هفته کتاب هم یکی از همین برنامههاست که سالهاست در آبان برگزار میشود. در این هفته برنامههای متنوعی برگزار میشود از جمله آذینبندی راسته کتابفروشیها، تخفیف خرید کتاب و.... طی این سالها هزاران ترفند مختلف به کار گرفته شده تا مردم به سمت کتاب و کتابخوانی بروند و سرانه مطالعه در کشور افزایش پیدا کند، اما این راهکارها به نظر میرسد چندان موثر واقع نشده است.
در این میان، نهادهای مختلفی هم وارد عرصه میشوند و سعی میکنند در برگزاری هفته کتابی خوب و تاثیرگذار، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را یاری کنند. در پایان این هفته به نظر میرسد برنامهها تمام میشوند و با وجود همه هزینههایی که انجام شده تفاوت خاصی در میزان مطالعه یا ارتباط افراد با کتاب ایجاد نشده است.
در اینجا یک مسأله پیش میآید؛ اینکه برگزاری هفته کتاب تنها به عنوان یک نماد فرهنگی و یادی از این دوست کاغذی مهربان است یا قرار است تاثیرگذار باشد؟ اگر بنا براجرای این هفته به عنوان یک نماد فرهنگی باشد، میتوان گفت طی سالهای گذشته در این عرصه موفق بودهایم و در این دوره هم موفق خواهیم بود.
اما اگر قرار است هفته کتاب روندی طی کند که بر مردم و جامعه تاثیرگذار باشد، باید در برنامهریزی و شیوه اجرای این طرح نیکو بازنگریهایی انجام شود. با نگاهی اجمالی میتوان به این مسأله رسید که تنها چند نهاد خاص همکاری جدی و پررنگی در برگزاری هفته کتاب دارند و سایر نهادها چندان درگیر برگزاری برنامههای این هفته نیستند. این در حالی است که حضور نهادهای آموزشی مانند وزارت علوم یا آموزش و پرورش بیش از هر چیزی میتواند در روند تاثیرگذاری این برنامهها نقش مثبت داشته باشد.
از سوی دیگر، برنامههای این هفته هر قدر هم خوب و موثر باشند، نمیتوانند تاثیر ماندگاری بگذارند؛ چرا که اثرگذاری فرهنگی با یک برنامه و یک هفته انجام نمیشود و نیاز به تداوم در بستر زمان دارد. وقتی با پایان برنامههای این هفته مردم به عنوان کسانی که قرار است با کتاب اخت شوند، به حال خود رها میشوند و این برنامهها تداوم پیدا نمیکند چگونه میتوان توقع ایجاد تغییر یا اثرگذاری آنها را در جامعه داشت؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم