در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امام باقر(ع) فرمودند: «ما مِن قَطرَه احَبَّ الی الله عَزَّوَجَلَّ مِن قَطرَه دُمُوعٍ فی سََوَادِ اللَّیلِ مَخَافَه مِنَ الله لا یُرادُ بِها غَیرُهُ. هیچ قطرهای در نزد خداوند عزوجل دوستداشتنیتر و محبوبتر از قطره اشکهایی که در تاریکی شب و از خوف خدا با اخلاص کامل ریخته میشود، نیست.» (جهاد با نفس، ص137)
غیبت شبانه
عملیات بدر شروع شده بود. ولیالله علاوه بر اینکه قائممقام لشکر بود، مسوول طرح و عملیات لشکر هم بود. به همین دلیل شبها به اتفاق چند نفر از نیروها جهت شناسایی تحرکات دشمن جلو میرفت. شبهایی که در آنجا حضور داشتیم گاهی اوقات ولیالله غیبش میزد.
به کسی هم چیزی نمیگفت. میرفت و ساعتی بعد برمیگشت. برای من و دیگر دوستان سوال پیش آمده بود که ایشان به کجا میرود؟ بالاخره یک شب کنجکاوی امان نداد و تصمیمم گرفتم سر از کارش درآورم.
وقتی از سنگر بیرون رفت، با احتیاط تعقیبش کردم. بعد از طی مسافتی دیدم ایستاد و داخل گودالی شد. خیلی آهسته خودم را به آنجا رساندم. مثل مادر بچه از دست داده، اشک میریخت. مات و مبهوت شده بودم. احساس میکردم چقدر از او دورم. غبطه حالات او را میخوردم. ناخودآگاه اشکهایم جاری شد. محو راز و نیاز او شده بودم. آرام و بیهیچ صدایی او را با خدای خودش تنها گذاشتم.
راوی: حسن شبانی، همرزم شهید ولیالله چراغچی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: