در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ناخودآگاه قلب این نوشته رفت به این سمت که چقدر نوشتن برای این روزها و این شبها سخت است. ناخودآگاه ذهن این قلم، رفت به این سمت که متفاوت بودن برای روزها و شبهای متفاوت چقدر سخت است. با خود گفتم بهتر است این طور بنویسم که برای بعضی قصهها نمیتوان شروعی پیدا کرد و برخی قصهها پایانی ندارد و این روزها و این شبها دوباره از حکایتی بیپایان، پر است.
ما این روزها و این شبها جور دیگری هستیم. بعضیهامان حالمان خوب است، با اینکه رخت و لباس سیاه به تن کردهایم و این خود جور دیگر بودن را میرساند.
بعضیهامان در خود فرو میرویم و مدام از خودمان میپرسیم که چه معنی دارد نه برای یک روز و یک شب، نه برای دو روز و ده روز و یک ماه و یک سال و ده سال و حتی صد سال، که برای صدها سال متوالی، عدهای بیایند و هر سال در یک زمان خاص حال دیگری پیدا کنند.جور دیگری بشوند. شور بگیرند و با شنیدن تنها «یک نام» بغضهایشان بشکند. بعضیهامان مدام میپرسیم که چه خبر است؟ این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست. و خود این پرسشها، حتی اگر پاسخی برایشان نیابیم و پاسخی برایش نگویند، باز هم ما را جور دیگری میکند.دلمان میخواهد متین و موقر باشیم و همراه با جماعتی که میگویند عاشق او هستند همراه شویم و اگر اشک نمیریزیم، لااقل به اشکهای آنان احترام بگذاریم.
این روزها و این شبها که میشود، بعضی از ما شاید هم بسیاری از ما به یاد مردانی میافتیم از جنس پدرانمان که مردانگی خود را در سکوت، تحمل و بردباری در برابر سختیها و حتی مصیبتها معنا میکردند و به ما میآموختند، اما همین که این روزها میشد آنها هم جور دیگری میشدند. و در ایـــن روزها و این شبها ابایی از گریه کردن نداشتند.
حال بسیاری از ما، این روزها و این شبها هم خوب است و هم خوب نیست. بعضی از ما شبها آرام و بیصدا دنبال آدمهایی که برای حسین بر سینه میزنند راه میافتیم و آرام آرام اشک میریزیم. بسیاری از ما با همین اشکهای نیمه شبی و آرام، آرام میشویم و حتی دلمان میگیرد که چرا بعضیها اینقدر دلشان میخواهد آرامش این شبهای ما را با همهمه، صدا و طبل و دهل به هم بریزند. خیلی از ما دلمان میخواهد نام حسین را بشنویم و آرام شویم. اما این صداهای طبلی امانمان نمیدهد. آن وقت دلمان میخواهد یکی بیاید برایمان لالایی بخواند، زمزمه کند نام حسین را و ما جور دیگری بشویم. آرام بشویم و به فکر فرو برویم که باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: