داستان یادمان شلمچه

کسانی که همراه کاروانیان راهیان نور عازم مناطق عملیاتی دفاع مقدس می‌شوند، وقتی به شلمچه می‌رسند، بنای یادمان زیبایی را زیارت می‌کنند که برای تکریم یاد و خاطره ایثارگران و شهیدان معظم دفاع مقدس در منطقه مرزی شلمچه بنا شده است. اما اصل داستان ساخت این یادمان به کجا بر می‌گردد.
کد خبر: ۵۰۳۲۱۳

عکس شماره 1 که ممکن است آن را در بعضی از مناسبت‌ها و صفحات اینترنتی یا نشریات دیده باشید، نخستین یادمان دفاع مقدس در منطقه شلمچه است که توسط یکی از فرماندهان و رزمندگان خراسانی دفاع مقدس ساخته شده است.

حاج‌ماشاالله آخوندی کسی است که می‌توان او را ابداع‌کننده یادمان شهدای شلمچه، اگرچه به صورت ابتدایی و البته تأثیرگذار آن دانست.

وی در گفت وگویی با نشریه ستاره‌ها قصه‌ این عکس را این‌طور شرح داده است: جنگ که به پایان رسید ما هم به عنوان تخریبچی در مناطق عملیاتی ماندیم و با شهدا زندگی زلال و خاطره انگیزی را پس از جنگ آغاز کردیم، ما در مناطق مختلف از جمله در شلمچه حضور داشتیم.

همه می دانند که بین وادی شلمچه و خراسان پیوند و الفتی است که از روزگار ورود حضرت رضا(ع) به شلمچه به عنوان دروازه ورود به ایران آغاز شده است و به اعتقاد من تا پایان جهان نیز ادامه خواهد یافت.

آن طور که در منابع تاریخی آمده، وقتی امام رضا(ع) از مرز فعلی بصره وارد شلمچه شدند در این مکان توقف کردند و فرمودند روزگاری بهترین پیروان ما در این سرزمین به شهادت می‌رسند و در روزگار جنگ تعداد زیادی از شهدا به خصوص خراسانی‌ها در شلمچه به شهادت رسیدند، به ویژه در عملیات‌های کربلای 4 و 5.

آخوندی می‌گوید: در همین نقطه که الآن یادمان شلمچه ساخته شده است، 400 شهید از استان خراسان قتل عام شدند تانک‌های عراقی از روی جنازه آن‌ها رد شد که خیلی از این شهدا هنوز هم گمنامند و این نقطه بین رزمنده‌های خراسانی به فلکه امام رضا(ع) معروف شده بود.

آن سال‌های دور جنگ که من در مناطق بودم، هر وقت شلمچه می‌رفتم به شدت محزون و دل تنگ می‌شدم، دیده بودم که خیلی از شهدای ما در همین سرزمین به شهادت رسیدند و کسی هم یادمان یا مزاری برای آن‌ها نساخته است. من برای اینکه مکان شهادت آن 400 شهید گم نشود آمدم و پرچم و چند آجر و آن کلاه‌هایی که در عکس هم هست را گذاشتم. آن کلاه‌ها را گذاشتم تا تعداد زیاد شهدای آن را نشان برم، هرچند که آن شهدا تعدادشان از این کلاه‌ها خیلی بیشتر است.

خلاصه این نقطه اولین یادمان شهدای شلمچه بود. بعدها در عید نوروز یک سالی (به گمانم سال 71 یا 72 بود) که همراه تعدادی از پدران و مادران شهدا به مناطق عملیاتی رفته بودیم. (آن موقع هنوز اردوهای راهیان نور و بازدید از مناطق عملیاتی مرسوم نبود) آخرین شبی که در شلمچه بودیم و حدود 20 ساعت بعد باید آنجا را ترک می‌کردیم، به اتفاق چند نفر از پدران و مادران شهدا تصمیم گرفتیم این یادمان را بهتر و باشکوه‌تر بسازیم پول روی هم گذاشتیم و رفتیم از خرمشهر گچ و آجر و... خریدیم، پدر یکی از شهدا که حالا به رحمت خدا رفته، استاد بنا بود.

خلاصه با امکانات کم، حدود ساعت هشت تا 12 آن شب آمدیم و بنا را کامل‌تر و باشکوه‌تر با یک هشت ضلعی فلزی که روی بنا قرار می‌گرفت ساختیم. علت اینکه هشت ضلعی ساختیم این بود که می‌خواستیم ارتباط شلمچه به عنوان قرارگاه بچه‌های رزمنده خراسان با امام رضا(ع) حفظ بشود.

در حین ساختن، اتفاقات عجیب و غریبی پیش آمد که حالا بماند. ما با شور و حال عاشقانه و عارفانه‌ای آن شب بنا را ساختیم صبح بقیه خانواده‌ها که آمدند خیلی خوشحال شدند و استقبال کردند و طوری شده بود که بعدها خانواده شهدا به مناطق عملیاتی که می‌رفتند حتماً به یادمان شلمچه هم سری می‌زدند و خیلی هم آنجا را دوست داشتند و به مامی گفتند شما باید این یادمان را گسترش بدهید، ما هم پیگیری کردیم ولی به نتیجه نمی‌رسیدیم حتی بعضی‌ها مخالف بودند ولی حرف نانوشته و ناگفته‌ای بین ما و خانواده شهدا وجود داشت که ممکن است رهبری هم روزی به این مکان بیایند تا اینکه بالاخره آقا به مقتل شلمچه تشریف بردند و بلافاصله هم آستان قدس یادمان باشکوه فعلی را بنا کرد.

در یادمان فعلی، آن بنایی را که ما ساخته بودیم دقیقاً در نقطه مرکز قرار گرفته که اسناد و مدارک شهدا هم درون یک محفظه شیشه‌ای است، بعد از حضور مقام معظم رهبری در شلمچه نهادهای فرهنگی زیادی داوطلب ساخت بنای شلمچه شدند ولی در نهایت آستان قدس رضوی این کار را انجام داد که به نظر من باز هم بی دلیل نبوده و خط ارتباطی شلمچه با مشهد باید تا پایان حفظ شود.

دلم را در شلمچه جا گذاشته‌ام

عکس شماره 2 مربوط به بنای فعلی یادمان شلمچه است که به همت آستان قدس رضوی ساخته شده است. داستان این بنا هم خواندنی است.

مهندس شهرام قهرمان طراح و سازنده یادمان باشکوه شلمچه هم به ستاره‌ها گفته است: من در جنگ حضور نداشتم و در وقاع به نیزه شکسته‌ها رسیدم و طراحی و ساخت بنای شلمچه را به من پیشنهاد کردند. من آن موقع مهندس عمرانی بودم که تازه از سوئد برگشته بود خیلی هم نازک نارنجی و اتوکشیده بودم طوری که مثلاً شمال که می‌رفتیم عینک آفتابی می‌زدم و آفتاب و سایه می‌کردم تا یک وقتی گرمازده نشوم، اما چه شد که من با این روحیه در شلمچه ای که خودم دمای بالای 45 درجه آنجا را با دماسنج ثبت کردم، ماندم و آنجا را ساختم دیگر ربط‌هایی به خدا و محبت‌های بزرگوارانه او و نسبتی با امام رضا(ع) و فرزندان شهید او در شلمچه دارد. چند سالی است که ساخت بنای شلمچه به پایان رسیده و من از دیار شلمچه برگشته‌ام اما دلم را در شلمچه جا گذاشته‌ام من تکه ‌تکه‌های روحم را در لابه لای سنگ‌های بنای یادمان شلمچه گذاشتم.

فقط همین‌قدر بگویم روز آخری که بعد از چهار سال ساخت بنای شلمچه به پایان رسید، قرار بود آخرین آجر این یادمان که یک کاشی فیروزه ای بود و روی آن یا فاطمه الزهرا(س) نوشته شده بود و معمار باید آن را سردر یکی از هشت ضلع یادمان نصب می‌کرد، وقتی او از نردبان بالا رفت تا این کاشی را بگذارد من که پایین ایستاده بودم بلند بلند گریه می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم یعنی تمام شد و من باید از شلمچه برگردم؟

طاقت نیاوردم از معمار خواهش کردم اجازه بدهد من جای او این کار را انجام دهم، خودم از نردبان بالا رفتم آن کاشی فیروزه ای با اسم مبارک حضرت فاطمه(س) را بر قلب و چشم‌هایم گذاشتم، بوسیدم، زیارتش کردم و آخرین سنگ را گذاشتم و ساخت بنای شلمچه به پایان رسید. از نردبان که پایین آمدم به شکرانه نعمتی که خدا به من داده بود دو رکعت نماز شکر خواندم و گفتم خدایا شکر، همین.

من صادقانه اعتراف می‌کنم که در ساخت یادمان با شکوه شلمچه سختی‌ها و مرارت‌های بسیاری کشیدم اما باز هم صادقانه اعتراف می‌کنم از آن مرارت‌ها و روزهای سخت چیزی شیرین‌تر و لذت‌بخش‌تر در این دنیا وجود ندارد. من هنوز با ذخیره آن چهار سال زندگی می‌کنم و خدا را شکر می‌کنم که ساخت یادمان شهدای شلمچه را نصیب و روزی‌ام کرد و لحظه به لحظه مرا یاری رساند تا تجربه‌ای بی‌نظیر و لذت‌بخش را نه در کارنامه‌ی هنری‌ام بلکه در زندگی‌ام به ثبت برسانم تا انشاءالله در این دنیا و آن دنیا به آن ببالم و افتخار کنم.

****

بیانات رهبر فرزانه انقلاب‌اسلامی ‌در شلمچه فروردین 1387

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‌القاسم المصطفی محّمد و علی اله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداه المهدیین.

امروز شرکت من در مجموعه‌ی زائران خاک خونین شلمچه، برای بزرگداشت یاد و نام شهیدان عزیز و مردان بزرگی است که با خون خود، با جهاد و همت خود، با عزم و اراده‌ی خود، نام شلمچه و خرمشهر و خوزستان و ایران را در تاریخ، بلند کردند.

ملت ایران در دوره معاصر، هر چه عظمت و عزت در دنیا دارد، به برکت خون رزمندگانی است که در این سرزمین‌های خونین، حضور پیدا کردند و جان خود، سلامت و جوانی خود را برای اسلام، برای ملت و میهن‌شان در طبق اخلاص گذاشتند و تقدیم کردند. ایران، امروز هر چه دارد و در آینده هر چه به‎دست بیاورد، به برکت خون این شهیدان است.

اگر این شهدایی که شلمچه، یادگار آن‎ها و این بیابان‌های خونین، حامل نشانه‌های آن‎هاست، نبودند، امروز در این کشور، از استقلال ملی، از شرف ملت، از اسلام و از هیچ چیز ایرانی، نشان برجسته‌ای نبود؛ این‌ها در مقابل دشمن مهاجمی‌که بدون کمترین ملاحظه‌ای به مرزهای جغرافیایی و مرزهای ملی و مرزهای اعتقادی حمله کرده بود، ایستادند.

جوانان عزیز! مردان و زنان! در هر کجا که هستید و این سخن را می‌شنوید، یا بعدا خواهید شنید، بدانید یک کشور و یک ملت، بالاترین سرمایه‎ا‌ش، همت و عزم و ایمان جوانان آن کشور است. ایمان همراه با اراده‌ی قوی، ایمان همراه با تصمیم، ایمان همراه با روشن‎بینی، همان چیزی است که این کشور را یک روز نجات داد؛ امروز هم مهم‎ترین چیزی که این کشور و این ملت را حفظ کرده است، همین ایمان است.

روحیه سلحشوری، روحیه مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمن، روحیه نفرت از دشمنی که نه فقط با جان و مال این ملت، بلکه با فرهنگ، ایمان و اسلام این ملت دشمن است، روحیه بی‌اعتمادی به دشمن و آمادگی برای دفاع، این روحیات عالی است که یک کشور را عزیز و استقلال آن را حفظ می‌کند و استعدادهای یک کشور را به بروز و ظهور می‌رساند و به آقایی و عزت، نایل می‌کند.

ای جوانان عزیز! این روحیات را در خودتان حفظ کنید، اسلام‌تان را قدر بدانید، یاد شهیدان را قدر بدانید، ایمان عمیق‌تان به قرآن و اسلام و پیوندتان با روحانیت را قدر بدانید، مسئولان را که از خود شما هستند، دولت، مجلس و قوه قضائیه را قدر بدانید، روحیه پیوند میان آحاد ملت را قدر بدانید، خصوصیات اسلامی‌و ایمانی را یعنی پایبندی و تعبد را که بحمدالله در ملت ایران هستت قدر بدانید، به حزب اللهی بودن، افتخار کنید.

آن ملتی که در راه خدا قدم بردارد، سرافراز و پیروز است. همه دنیا هم اگر در مقابل آن ملت قرار بگیرند، نمی‌توانند او را به زانو در بیاورند. این چیزها در ملت ما هست، این‎ها را قدر بدانید. البته دشمنان فکری، سیاسی و ایمانی که همان سردمداران استکبار جهانی هستندد با این چیزها دشمن‎اند. آن‎ها از روحیه ایمان این مردم و عزم و اراده این جوان‌ها ضربه خوردند؛ باید هم دشمن باشند. اما شما ملت بزرگ ایران، شما جوان‌های مؤمن، آنچه دارید، از این روحیات اسلامی‌دارید. در آینده هم آن چیزی که این کشور را به اوج آبادی و توانایی و اقتدار می‌رساند، همین خصوصیات اسلامی‌است؛ باید این‎ها را قدر بدانید و از همه بیشتر یاد شهیدان عزیزتان را زنده بدارید.

من این سرزمین را یک سرزمین مقدس می‌دانم. اینجا نقطه ای است که ملائکه الهی که شاهد فداکاری مخلصانه این شهدای عزیز بودند، به اینجا تبرک می‌جویند. اینجا متعلق به هر کسی است که دلش برای اسلام و برای قرآن می‌تپد. اینجا متعلق به همه ملت ایران است.

 دل‎های همه ملت ایران، متوجه این نقطه، این بیابان و همه این مناطقی است که شاهد فداکاری‌های جوان‎ها بوده است. شما که این‎جا را گرامی‌می‌دارید، خوب می‌کنید؛ آمدن شما و احترام به این نقطه، بسیار بجا و بسیار کار صحیحی است. بنده هم خواستم به ارواح طیبه‌ی شهیدان و به نفس‌های معطر جوانان مؤمن، تبرک بجویم و به این عزیزان احترام کنم؛ من هم آمدم در جمع شما شرکت کردم.

امیدوارم روز عید قربان بر همه شماها و بر همه ملت ایران، مبارک باشد و همه بتوانیم از یاد این شهیدان، بهره‌ی معنوی و فیض حقیقی ببریم و ان‌شاء‎الله خانواده‌های مُکَّرم شهدا اجر خودشان را از خدای متعال در دنیا و آخرت بگیرند و چشمشان به علو درجات شهیدانشان روشن بشود.

و السلام علیکم و رحمه‌الله

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها