در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حیدر همان روز بازداشت شد و اعتراف کرد این جنایت را مرتکب شده است، اما ادعا کرد چیز زیادی از قتل به یاد نمیآورد.
حالا سه سال از این ماجرا گذشته و متهم توانسته است رضایت اولیایدم را جلب کند. نماینده دادستان تهران که در این پرونده حضور داشت در مورد آن میگوید: سه سال قبل ماموران پلیس با خبرشدند مردی کودکی پنج ساله را به قتل رسانده است. این مرد در حالی که داشت فرار میکرد، بازداشت شد.
او در اعترافاتش گفت کودک پنج ساله را برای انتقامگیری از پدرش به قتل رسانده است و از کارش پشیمان است اما شکایت اولیایدم او را پای میز محاکمه کشاند.
نماینده دادستان ادامه میدهد: همه چیز نشان از آن داشت که این مرد به عمد دست به قتل زده البته این واضح بود که با مقتول درگیری نداشته اما از آنجا که نتوانسته بود با پدرش درگیر شود و مرد جوان از خانه فرار کرده بود، او کودک را به جای پدر به قتل رسانده بود. با توجه به مدارک به دست آمده و نظریه پزشکی قانونی مبنی برسلامت روانی متهم و اثبات قتل عمدی به عنوان نماینده دادستان تهران درخواست صدور مجازات کردم. با توجه به اینکه اولیایدم بعد از مدتی اعلام رضایت کردند بهعنوان نماینده دادستان به لحاظ جنبه عمومی جرم درخواست مجازات کردم.
آنطور که مدارک موجود در پرونده نشان میدهد حیدر بهخاطر اختلاف برسر کرایه خانه با مستاجرش درگیر شده و بعد از اینکه نتوانسته پول را از او بگیرد به خانهاش حمله کرده. او ابتدا با قیر به خانه حمله کرده و از آنجا که نتوانسته او را بسوزاند، با چاقو به فرزندش حمله کرده است.
وکیل مدافع متهم مدعی شده بود او دچار بیماری روانی است اما پزشکی قانونی این موضوع را رد کرده است.
نماینده دادستان در اینباره میگوید: این موضوع در پرونده مطرح شده و مورد رسیدگی قرار گرفته است.
پزشکی قانونی هم در این خصوص اظهار نظر کرده اما مدرکی که نشان دهد متهم دچار جنون است یا بیماریای دارد که رافع مسوولیت کیفری متهم باشد پیدا نشده اس. بنابراین او مسوول اعمال خودش است.
واقعا پشیمانم
حیدر میگوید از اتفاقی که افتاده بشدت ناراحت و پشیمان است و تاوان آن را پس داده است. او تاکید میکند دیگر تحمل زندان را ندارد.
چرا پسربچه را کشتی؟
زمانی که این قتل را مرتکب میشدم اصلا حال درستی نداشتم و متوجه نبودم چه میکنم.
چه مشکلی با این بچه داشتی؟
من هیچ مشکلی با او نداشتم راستش درگیریام با پدرش بود. خیلی از آن مرد بدم میآمد.
چه نسبتی با پدر این بچه داشتی؟
نسبتی نداشتم او مستاجر من بود. همیشه هم با همسرش درگیری داشت و زنش را از خانه بیرون میکرد. معتاد بود و کارهای خلاف میکرد.
اگر او آدم بدی بود، تو میتوانستی اخراجش کنی. چرا به جای اینکار بچهاش را کشتی؟
نمیخواستم بچه را بکشم. آن روز هم درگیریام با پدرش بود. من خیلی از دستش ناراحت شدم. او کرایه من را نمیداد و مرتب هم برای خودش تریاک میخرید یا زنان بدکاره را به خانه میآورد.
درگیری با او فایدهای نداشت چرا نخواستی خانهات را ترک کند؟
او هنوز چند ماهی وقت داشت اما من نمیتوانستم کارهایش را تحمل کنم.
چرا با قیر به خانهاش حمله کردی؟
شب قبل از حادثه با او درگیر شدم و گفتم حالا که نمیتوانم خانهام را بگیرم باید پول اجاره خانه را بدهی. او هم گفت ندارد. قبضها را هم نداده بود. خیلی از دستش ناراحت شدم. تا صبح نتوانستم بخوابم. خیلی عصبی بودم. صبح که شد گفتم هرطور شده باید او را ادب کنم. قیر داغ را برداشتم و به خانهاش رفتم برای اینکه او را ادب کنم تا من را دید و در را باز کرد ناراحت شد و دعوا کرد بعد که دید من قیر دستم گرفتم، ترسید و از خانه فرار کرد. قیر را داخل خانهاش پاشیدم اما هنوز عصبانیتم از بین نرفته بود. به حیاط رفتم که با او درگیر شوم.
یعنی باز هم در حیاط او را دنبال کردی؟
بله او را دنبال کردم. اینبار با چاقو میخواستم او را بزنم. یکدفعه چشمم به بچه افتاد و پسرک را زدم.
چرا بچه را زدی؟
اصلا نمیدانم چرا اینکار را کردم. راستش حتی بدرستی یادم نیست چطور این اتفاق افتاد. خیلی از رفتارم پشیمان هستم.
چند ضربه به بچه زدی؟
اصلا یادم نمیآید حتی یادم نیست چطور او را زدم.
بعد از قتل چه کردی؟
بعد از قتل فرار کردم. داشتم در خیابان میدویدم. هنوز دنبال پدر بچه بودم که مردم آمدند و من را بازداشت کردند.
خودت فرزند داری؟
بله، هفت فرزند دارم.همسرم سه سال قبل از این ماجرا فوت کرد.
پس میتوانی درک کنی این پدر و مادر چه حالی داشتند.
بله درک میکنم و به خاطر اتفاقی که افتاد خیلی ناراحتم و از آنها عذرخواهی میکنم.
به نظر میرسد تو از سر عصبانیت اینکار را کردی. در آن زمان مواد کشیده بودی؟
نه، من هیچ چیز مصرف نمیکنم. فقط سیگار میکشم. چند شب بود که نخوابیده بودم.
بچههایت با تو زندگی میکردند؟
نه آنها ازدواج کردند. فقط یک دخترم که دانشجو است با من بود. البته گاهی پیش من میآمد بیشتر اوقات خانه خواهرش بود.
دخترت در چه وضعی است؟
او خیلی اذیت شد و در این مدت هم خانه خواهرش بوده است. بچههایم خیلی کمک کردند که من رضایت بگیرم و از آنها خیلی ممنونم.
چطور توانستی رضایت بگیری؟
بچههایم خیلی تلاش کردند. آنها بارها و بارها به سراغ اولیایدم رفتند. پدر مقتول رضایت نمیداد بعد از سه سال آنها دیه پیشنهاد دادند و بچههایم با فروش خانه من و کمی پسانداز که داشتند، توانستند دیه را جور کنند.
این سه سال زندان چطور گذشت؟
خیلی سخت بود خصوصا در سن و سال من که نمیتوانم زندان را تحمل کنم. درخواست آزادی دادهام اما نمیدانم قضات قبول کنند یا نه.
خودت فکر میکنی حق داری آزاد شوی با توجه به کاری که کردی؟
چند روز دیگر دخترم به خانه بخت میرود و من اینجا هستم. در بهترین روزهای زندگیاش کنارش نبودم. خیلی ناراحت و پشیمان هستم. عذرخواهی میکنم و میگویم واقعا در این مدت تاوان کارم را دادهام. خیلی سختی کشیدم. خانه و زندگیام از بین رفت و من درخواست دارم حداقل آزادم کنند تا روز عروسی دخترم کنارش
باشم.
بیماری روانی
وکیل متهم معتقد است موکلش دچار بیماری روانی است. او میگوید: موکل من درصدی جنون دارد.
او در دوران جوانیاش و زمانی که همسرش هم زنده بوده پرخاشگریهایی از خود نشان میداده و نوع جرمی که انجام داده، نشان میدهد او در حالت عادی تصمیم نگرفته و باید پزشکی قانونی با دقت بیشتری او را مورد بررسی
قرار میداد.
البته در قانون فقط جنون مطلق است که رافع مسوولیت کیفری است و بیماریهای روانی که سهم عمدهای در ارتکاب فرد به جرم دارد نادیده گرفته شده است.او میگوید: ای کاش قضات به جای زندان، موکل من را به مراکز روانی میفرستادند.
البته این مساله در قانون پیشبینی نشده است و به صورت تنبیه برای افراد از سوی شخص قاضی میتواند در نظر گرفته شود.(جام جم - ضمیمه تپش)
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: