعیت انها را توزیع کند. برای این که اول صبح زمستان تمام افراد یک لیوان شیر داغ بخورند باید دم او را دید تا سرکیسه را شکل کند.
-مسئول دارو: شاید درتمام آسایشگاهها نباشد. داروهای ضروری و وسایل درمان ابتدایی را با نظارت بهداری اردوگاه نگهداری و در مواقع ضروری از آنها استفاده مینماید.
-مسئول فرهنگی یا گروه فرهنگی: نظارت و هماهنگی فعالیتهای فرهنگی مثل کلاس، تئاتر، سرود و غیره.
-مسئول اذان: وظیفه دارد اوقات شرعی را با هماهنگی با کلیه آسایشگاهها تعیین و برای هر نمازیک نفر را جهت ده دقیقه تلاوت قرآن و دیگری را برای اذان انتخاب نماید.
-مسئول کتاب: نظم و آرایش کتابخانه آسایشگاه، تحویل کتاب از کتابخانه اردوگاه و توزیع آنها، صحافی و ترمیم کتب.
-باغبان: در سهم هر آسایشگاه ازخاک قابل کشت حیات اردوگاه انواع صیفیهای موجود را کاشته و محصول را جمعآوری و توزیع مینماید. به جزمسئولیتهای فوق که تعریف شده و مشخصاند، همیشه افراد خیر و ایثارگری وجود دارندکه درکلیه موارد برای کمک حاضرند: کول کردن بیماران تا بیمارستان (چنین شخصی آمبولانس نامیده میشود) هم زدن حلیم از شب تا صبح، بیل زدن باغچه، آرد کردن خیر داخل نان برای حلیم و کتلت، بار زدن زبالههای اردوگاه به کامیون، یاد دادن الفبا به بیسوادان، آوردن گونیهای قنداز آشپزخانه، رتق و فتق کردن امورمختلف وقتی واکسنهای قوی تمام بچهها را از پا درآورده و بستری کرده، شستن پای تبدار بچهها با آب و نمک هنگام شیوع بیماریهای واگیردار شدیدکه از هر آسایشگاه تنها پنج یا شش نفر سرپا میمانند، انجامکارهای آسایشگاه مثل دوختن گونی نان و تعمیرپتوهای عمومی راهرو، برای مراسم و جشنها شیرینی و شربت درست کردن، در تمرینات تئاتر یا سرود نگهبانی دادن، ریش نوجوانانی را که نمیخواهند از تیغ استفاده کنند با قیچی دانهدانه کوتاه کردن، هنگام رفتن برق بچهها را با حوله باد زدن، سرشارازتلاش و ایثاربودن و همواره با لبخند و روحیهای شاد خاطرات خوش تعریف کردن و بچهها را شاد کردند.تعدادی، و نهقلیل،از این قبیل مردان و جوانان بودند که گویی جز خدمت به دیگران کار دیگری نمیدانند.
ایشان کمترین غذا را میخورند، بدترین (پرسروصداترین و بدبوترین) جاها را انتخاب میکردند، لباسهای تنگ و خراب را بر میداشتند، دفترچه و نامههای سفید خود را به دیگران میدادند و درصدها امر کوچک و بزرگ دیگر خود را فدا میکردند تا دیگران راحت باشند.(فارس)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: