در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تحولات در حالی صورت میگیرد که محور ظاهری آن را بر تحولات داخلی در این کشورها تشکیل داده و چنین وانمود میشود که عناصر خارجی در آن ارتباطی ندارند.
آنچه از برآیند این تحولات برمیآید که بانیان این تحرکات بر آنند تا مجموعهای از بحران را در این کشورها و منطقه ایجاد کنند تا در لوای آن به اهداف خاصی دست یابند. بررسی سیاستهای غرب نشان میدهد که آنها برآنند تا فضای منطقه همواره در قالب بحرانی باقی مانده تا در فرآیندی بحرانی بتواند خواستههای خود را اجرایی سازند.
در باب اهداف غرب در قبال این ناآرامی دو محور قابل توجه است.اولا در حوزه داخلی غربیها برآنند تا سرنگونی دولتهای عراق، سوریه و لبنان را اجرایی سازند. غربیها تأکید دارند که دولتهای مالکی، اسد و میقاتی مغایر با سیاستهای آنها پیش میروند و در نهایت نمیتوانند تأمین کننده منافع غرب باشند.
غربیها که حضور مستقیم برای سرنگونی آنها را با شرایط منطقه مناسب نمیدانند با استفاده از جریانهای داخلی این طرح را اجرایی کنند. آنها برآنند تا همزمان با انفجارهای خونین، حرکت جریانهای سیاسی علیه دولت را نیز به اجرا در آورند. به عبارتی دیگر آنها فشارهای سیاسی و امنیتی را همزمان ایجاد کرده تا بتوانند اهداف خود را اجرایی سازند.
ثانیاً غرب برآن است تا بحران سراسری را در منطقه ایجاد نمایند. منطقه اکنون چند رویکرد همراه است. جریان مقاومت، خط سازش، اخوانی ها، سلفیها و القاعده.
غربیها هر کدام از این بازیگران را به خودی خود سدی در برابر خود میدانند برآنند تا به هر نحوی تمام آنها را از صحنه حذف و یا تضعیف و شکننده سازند.
طرح غرب چنان است که بحرانهای منطقه چنان گسترش یابد که در نهایت در تقابلهای موجود تمام این گروههای از صحنه حذف گردند. نکته اساسی آنکه آمریکاییها از برخی کشورهای منطقه برای رسیدن به این تقابل بهرهبرداری میکند. هر چند که آمریکا طراح انفجارها و بحرانهای منطقه است اما اجرای آن را به برخی کشورهای عربی و ترکیه واگذار کرده و چنان رفتار میکند که گویی نقشی در این تحولات ندارد. غربیها و صهیونیستها با تحریک کشورها و نیز افشاگری درباره نقش و عملکرد آنها سعی میکنند تا جنگی سراسری را میان کشورهای منطقه ایجاد کنند.
زنجیره منطقه به گونهای گردیده که تحول در یکی از کشورها کلی منطقه را دربرمیگیرد چنانکه تحولات سوریه همه جبهه مقاومت و خط سازش را در برابر هم قرار دادهاند. به عبارت دیگر میتوان گفت که طراحی غرب چنان است تا منطقه در عرصه تقابل با یکدیگر گرفتار شود در حالی که غرب با کمترین هزینه برنده نهایی آن باشد.
بازی رسانهای غرب چنان است که تمام این کشورها را تحریک کرده و سپس در فضاسازیها با کمرنگسازی نقش خود، عملکرد این کشورها را برجسته میسازد تا بر دامنه بحران منطقه افزوده شود.
در نهایت میتوان گفت که پشت پرده ناآرامیهای اخیر عراق، سوریه، و لبنان کشورهای غرب قرار دارند که برای رسیدن به اهداف خود کشتار مردم را در دستور کار قرار دادهاند. آنها نه تنها اهداف سلطهطلبانه در این کشورها بلکه در کل منطقه را پیگیری میکند که بیداری منطقه در مقابله با آن امری ضروری است.
قاسم غفوری-جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: