در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوران انقلاب و جنگ اتفاقات عجیبی در این منطقه رخ داد. البته لابد برای بسیاری از میادین تهران این اتفاقها رخ داده ولی به دلیل سن کم متوجه آن نمیشدم یا دقت نمیکردم. مثلا به خوبی یادم هست که اوایل جنگ بود که یک بمب آنجا انداختند و خنثی نشده بود. با این که خبر داده بودند و همه اطلاع داشتیم ولی هر لحظه میترسیدم آن بمب خود به خود منفجر شود. یا در یک دوره کنار میدان تانک گذاشته بودند. این بسیار عجیب بود در میدانی که محل تفریح مردم است، یک تانک گذاشته بودند.
بین نارمک امروز و آن زمان تفاوتهای زیادی وجود دارد. چند وقت پیش من به خاطر کاری رفته بودم در آن محل دوری بزنم، دیدم، هیچ چیز برایم آشنا نیست. حتی یک مغازه از آن قدیمها پیدا نکردم که فقط ظاهرش برایم آشنا باشد. آن زمان مغازهها بسیار کوچک بود. ولی الان مغازهها بزرگ شدهاند. من با بزرگ یا کوچک شدن مغازهها مشکلی ندارم، منظورم آن است که تفاوتها زیاد شده. زمانی که بچهدار شده بودم و دکتر بچهام مدتی به نارمک رفته بود، هنوز این منطقه حال و هوای قدیمی خودش را داشت و الان واقعا همه چیز فرق کرده است. بگذریم.
من الان در لواسان ساکن هستم. وقتی کسی جایی سکونت میکند، دیگر آن منطقه برایش حالت گردشگری ندارد. لواسان هم برای من چنین حالتی را دارد. من گاهی اوقات روزی دوبار به تهران میآیم و برمیگردم. ولی لواسان برایم منطقه خارج از شهر نیست. اگرچه نسبت به کرج و دیگر مناطق به تهران نزدیکتر است، ولی واقعا آب و هوایش با تهران فرق میکند. لواسان هم برای خودش دهی بوده که الان مظاهر صنعت و تکنولوژی در آن بسیار زیاد شده و تعداد تهراننشینهای لواسان بسیار زیاد است. لواسانیهای اصیل را اینجا به سختی میتوان شناخت، مگر به وسیله فامیلیهای خودشان.
من سفر را دوست دارم چه داخل ایران و چه خارج از ایران. البته نه سفرهای طولانی را. از سفرهای کوتاه مدت و گردشگری لذت میبرم. من دوست دارم زود به خانهام برگردم. کار و زندگی آنقدرها فرصت سفر به من نمیدهد.
سفر کاری برایم زیاد پیش میآید. مثلا ظرف این دو سه سال اخیر بیشتر سفرهایم کاری بوده است. در این سفرها اگر امکانش باشد به سراغ دیدنیهای منطقه میروم. ولی گاهی اوقات حجم کار آنقدر زیاد است که در زمان آزادم، از شدت خستگی ترجیح میدهم استراحت کنم. چند ماه قبل برایم پیش آمد که به رامسر بروم. در رامسر فرصت گشت و گذار در منطقه را داشتم. در سفر کاری باید چیزهای مختلفی با هم هماهنگ باشد تا فرصت دیدن طبیعت یا آثار باستانی پیش بیاید.
یکی از مناطقی که بسیار مایلم ببینم ولی هنوز فرصت آن برایم پیش نیامده، رفتن به کردستان و آذربایجان است. ایران جغرافیای عجیبی دارد. هر گوشهای یک شکل است. گاهی اوقات از یک استان که به استان دیگر میرویم، انگار از کشوری به کشور دیگر سفر کردهایم. مثلا در جنوب با طی یک ساعت به کیش میرویم که از همه لحاظ با بندرعباس فرق میکند.
من زیاد شمال رفتهام. طبیعت عجیب آن را دوست دارم. خصوصا طبیعت گیلان یا جنگلهای گلستان را. اگرچه بارها آنها را دیدهام ولی هر بار برایم عجیب و نو است.
در نهایت باید بگویم که من بچه ایران هستم ولی خیلی ایران را نمیشناسم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: