در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این درخواست حمله ارتش پاکستان به وزیرستان شمالی و پاکسازی کامل منطقه از گروههای تروریستی و طالبان بهرغم پیچیدگیها، مشکلات و موانع احتمالی فراروی این حمله است.
پس از حمله نافرجام عناصری از طالبان در 18 مهر ماه امسال (نهم اکتبر2012) به ملاله یوسف زهی، دختر چهارده سالهای که جایزه صلح جوانان را از سوی یوسفرضا گیلانی، نخستوزیر وقت پاکستان در سال 2011 دریافت کرد، زمینهسازی برای بسیج افکار عمومی در سطح کشور فراهم شد تا آنجا که صرفنظر از پوشش رسانهای گسترده این رویداد از سوی تمام رسانههای مکتوب، صوتی و تصویری داخل و خارج پاکستان، گروهها و احزاب مختلف با برگزاری تجمعاتی دولت و ارتش را برای انجام اقداماتی علیه طالبان در وزیرستان شمالی تشویق کردند.
در واقع با توجه به همراهی افکار عمومی با رسانهها، برخی مقامات سیاسی و حتی نظامی از لزوم اجرای یک حمله گسترده به مناطق قبایلی وزیرستان شمالی خبر دادند.
با این حال بهرغم آماده شدن اذهان عمومی، مشکلاتی چند فراروی این حمله قرار دارد. در مرحله اول با توجه به نزدیک بودن انتخابات در پاکستان و در نتیجه حساسیت جایگاه حزب حاکم مردم درخصوص امکان بهرهبرداری احزاب مخالف بویژه احزاب مذهبی و حزب نوازشریف در خصوص اقدامات و حتی تصمیمات سرنوشت ساز حزب مردم، این حزب تلاش کرد قطعنامهای فراگیر علیه طالبان تصویب کند که در برگیرنده ایده حمله ارتش به آنها باشد، اما با مخالفت احزاب رقیب این تلاش با شکست مواجه شد.
در مرحله دوم، نظر به تجربیات حاصل از عملیات ارتش پاکستان در مناطق وزیرستان جنوبی که سال 2008 انجام پذیرفت، کارشناسان نظامی درخصوص امکان موفقیت اجرای این عملیات با در نظر گرفتن هزینههای آن هشدار میدهند.
تقارن زمانی حمله با فصل زمستان و در نتیجه سختیهای مبارزه در دامنههای برفگیر مناطق قبایلنشین، عدم امکان شناسایی تونلهای استتار گروههای مبارز در شرایط جوی نامناسب و فراهم نبودن شرایط مبارزه چریکی با عناصر تروریستی برخی از استدلالهای مطرح شده از سوی تحلیلگران نظامی است.
همچنین کارشناسان سیاسی براین نکته تاکید دارند با فرض پذیرش همه هزینههای این حمله از سوی دولت و ارتش، تضمینی برای نابودی طالبان و گروههای وابسته به آنها وجود ندارد، چرا که اولاً امکان عقب نشینی تروریستها تا مرزهای افغانستان احتمال ورود به خاک این کشور مطرح میشود و در نتیجه تعقیب و پیگیری آنها از سوی ارتش امکانپذیر نخواهد بود.
ثانیاً باتوجه به عدم شناسایی کامل افراد وابسته به طالبان، این گروهها براحتی میتوانند در اقصی نقاط کشور پاکستان بویژه شهرهای بزرگ پراکنده و مخفی شوند.
اکنون باگذشت چند ماه از بازگشایی مسیر کاروانهای ناتو از سوی پاکستان که با هدف متوقف شدن حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به مناطق شمالی این کشور صورت گرفت، نه تنها این حملات متوقف نشده بلکه ایالات متحده آمریکا با متهم کردن پاکستان به استفاده ابزاری از برخی گروههای طالبان از جمله گروه حقانی سعی میکند بخشی از مسوولیت ناکامی خود در مبارزه با گروههای تروریستی از یکسو و از سوی دیگر، دلیل عدم تحقق دستیابی به صلح و ثبات در افغانستان را بر دوش پاکستان بیندازد.
برهمین اساس سفرهای متعدد مقامات آمریکایی باهدف همراه کردن اسلام آباد با سیاستهای منطقهای ایالات متحده در چارچوب تحقق روند رو به گسترش مطالبات این کشور از پاکستان تعریف میشود.
باتوجه به آنچه گفته شد بدیهی است آمریکا سعی دارد به بهانه فراهم بودن آمادگی افکار عمومی ضمن تشویق ارتش پاکستان به اجرای حمله در وزیرستان شمالی و در نتیجه درگیر شدن در مناطق قبایلی از آن بهعنوان حربهای در راستای توجیه حمله هواپیمای بدون سرنشین خود در این مناطق استفاده کند.
حال آن که چنین حملاتی نقض صریح تمامیت ارضی کشور پاکستان محسوب شده و نتیجه آن کشته شدن صدها نفر از افراد غیرنظامی خواهد بود.
مهدی کاظمیان - مدیردفتر صدا و سیما در پاکستان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: