این بدبیاری، هم برای ژنرالها و نظامیان در صحنه جنگ غیرمنتظره بود و هم برای سیاستمداران. از اینرو، وزیر دفاع انگلستان مجبور شد فورا در مجلس عوام انگلستان حاضر شده و در این باره توضیح دهد. او درعین حال گفت که قرار نیست تغییری در سیاستهای کلی این کشور به وجود آید. با این حال چنین رخدادی پیامدهای استراتژیک عمیقی برجای خواهد گذاشت.
زیرا از این پس مقامات نظامی ملزم خواهند بود برای انجام هر گونه عملیات در سطح گردان، از ژنرالهای ارشد برای همکاری مشترک نیروهای خارجی و افغان اجازه دریافت کنند. این تصمیم شامل عملیات کوچکتر به طور مثال گشتهای روزانه علیه طالبان یا دیگر شورشیان نخواهد شد. پیش از این تلاش میشد عملیات نیروهای خارجی به طوری برنامهریزی شود که به صورت مشترک انجام گردد.
فلسفه این کار آن بود که نیروهای ائتلاف باید شانه به شانه نیروهای افغان کار کنند. در بسیاری از مناطق، فرماندهان نظامی سربازان تحت امر خود را وا میداشتند که در هر کاری که انجام میدهند به صورت مشترک با نیروهای افغان همکاری کنند. دوش به دوش هم کار کردن بهترین راه برای آموزش و حمایت از نیروهای تازهکار افغان بود. بویژه انگلیسیها که حدود 9500 سرباز در افغانستان دارند و عمده آنها در جنوب کشور مستقر هستند تلاش میکردند روابط نزدیکتری با همتایان افغان خود داشته باشند.
اگر ژنرال آلن نتوانست فرمانش را فورا به اجرا درآورده و ادامه عملیات در افغانستان را قطع کند به هر حال استراتژی ناتو مبنی بر کاهش تدریجی همه نوع همکاری امنیتی با نیروهای افغانستان و نیز پایان دادن به هر گونه عملیات مشترک تا اواخر سال 2014 میتواند در نهایت آسیبهای جدی ناگواری را به همراه داشته باشد. درست است که بخشی از نیروهای افغان قادر هستند روی پای خود بایستند، اما بخشهای وسیعی از آنها هنوز چنین توانی ندارند.
علائمی وجود دارد که نشان میدهد آن دسته از فرماندهان افغان که وابستگی بیشتری به قدرت آتش نیروهای ناتو احساس میکنند یا در زمینه پشتیبانی هوایی هنوز آموزشهای لازم را ندیدهاند تمایل کمتری به همکاری با دشمن یعنی نیروهای طالبان دارند. از سوی دیگر نیروهای ائتلاف نیز بدون حضور سربازان افغان که به آنها در نحوه برخورد با مردم یا تفتیش خانهها کمک میکنند با مشکلات جدیدی مواجه خواهند شد و غالبا تلاشهای آنها بینتیجه خواهد ماند.
به طور کلی در مورد روند رو به افزایش حملات داخلی در افغانستان اظهارنظرهای واحدی وجود ندارد. مقامات ناتو میگویند تنها یکچهارم از این گونه حملات ناشی از نفوذ طالبان یا بر اثر همکاری نیروهای افغان با آنها بوده است. در حالی که بقیه موارد به عوامل ناشناخته دیگر ازجمله اختلافات فرهنگی بازمیگردد.
نیروهای آمریکایی نسبت به همکاران افغان خود احساس خاصی دارند و در بیشتر موارد آنها را فروشندگان مواد مخدر تصور میکنند. از سوی دیگر افغانها نیز همه نیروهای خارجی را کسانی میدانند که به دنبال اشغال سرزمینشان هستند. در این میان دولت حامد کرزای هم سازمانهای اطلاعاتی خارجی ازجمله پاکستان را در این گونه حملات دخیل میداند.
شاید هریک از این برداشتها با خود حقیقتی را به همراه داشته باشد، اما هرچه فشارها بر نیروهای افغان بیشتر شود یا مسئولیت این گونه حملات بر دوش آنها افکنده شود ـ حال آن که این سربازان در مجموع تلفات بسیار بیشتری نسبت به نیروهای خارجی داشتهاند ـ میتواند آنها را افسرده کرده و در نهایت تشویقهای بزرگ طالبان در آنها کارگر باشد. طالبان تا به حال از همین مساله استفاده کرده و در بین آنها نفوذ میکنند.
حال پرسش بزرگ این است که چه باید کرد؟ بخشی از این مشکلات به سرعت استخدام در نیروهای پلیس و ارتش برمیگردد. امسال قرار است تعداد نیروهای نظامی افغان به 350 هزار نفر برسد که هدفی قابل تحقق باید باشد. این تعداد نیروها تقریبا دو برابر نیروهای این کشور در سال گذشته است. در این باره باید توصیههای لازم را کرد تا در گزینش نیروهای جدید دقت بیشتری شود.
با این حال باید گفت هیچیک از این راهحلها قطعی و کامل نیست. یک ایست بازرسی متعلق به نیروهای خارجی در قلب کابل تنها دارای یک اتاقک کوچک است. آنها میگویند کارشان عملیاتی، تاکتیکی و روتین است و نیازی به تجهیزات بیشتر ندارند، زیرا به گفته آنها حملات افغانها زمانی شدت پیدا میکند که یک ویدئوی ضداسلامی در آمریکا تولید و پخش شود. نمایش چنین فیلمهایی سطح خشونتها را بسرعت بالا میبرد.
بههرحال، هر گونه اعتمادی بین نیروهای خارجی و افغانها در واقع بر باد فنا رفته است. طالبان تا اینجا توانسته است پیروزی چشمگیری را به دست آورد. از این پس هرچه اتفاق افتد برای استراتژی آینده ناتو دیگر آسان نخواهد بود. بخصوص که ناچار است هر چه زودتر مسئولیتهای خود را به نیروهای افغان بسپارد. چنین امری برای آینده افغانستان میتواند خطرناک باشد.
اکونومیست / مترجم: علیرضا ثمودی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم