در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خب وقتی همه کشور در حال اجرای اقتصاد مقاومتی است بد نیست من و آقای خانه و بچهها هم به تعریف دیگری از اقتصاد روی بیاوریم.
فکر کردم برای این کار میتوانیم خیلی از هزینهها را پایین بیاوریم. هزینه مهد کودک، اجارهخانه، خورد و خوراک، پوشاک، برگزاری مهمانیها و هدیه خریدنها و... .
از همان اول فهرست شروع کردیم. یک جلسه مشورتی با خواهر شوهرها و عروسها و مادران حاضر به همکاری در خانواده خودم و همسرم در یک مهمانی عصر کافی بود که فکر هایمان را یک کاسه کنیم. البته ناگفته نماند همسرم به من وکالت تام داد که صرفهجویی کنم. قرار شد خانمهای خانهدار خانواده به ترتیب روزهای هفته متولی نگهداری بچهها شوند و به ازای آن خانمهای شاغل هم در روزهای دیگر هفته، عصرها بچههای آنها را نگه دارند. به هرکس یک روز در هفته رسید. در عوض مادران شاغل باخیال راحت سر کار میروند و مادران خانه دار هم برخی شبها بدون مزاحمت بچهها با همسرشان یاد روزگاران نامزدی را بخیر میکنند. پول مهد کودک هم به جیبهایمان
باز میگردد.
قرار شد به جای پول دادن به سرویس بچهها، پدران و مادران مسیرهایشان را هماهنگ کنند و هر روز یکی بچههای هم مسیر و نزدیک به هم را به مدرسه برساند. به این ترتیب پول سرویس هم به جیبمان برمیگشت.
قرار شد با یکی از جاریهایم یک خانه دربستی اجاره کنیم که اجارهاش بهاندازه همین خانهای که در آن ساکنیم و نوساز است، میشود. از نوسازی آن که چیزی به ما نمیرسد، اما با تعویض این خانه اجاره ما نصف میشود و به هر کدام از ما یک طبقه مستقل میرسد. حیاط و پشتبام هم که دست خودمان است.
قرار شد دید و بازدیدها به مهمانی عصر و یک چای و شیرینی بدل شود و برای شام فقط وقتی مناسبت خاصی باشد دور هم جمع شویم و برای خرید کادو هم حتما با صاحبخانه مشورت کنیم که چه چیزی لازم دارد.
اجرایی شدن این مصوبات به همدلی اعضای خانواده بستگی دارد، اما طرح اولیه اش همه را راضی کرد. امیدوارم این تجربه به کار شما هم بیاید.
از تجربیات یک زنخانهدار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: