کاری به این نداریم که عدهای از دوستان رسانهای حضور صغرسنیها را به داستان کریستین اندرسن و قصههای قدیمی ربط دادهاند، اما اگر واقعا میخواهیم سالم و سلامت کار کنیم، میتوانیم از علم دندانپزشکی استفاده کنیم تا دستگاههایی که از استخوانهای قفسه سینه بازیکنان عکسبرداری میکند و شیارهای داخل استخوانها، تعداد سالها و حتی به روایتی روز و ماه آدمها را نشان میدهد، این دستگاهها در آلمان وجود دارد و فکر نمیکنم خرید آن خیلی شاق باشد. ما که حقوق میلیاردی به ولاسکو میدهیم، نباید از هزینهکردن برای یک کار اصولی هراس داشته باشیم.
دوم: تنها عضو ایرانی از فدراسیون جهانی والیبال کنار گذاشته شد. سعید درخشنده که حدود هشت سال عضو کمیته مسابقات FIVB بود در انتخابات جدید اعطای این کمیته رای نیاورد.
درخشنده، دلیل حذف خود را شرکت نکردن در اجلاس جهانی لسآنجلس میداند که محل انتخابات رییس فدراسیون بینالمللی و موعد رایزنیهای کاندیداتورهای ملی بود. برای حضور در آن اجلاس روادید داورزنی دیر صادر شد و درخشنده هم در ایران ماند و به آمریکا نرفت، اما این غیبت برای عدهای فرصتی بود تا در بهشت شداد زیرآب او را بزنند و حالا باید سالها منتظر بمانیم شاید فرصتی دوباره پیش آید و یک ایرانی راهی مقر FIVB شود. ما بعد از32 سال هنوز حسرت از دست دادن کرسی استاد ابراهیم نعمتی را میخوریم که در کمیته داوران فدراسیون جهانی عضو بود و با حذف وی هرگز نتوانستیم فردی را جایگزین او کنیم.
سوم: تیم والیبال نوجوانان ایران قهرمان آسیا ـ اقیانوسیه شد، تیمی که هنرش زدن سرویس و داشتن قد بلند بازیکنان بود و از امتیاز میزبانی هم به خوبی بهره برد. ایرج مظفری، سرمربی این تیم مدعی است که هزار ساعت با بازیکنانش کلنجار رفت و 1500 نفر را غربال کرد، اما میدانیم که برای ساختن یک تیم در حد استاندارد بینالمللی در سنین زیر 19 سال باید 10 هزار ساعت وقت گذاشت و حداقل 500 مسابقه تدارکاتی برگزار کرد، اما این استعداد و نبوغ ایرانی است که با تیمی غبار از رخ میزداید و چون آتش زیر خاکستر زبانه میکشد، قدر این نوجوانان را بدانیم که در دنیا بینظیرند.
چهارم: لیگ برتر والیبال هر هفته به نوعی با مشکلات داوری گره خورده است، برخی از داوران ما قاطعیت خود را از دست دادهاند و بعضی از بازیکنان تیمها که سالهای آخر ورزش حرفهای خود را میگذرانند. به خود اجازه میدهند هر بلایی را که میخواهند سرداوران بیاورند و ناظران محترم نیز فقط میخواهند مسابقه را به پایان ببرند. در صورتی که مقررات داوری به هیچکس اجازه نمیدهد در کار داوران دخالت کند و تنها سرگروه تیمها اجازه دارند که در کمال ادب از سرداوران فقط در مورد مسائل خاصی سوال بکنند.
به هر روی، در نبود داورانی چونشفقی که اعلام کرده است با وضع موجود دیگر داوری نمیکند، داوران باتجربه ما باید شهامت بیشتری به خرج بدهند و داوران جوان ـ که تعداد آنها سال به سال افزونتر میشود ـ نیز فاصله عمیق خود را با تجربهداران پر کنند وگرنه مجبور خواهیم شد که برای مرحله پلیاف لیگ برتر داورانی هم از آرژانتین و ایتالیا بیاوریم. داوران جوان و بینالمللی ما باید مثل قدیمیها عاشق قضاوت باشند و برای رشد خود وقت و علاقه بگذارند.
جمشید حمیدی - جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم