من قاتل لارا نیستم

راسل تورگ، مرد چهل ساله‌ای است که به اتهام ایجاد تصادفی که در آن همسرش لارا بلافاصله جانش را از دست داد دستگیر شده است. او مجرم سابقه‌داری است که بنا به مندرجات پرونده‌اش به عمد خودروی فورد قدیمی‌اش را به درخت کوبیده تا منجر به مرگ آنی همسرش شود.
کد خبر: ۵۱۷۹۹۷

«برای این که در زندگی خوشحال باشی، نیازی نیست اتفاقات خارق‌العاده‌ای رخ بدهد. کافی است روزهایت را خوب شروع کنی و شب که به خواب می‌روی احساس کنی مفید بوده و از لحظاتت لذت برده‌ای. برای من زندگی در کنار همسر و فرزندم به اندازه کافی لذتبخش بود و به همین دلیل احساس می کردم خوشبخت‌ترین مرد روی زمینم. دوست داشتم همه چیز همین طور که هست پیش برود و برای بهتر شدن وضع زندگی‌ام از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کردم.

حادثه تلخی که برای من و همسرم رخ داد هنوز هم برایم قابل هضم نیست و نمی‌توانم لحظه‌ای آن را از ذهنم بیرون کنم. یک تصادف همه چیز را از من گرفت و آن زمان بود که متوجه شدم تا چه اندازه شادی‌ها زودگذرند و نمی‌شود انتظار داشت همواره با ما باشند. رفتن همسرم از زندگی من و فرزندم بدترین اتفاقی بود که می‌توانست رخ بدهد و واقعا از وقوعش متاسفم. »​

راسل تورگ، مرد چهل ساله‌ای است که به اتهام ایجاد تصادفی که در آن همسرش لارا بلافاصله جانش را از دست داد، دستگیر شده است. او مجرم سابقه‌داری است که بنا به مندرجات پرونده‌اش به عمد، خودروی فورد قدیمی‌اش را به درخت کوبیده تا منجر به مرگ آنی همسرش شود و خودش تنها از چند نقطه دچار شکستگی‌های سطحی شده است. طبق آنچه پلیس از بازرسی‌های دقیق صحنه تصادف به دست آورده این که ، آقای تورگ در حالی که می‌توانسته به راحتی از برخورد خودرو با سرعت بالایش با درختی تنومند جلوگیری کند این کار را نکرده و بعکس حادثه را طوری پیش برده که لارا با وجود شدت حادثه کوچک‌ترین شانسی برای زنده ماندن نداشته باشد و​ جانش را از دست بدهد. اتهام قتل توسط متهم انکار شده، اما با وجود مدارک کافی او راه فراری نخواهد داشت.

من زنم را دوست داشتم

«من از زندگی زناشویی‌ام راضی بودم. حدود ده سال بود ازدواج کرده بود​م و دخترشش ساله‌ام شیرینی زندگی‌ام بود. لارا می‌دانست که قبل از ملاقات او من مردی بودم که زندگی را جدی نمی‌گرفتم و رفت و آمد با آدم‌های ناباب سبب شده بود برخی رفتارهایی از من سر بزند که در جامعه پذیرفته نمی‌شد. همسرم همه چیز را در مورد گذشته نه‌چندان خوب من می‌دانست و با این حال حاضر شد با من ازدواج کند. وقتی بچه دار شدیم شادی‌هایمان چند برابر شد. دخترمان سالم و سرحال بود و با این که وقت زیادی از من و مادرش می‌گرفت، اما عاشقانه دوستش داشتیم و از بودنش لذت می‌بردیم.

لارا زن جوان و شادابی بود که برایم همه خوشی‌ها را به ارمغان آورده بود. اگر من در گذشته کارهای خلاف کوچکی انجام دادم همه قبل از ازدواج با همسرم بود و پس از آن به مرد دیگری تبدیل شدم و می‌خواستم یک زندگی عادی مثل همه مردم دنیا داشته باشم. روزی که تصادف مرگبارمان رقم خورد با سرعت بالا حرکت می‌کردم و تنها اشتباهم هم همین بود.

وقتی کنترل خودروی قدیمی‌ام را از دست دادم با درخت تنومندی که کنار جاده بود، برخورد کردم. اولین چیزی که در آن لحظات به آن فکر می‌کردم، همسرم بود، اما بشدت آسیب‌دیده بود و صدای ناله‌هایش را در گوشم می‌شنیدم. هر چه سعی می‌کردم تکان بخورم و به هر شکلی که هست به او کمک کنم بی‌فایده بود. دست و پاهایم بر اثر مچاله شدن خودرو گرفتار شده بود و هیچ کمکی از دستم برنمی‌آمد. جلوی چشمانم لارا از هوش رفت و دیگر صدایی از او درنیامد.

دقایقی بعد چند راننده رهگذر به کمک‌مان آمدند تا هر طور شده ما را نجات دهند. من مدام نام زنم را صدا می‌کردم و می‌خواستم بیدار بماند، اما بشدت خونریزی داشت و مشخص بود آسیب زیادی دیده است. ساعاتی بعد و پس از انتقالمان به بیمارستان فهمیدم او بر اثر شدت جراحات، جانش را از دست داده و من و دخترمان را برای همیشه تنها گذاشته است. از شنیدن این خبر شوکه شده بودم و نمی‌توانستم باور کنم ، تنها چند دقیقه کافی بود تا شریک زندگی‌ام برای همیشه مرا ترک کند. هیچ کس به اندازه من از مرگ لارا آسیب‌ندیده و نمی دانم پرونده تشکیل شده بر چه اساسی است.»​

تصادف عمدی بود

ماموران پلیس شهر نیوهمپشایر آمریکا در تماس رانندگانی که ادعا می‌کردند یک خودروی فورد قدیمی از مسیر جاده خارج شده و با درختی تنومند برخورد کرده به سرعت به محل اعزام شدند.

نیروی‌های امداد که همزمان با پلیس خود را به محل رسانده بودند سعی زیادی کردند تا زوجی را که در خودرو گرفتار شده بودند با کمترین آسیب بیرون بکشند، اما شرایط زنی که در صندلی کنار راننده نشسته بود وخیم تشخیص داده شده و قبل از بیرون کشیدنش از خودرو مشخص شد جانش را از دست داده است.دومین سرنشین، راننده بود که جراحات کمتری داشت، اما او هم قبل از رسیدن نیروهای امداد بیهوش شده و نمی‌توانست اطلاعاتی به پلیس بدهد. ساعاتی بعد و در بیمارستان بود که راسل به هوش آمد و در جریان جزئیات حادثه قرار گرفت.

همه چیز به شکل تصادفات دیگر جاده‌ای پیش می‌رفت تا این که شک ماموران در مورد نوع این تصادف برانگیخته شد. به نظر می‌رسید با وجود سرعت بالای خودرو و این که صاحبش ادعا می‌کرد کنترلش را از دست داده و از جاده خارج شده، برخورد با درخت تنومند و از همان جهتی که لارا را هدف می‌گرفت به عمد بوده و سوالات بسیاری در ذهن ماموران ایجاد کرد. تحقیقات بیشتر به عمدی بودن تصادف حکایت داشت و در نهایت راسل به محض مرخصی از بیمارستان به اتهام قتل عمد همسرش بازداشت شد. اتهامی که به نظر می‌رسد با وجود انکارهای متهم راه فراری از آن وجود نداشته باشد و حقیقتی است که انکارناپذیر است.

قصدی در کار نبود

«آن حادثه شوم نباید اتفاق می‌افتاد. آن روز از ملاقات با یکی از دوستانمان برمی‌گشتیم که من مجبور شدم با سرعت بالا رانندگی کنم. دلیلش را هم بارها گفته‌ام. فرزند شش ساله‌مان را نزد همسایه گذاشته بودیم تا برای چند ساعتی که خانه نیستیم از او نگهداری کند، اما مهمانی خانه دوستمان طول کشیده بود و باید هر چه سریع‌تر به خانه بازمی‌گشتیم تا دخترمان را تحویل بگیریم. می‌دانستیم او اصلا دوست ندارد ساعات زیادی را در خانه همسایه بماند .

لارا چند بار به من تذکر داد آرام‌تر رانندگی کنم، اما دست خودم نبود و نگرانی از این که دخترمان اکنون ناراحت است باعث می‌شد پایم را بیشتر روی گاز فشار بدهم. بالاخره سر یک پیچ ​ احساس کردم لاستیک‌های کهنه خودرو‌ام روی آسفالت لیز می‌خورد و کنترل خودرو را از دست داده‌ام.

قصدی در کار نبود. نمی‌توانستم با وجود سرعت بالا، خودرو را مهار کنم. در همان لحظه به درختی نزدیک می شدیم که راه فراری هم از کنارش وجود نداشت. این که پلیس ادعا می کند من به عمد خودرو را به سمت آن درخت هدایت کرده‌ام تا از طرف کمک راننده به آن برخورد کنم و به همسرم آسیب برسانم دروغ محض است. این حادثه آنقدر سریع رخ داد که هیچ امکانی برای فکر وجود نداشت. من همه سعی‌ام را کردم تا جلوی ​ این حادثه را بگیرم ، اما نتوانستم.

دنیایم به اندازه کافی تیره و تاریک شده و اتهاماتی که به من وارد است، شرایط را بیش از قبل سخت کرده است. مدت‌هاست دخترم را ندیده‌ام و دلم برایش پر می‌کشد. او را به پرورشگاه سپرده‌اند تا در مورد من که ادعای قتل برایم ساخته‌اند تصمیم‌گیری شود. من دلیلی برای از بین بردن زنی را که شادی برایم به ارمغان آورده بود ندارم و تنها سابقه دار بودنم سبب شده به این دردسر بیفتم.»

منبع: کورت نیوز

مترجم :المیرا صدیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها