رحمان به دلیل تبحرش در بازکردن در گاوصندوقها به جادوگر معروف شده بود و به دلیل جرایمی که انجام داده بود علاوه بر حبس به قطع چهار انگشت دست راست نیز محکوم شد.
هماکنون او در حبس است و در انتظار محاکمه به اتهام قتلی که ماجرای آن به عصر یکی از روزهای اردیبهشت سال 83 باز میگردد.
در آن روز مأموران کلانتری 117 جوادیه از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران بزرگ مطلع شدند افغانی پنجاه سالهای به نام فیض الله بر اثر اصابت ضربات چاقو در ساختمانی نیمهکاره به قتل رسیده است.
به این ترتیب شهریاری، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران تحقیقات جنایی را آغاز کرد و مشخص شد چهار مرد جوان و میانسال در محل حضور داشتند که مدعی بودند عدهای با ورود به خانه فیضالله او را به قتل رساندهاند.
یکی از خواهرزادههای مقتول که ماجرای قتل را اطلاع داده بود، در تشریح ماجرا به ماموران گفت: صبح دیروز، دو مرد افغانی به خانه داییام آمدند که پولشان را نزد او به امانت بگذارند؛ چرا که آنها به علت نداشتن مدارک مورد نیاز، اما پس از صحبت از امانت گذاشتن پول خود پشیمان شدند.
عصر همان روز این دو نفر به همراه چهار مرد دیگر که دو نفر آنها سلاح کلت داشتند و چهار نفرشان چاقو به خانه داییام آمدند.
سارقان پس از تهدید دست و پای ما را بستند، اما دایی من قصد مقاومت داشت که یکی از مهاجمان او را مجروح کرد. بعد هم با سرقت 20 میلیون تومان که همه آنها امانت بود، پا به فرار گذاشتند.
با این اطلاعات اندک تحقیقات برای شناسایی سارقان به بنبست رسید و سرانجام فردی به نام منصوری دستگیر و مشخص شد عضو یک باند سرقت به نام باند جادوگر است که از منازل سرقت میکنند.
سردسته باند هم یک افغانی است. با وجود این اطلاعات منصوری عضویت در باند جادوگر را نپذیرفت، اما مدعی شد سردسته باند به نام رحمان ملقب به جادوگر به خانه یکی از هموطنانش رفته و از آنجا سرقت کرده و این فرد را نیز کشته است.
به این ترتیب مأموران پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای دستگیری رحمان آغاز کردند و نتایج تحقیقات نشان داد که رحمان سردسته باند خشنی است که دست به سرقتهای مسلحانه در پایتخت میزند.
او و همدستانش پس از شناسایی خانه ثروتمندان، نیمهشب حمله میکردند و با ایجاد رعب و وحشت، پول و اموال با ارزش موجود در خانهها را میدزدیدند.
آنها همچنین با استفاده از تاریکی شب به طلافروشیهایی که در نقاط خلوت شهر قرار داشت، هجوم میبردند و با استفاده از تبحر رحمان جادوگر در بازکردن در گاوصندوقها، طلا و جواهرات موجود را سرقت میکردند.
در این بین پلیس در سال 84 همه آنها را دستگیر کرد و رحمان علاوه بر حبس به قطع چهار انگشت دست راست نیز محکوم شد.
با وجود این اطلاعات بدست آمده هم راهگشای دستگیری رحمان جادوگر نشد تا اینکه با گذشت پنج سال مردی به دادسرای جنایی تهران رفت و مدعی شد که کلید راز قتل فیضالله در دستان اوست.
این مرد گفت: چندی قبل در یک مهمانی خصوصی با مردی آشنا شدم که به رحمان جادوگر معروف است و در آنجا از ماجرای جرایم مختلفش صحبت کرد، در این بین هم از قتلی پرده برداشت که پنج سال قبل مرتکب شده بود.
به گفته این مرد، رحمان مدعی شد که در جریان یکی جرایمش فردی را که معتمد کارگران افغانی بود را به قتل رسانده و بعد از سرقت میلیونی متواری شده است.
بعد از اظهارات مرد جوان، پلیس و بازپرس جنایی که خود را در یک قدمی کشف راز پنج ساله میدیدند، بار دیگر تحقیقات برای شناسایی رحمان را شروع کردند که در نهایت تحقیقات جدید منجر به دستگیری رحمان جادوگر شد اما وقتی رحمان خود را در برابر اتهام قتل دید، این اتهام را رد کرد و گفت که هیچ دخالتی در قتل نداشته است.
رحمان حتی حضور خود در مهمانی شبانه و صحبتکردن درباره جنایت را هم انکار کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم