در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفته میشود نرخ ابتلا به انواع سرطانها در کشور روبه افزایش است. این مساله را تائید میکنید؟
این سوال را باید براساس هرم سنی و جمعیتی کشور پاسخ داد، چون میزان ابتلا به سرطانها تابع هرم سنی است.
بر این اساس چون هرم سنی کشور به سمت سالمندی در حال تغییر است، پس میتوان گفت در یکی دو دهه آینده میزان ابتلا به سرطانها میتواند افزایش یابد.
میزان بروز سرطان در کشور چقدر است؟
ASR، شاخص بروز سنی سرطانها محسوب میشود که در بسیاری از کشورهای توسعه یافته سه رقمی است. به این معنا که میزان بروز سرطان در جمعیت صد هزار نفر، به عددی سه رقمی میرسد، مثلا سرطان معده به میزان 180 یا 200 نفر در هر 100 هزار نفر بروز میکند، اما در کشور ما این شاخص هنوز عددی دو رقمی است. یعنی در اکثر سرطانها میزان بروز عددی دو رقمی در هر 100 هزار نفر است، اما اگر سوال کنید آیا در این شاخص کشور ما نیز به عدد سه رقمی میرسد، باید گفته شود در آینده با توجه به تغییر هرم سنی جمعیت این اتفاق خواهد افتاد.
بنابراین بین افزایش سنی و ابتلا به سرطان ارتباط مستقیمی وجود دارد؟
بله، در بسیاری از سرطانها افزایش سن با بروز سرطان ارتباط مستقیم دارد. در واقع بعد از دهه چهارم زندگی احتمال ابتلا به سرطانها افزایش مییابد.
در خصوص اغلب بیماریهای غیرواگیر گفته میشود سن ابتلا به آنها کاهش یافته، مثلا در مورد بیماریهای قلبی این مساله از سوی کارشناسان هشدار داده میشود. آیا سن ابتلا به سرطانها در کشور نیز کاهش یافته است؟
پاسخ به این سوال نیز به هرم سنی جمعیتی کشور برمیگردد، در حال حاضر بخش اعظم جمعیت کشور ما در پایههای هرم جمعیتی وجود دارد که شامل جمعیت میانسال کشور است. در واقع این بخش از هرم جمعیت، بیشتر در معرفی عوامل سرطانزا هستند بنابراین در یک گروه سنی با افزایش بروز سرطان مواجه میشویم که با جمعیت نرمال در کشورهای توسعه یافته متفاوت است. اگر سرطانی در کشورهای پیشرفته در دهههای پنجم و ششم زندگی افراد بروز میکند در کشور ما این بیماری در دهه چهارم زندگی افراد که در هرم جمعیتی کشور در قاعده قرار دارند و از لحاظ عددی نیز تعداد زیادی از جامعه را شامل میشوند، بروز بیشتری دارد.
تاکید شما در پاسخی که دادید بیشتر به عامل سنی منوط میشد. سایر عوامل بروز چه فاکتورهایی میتواند باشد؟
سرطانهای ناشی از عوامل ژنتیک نیز شایع هستند و علاوه بر این سبک زندگی شامل تغذیه، تحرک، مصرف دخانیات و استرسها نیز از عوامل بروز سرطانها در افراد عنوان میشود.
با این تفاسیر میتوان گفت شاخصهای کیفیت زندگی در کشورها به نسبت کشورهای پیشرفته عقبتر است و همین مساله میتواند یکی از عوامل کاهش سن ابتلا باشد؟
بله، درست است. به این دلیل که بسیاری از کارهای پیشگیرانه و درمانی که در حال حاضر در کشور ما در حال اجراست در آن کشورها، سالها قبل شروع شده و به همین دلیل در شاخصهای کیفیت زندگی مثل شاخص مرگ مادران کشورهای پیشرفته آمار بهتری به نسبت ما دارند، اما در هر حال در کشور ما نیز اغلب برنامههای کنترل بیماریها در حال اجراست. برای مثال باید به برنامه ثبت سرطانها اشاره کنم که در آلمان و انگلستان اجرای آن در سالهای 1836 و 1868 آغاز شده، یعنی بیش از یک قرن است که در آن کشورها برنامههای ثبت سرطان شروع شده، اما در کشور ما چند دهه است که این برنامه آغاز شده که در حال حاضر به پوشش 90 درصدی ثبت سرطانها در کشور رسیدهایم.
بین میزان بروز سرطانها و جغرافیای محل زندگی ارتباطی وجود دارد؟
میزان بروز سرطان در برخی استانهای کشور با هم متفاوت است، اما در بررسی کلی تفاوت چندانی ندارد.
گفته میشود سرطانهای گوارشی در مناطق شمالی ایران بیشتر از سایر مناطق است. تائید میکنید؟
ببینید مساله این است که در حال حاضر به دلیل وجود رسانهها و افزایش اطلاعرسانی اغلب افراد کشور، چه آنها که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند و چه افرادی که در مناطق کوچکتر شهری سکونت دارند، سبک زندگی مشترکی پیدا کردهاند. تغذیه افراد در بسیاری از مناطق شبیه هم شده است. بر این اساس اگر زمانی سرطان معده در مناطق شمالی کشور زیاد بود، حالا جزو سرطانهای اول کشور است. در واقع اغلب مناطق کشور دارای فرهنگ مشترک تغذیه، تحرک و در مجموع سبک و شکل زندگی هستند، البته استثناءهایی نیز در این خصوص وجود دارد، مثلا در استانی سرطان پروستات بیشتر از سایر مناطق است.
چرا درخصوص میزان بروز سرطانها در استانهای کشور اطلاعرسانی عمومی نمیکنید؟
مرز بین اطلاعرسانی و ایجاد ترس و اضطراب کاذب بسیار باریک است. فهرست ده سرطان اول کشور در اختیار همه رسانهها قرار میگیرد، اما این که بخواهیم متمرکز شویم به استانی خاص و به مردم آن منطقه اطلاعرسانی کنیم که سرطانی در میان آنها شایع است و در کنار این اطلاعرسانی نسبت به آگاه کردن آنها کاری انجام ندهیم، فقط ایجاد اضطراب کردهایم که این کار درست و علمی نیست.
آیا آگاهیبخشی و اطلاع رسانی درست انجام شده است؟
وظیفه وزارت بهداشت درخصوص همه بیماریهای غیرواگیر اطلاعرسانی درست است.
این وظیفه به درستی انجام میشود؟
ما وظیفه داریم عوامل خطر بیماریها ازجمله سرطانها را به اطلاع مردم برسانیم که اغلب مسئولان وزارت بهداشت به شکل گسترده با رسانهها گفتوگو کرده و مسائل پیشگیرانه را به اطلاع مردم میرسانند.
اگر اطلاعرسانی میکنید پس چرا تاثیر ندارد و شاهد افزایش بیماریهای غیرواگیر در کشور هستیم؟
درواقع باید بپرسید تاثیر نداشته که جواب منفی است. باید شاخصهای بروز را مورد بررسی قرار دهیم مثلا درخصوص مصرف دخانیات که با ابتلا به بسیاری از سرطانها ارتباط دارد، بارها از سوی مسئولان وزارت بهداشت هشدار داده میشود، از طرفی آمار 12 درصدی مصرفکنندگان سیگار در کشور در سطحی ثابت مانده و همین اطلاعرسانیها شتاب افزایش مصرف را گرفته است.
اما مصرف دخانیات در جوانان افزایش یافته است.
به نظر میرسد مصرف قلیان در جوانان افزایش یافته است.
پس اگر اطلاعرسانیها درست جواب میداد این اتفاق نمیافتاد، بخصوص که قانون جمعآوری قلیان هم فعلا اجرا نمیشود.
وزارت بهداشت بشدت مخالف توقف قانون جمعآوری قلیانها بود و بارها در این خصوص هشدار دادهایم و همچنان ادامه خواهیم داد.
به نتیجه خواهید رسید؟
ما خسته نمیشویم، اما این مساله هم قابل تامل است که ذات انسان به شکلی است که وقتی از کاری منع میشود در برخی موارد تکرار از بار ارزشی هشدار میکاهد و افراد به ادامه آن عمل اصرار میورزند. بنابراین باید ترفندها را عوض کنیم، مثلا در حال حاضر باید عواقب رفتارهای غیربهداشتی بیشتر به مردم نشان داده شود.
در بحث درمان سرطانها چه حمایتهایی صورت میگیرد؟
مجلس شورای اسلامی در سال 1385 قانونی عنوان اعتبارات بند «ب» تبصره 15 برای حمایت از بیماران صعبالعلاج تصویب کرد. به این ترتیب برای بیماری سرطان، قطبهایی تعریف شد تا اعتبارات مربوط در قطبها برای بیماران سرطانی نیازمند هزینه شود؛ چراکه ممکن است یک بیمار از وضع مالی مناسبی برخوردار باشد و مستحق دریافت وجه نباشد.
به این ترتیب هشت شاخص حمایتی شامل میزان تحصیلات، وضعیت درآمد، مسکن و... برای حمایت از بیماران سرطانی بیبضاعت تعریف شده و براساس این که بیمار بیبضاعت در چه شاخصی قرار میگیرد از 30 تا 100 درصد کمک برخوردار میشود. در واقع براساس این قانون، درمان بیماران بیبضاعت سرطانی رایگان و با حمایت دولت انجام میشود.
اما متاسفانه بودجه و اعتبار سالانه این قانون معمولا اواخر هر سال به دست وزارت بهداشت میرسد.
با وجود این نمیتوان گفت این قانون حمایت لازم از بیماران بیبضاعت مبتلا به سرطان را انجام نمیدهد. شاید خدماتی ارائه شده براساس این قانون کامل و ایدهآل نباشد، اما مطمئن باشید خدماتی خوبی به این بیماران ارائه میشود.
با این تفاسیر به نظر شما فردی که به یکی از انواع سرطانها مبتلا میشود، اولین مشکلش چیست؟
اولین مشکل ترس از سرطان است.
چرا این ترس بد است؟
چون ترس از سرطان، درمان این بیماری را با مشکلات بیشتری روبهرو خواهد کرد و این ترس مانع درمان بیمار میشود، در حالی که یکسوم از سرطانهای شایع قابل درمان است.
مستوره برادران نصیری / گروه جامعه



در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: