گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

کیش و مات باراک اوباما

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله: زنجیره ای که باید پاره شود، آژانس همیاری با آمریکا، کیش و مات باراک اوباما، کاهش ارزش ریال، خوب یا بد و...که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۵۰۱۹۰۵

کیهان: «زنجیره ای که باید پاره شود»

«زنجیره ای که باید پاره شود» عنوان یادداشت روز کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن می خوانید:
تجربه سال ها و دهه های گذشته به روشنی و بدون تردید ثابت کرده است که ساختار قضایی سازمان ملل و تشکیل نهادهای به اصطلاح حقوق بشری و تأسیس دادگاه های کیفری بین المللی و حتی ایجاد دیوان کیفری بین المللی- ICC- تنها تحت چنبره و در راستای سیطره قدرت های زورگو و مدعی غربی است.

بنابراین اگر کلکسیونی از جنایات، تجاوزات و جنگ و خونریزی و کشتار به وقوع بپیوندد، متأسفانه مصونیت جنایتکاران یک اصل نانوشته است! همچنان که اگر همین داعیه داران صلح و حقوق بشر به اصول و اعتقادات و مقدسات دینی چندین میلیارد موحد و دین مدار اهانت نمایند هیچ محاکمه و مجازاتی در کار نیست.

اهانت نفرت انگیز به ساحت نورانی پیامبر خاتم و قرآن کریم نیز در حالی طی سال های اخیر از سوی دشمنان اسلام رذیلانه و عجزآلود افزایش پیدا کرده است که در بسیاری از کشورهای غربی تنها صحبت و انتقاد از هلوکاست جرم است بنابراین بدون شک نباید مسلمانان و جهان اسلام به اعتراضات و راهپیمایی ها و محکوم کردن جنایات پیدا و پنهان آمریکایی- صهیونیستی بسنده نمایند.

تمام حرف در این است که باید کاری کرد چرا که به تعبیر رهبر انقلاب در پیام اخیرشان؛ «اگر از حلقه های قبلی این زنجیره پلید یعنی سلمان رشدی و کاریکاتوریست دانمارکی و کشیش های آمریکایی آتش زننده قرآن حمایت نمی کردند، امروز کار به این گناه عظیم و غیرقابل بخشش نمی رسید.» و نکته اساسی همچنان که «آقا» در پیام مهم شان پیرامون اهانت نفرت انگیز به پیامبر اسلام تأکید کردند این است که «عاملان» این جنایت شنیع و «پشتیبانان مالی» آن نیز مجازات شوند.

از همین روی؛ دایره مجازات به سلمان رشدی، کورت وسترگارد (کاریکاتوریست هتاک دانمارکی)، تری جونز (کشیش گستاخ آمریکایی) و یا سام باسیل (سازنده فیلم موهن اخیر علیه پیامبر اسلام) نباید محدود شود.

از سوی دیگر؛ بی تحرکی کشورهای اسلامی درباره اقدامی عملی و راهگشا در مقابله با اهانت ها و گستاخی های دشمنان اسلام تا جایی ادامه داشته است که متأسفانه عاملان شرور و پشتیبانان روسیاه آنها با ژست حقوق بشری موضوع مصونیت و عدم مجازات متجاوزان و اهانت کنندگان به مقدسات را علنی و رسانه ای می کنند! سه هفته پیش بود که رسانه های غربی و از جمله خبرگزاری فرانسه از معافیت مجازات قضایی شش سرباز و سه تفنگدار دریایی آمریکا که به قرآن سوزی متهم بودند خبر دادند.

ناگفته پیداست که این رویه شوم و مشمئزکننده که از سنت های مدرنیته و دنیای جدید غرب با داعیه حقوق بشری و ژست دروغین تسامح و تساهل است یک پیوست دارد و آن اشاعه و شیوع اصل نانوشته «بی کیفری» اهانت کنندگان به ادیان- بخصوص اسلام- و جنایت و تجاوز به سرزمین های اسلامی و مسلمانان مظلوم است.

جالب اینجاست که حامیان و تشویق کنندگان عاملان اهانت به ادیان و مقدسات، همان جریان جاه طلب و پلشتی است که دست تجاوز و جنایتش در سرزمین های اسلامی آشکار است و با قشون کشی به منطقه مسلمانان کلکسیونی از جنایت و کشتار و خونریزی و آدم کشی و نسل کشی را مرتکب می شود و بلافاصله فریاد حقوق بشر -که از دهان آنها تهوع آور است- را با هدف انحراف افکار عمومی سر می دهد!

اما خطای راهبردی جریان صهیونیستی- آمریکایی در تلاش برای ملکوک کردن سیمای اسلام و دمیدن در پروژه اسلام هراسی این است که مقارن با این سناریوهای ناشیانه و طراحی های احمقانه، موج مواج بیداری اسلامی را در معادلات شان نگنجانده اند و هر روز برای افکار عمومی دنیا بهتر مشخص می شود که حیثیت و اعتبار به اصطلاح حقوق بشری آنها تنها یک ماهیت ظاهری و رسانه ای دارد. در این میان اعتبار مراجع قضایی بین المللی نیز به شدت مورد خدشه قرار گرفته است.

درباره دامنه بی اعتباری نهادهای بین المللی قضایی به چند نمونه در سال های اخیر می توان اشاره کرد:

1- دیوان کیفری بین المللی که صلاحیت رسیدگی به جرایمی چون جنایت جنگی، نسل کشی، جنایت علیه بشریت و تجاوز را یدک می کشد در جریان جنگ غزه نشان داد که تحت تاثیر و کنترل قدرت های غربی است و عملا از مجازات مقامات کودک کش تل آویو سر باز زد.

طرفه آنکه همین دیوان در قضیه سودان حکم جلب عمرالبشیر رئیس جمهور این کشور مسلمان را صادر کرد و رسیدگی به پرونده او را در دستور کار قرار داد.

2- کمیته تحقیق سازمان ملل طی گزارشی رژیم متجاوز صهیونیستی را از حمله مرگبار به کاروان آزادی غزه و کشتی مرمره در 31 ماه مه 2010 تبرئه کرد و عملا نگذاشت مقدمات مجازات برای مقامات جنایتکار صهیونیستی فراهم شود.

3- متاسفانه در کشتار و جنایت مسلمانان در میانمار نیز هیچ مرجع و محکمه کیفری بین المللی به موضوع جنایت متجاوزان و قاتلان ورود نکرد و از سوی دیگر در گزارش های عجیب و غریب از سوی نهادهای به اصطلاح حقوق بشری ایران اسلامی به نقض حقوق بشر متهم می شد!

4- لشکر کشی های آمریکا و کشتار زنان و کودکان و غیرنظامیان مسلمان در جنگ های عراق و افغانستان نیز از جمله مواردی است که در دهه اخیر بدون مجازات جنایتکاران و متجاوزان ادامه پیدا کرد. همچنانکه در پاکستان نیز بر اثر حملات هوایی آمریکا و چند کشور همپیمان آن، بارها مسلمانان کشته شدند ولی هیچیک از جانیان و قاتلان و آمران پشت پرده به مجازات نرسیدند. با این حال آنچه از عجایب روزگار بوده، پررویی وقیحانه آمریکایی ها است که به بهانه حادثه خودساخته 11 سپتامبر در سال 2001، طی 12 سال گذشته، مسلمانان را به تروریسم متهم کرده اند.

بنابراین آنچه محرز بوده این است که به موازات جنایات و تجاوزات جریان صهیونیستی-آمریکایی علیه مسلمانان و کشورهای اسلامی، خط اهانت به مقدسات دینی و اسلامی نیز در راستای مقابله با قدرت اسلام تداوم خواهد داشت و البته این در پهنه سیاست باخت استراتژیکی را برای جبهه غربی- عبری رقم خواهد زد.

علت اشتباه و باخت راهبردی آمریکایی ها و صهیونیست ها را می توان در تحلیل خواندنی ایندیپندنت پی گرفت که در مقاله ای به قلم رابرت فیسک با اشاره به اعتراضات جهان اسلام پیرامون اهانت به پیامبر اعظم(ص) و تبعات توهین به مقدسات مسلمانان می نویسد؛ تحریک کنندگان بدانند در خاورمیانه، سیاست آمیخته با دیانت نیست بلکه سیاست و دیانت یکی هستند.

رابرت فیسک همچنین تصریح می کند که واکنش نسبت به مقدسات فقط محدود به مسلمانان نیست و مسیحیان هم نسبت به توهین به مقدسات بی تفاوت نیستند.

نکته گفتنی این است که باید از ظرفیت پردامنه ملت های مسلمان و قیام ها و اعتراض های پرخروش مسلمانان علیه سیاست های متجاوزانه و بی شرمانه صهیونیست ها و آمریکایی ها استفاده کرد و نباید متجاوزان، جنایتکاران، اهانت کنندگان و تحریک کنندگان در میان افکار عمومی مسلمانان و در سطح جهان اسلام مجازات شوند.

به طور مشخص باید دو اقدام عملیاتی شود؛ یکی آنکه در پی اقدام وقیحانه و بی شرمانه اهانت کنندگان به مقدسات دینی چه عاملان و چه آمران و حامیان در سطح افکارعمومی دنیا مجازات شوند و دیگر آنکه باید راهکاری اندیشیده شود تا مجازات قضایی آنها نیز عینیت بیابد.

هر دو اتفاق مورد اشاره در گرو تشکیل دادگاه های بین المللی مستقل است چرا که صدور احکام قضایی از سوی یک مرجع صلاحیت دار بین المللی نه تنها یک برد رسانه ای روشنگرانه و آگاهی بخش برای افکار عمومی دنیا دارد و خیلی از پشت پرده ها را برای عموم مردم جهان آشکار می سازد بلکه شاخصه عدالت را نیز در سطح بین المللی استوار می کند و بالاخره زنجیره اهانت ها و توهین ها به مقدسات دینی و اسلامی را متوقف می کند.

با توجه به اوج گرفتن فضای بیداری اسلامی از سوی کشورها و ملت های مسلمان و در شرایطی که اخیرا ایران اسلامی ریاست بر جنبش غیرمتعهدها- دو سوم کشورهای سازمان ملل- را بر عهده گرفته است باید اعتراضات، راهپیمایی ها و محکومیت های گسترده به یک خروجی مناسب گره بخورد و آن فراهم کردن مقدمات تشکیل دادگاهی بین المللی است که تحت نظارت و نفوذ قدرت های غربی و لابی صهیونیستی نباشد و اینچنین است که تیغ عدالت زنجیره اهانت به مقدسات را پاره خواهد کرد.

رسالت: «شتاب در سقوط»

«شتاب در سقوط» سرمقاله امروز روزنامه رسالت به قلم محمود فرشیدی است که در آن می خوانید:
آنان که نگاهی توحیدی و تحلیلی واقع بینانه به تاریخ دارند ، «حوادث واقعه» غافلگیر و مایوس شان نمی سازد ؛ چنانکه اهانت اخیر یک کارگردان مزدور آمریکا و صهیونیست‌ها به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) حضرت محمد بن عبدالله (ص) را باید با این نگاه تاریخی ، تحلیل و ریشه یابی کرد: روزی که رسول گرامی ما همراه همسر و پسر عمویش، نماز جماعتی سه نفره در کنار کعبه یا در بیابانهای اطراف مکه یا در خانه «ارقم» برگزار می‌کردند، کفار و مشرکین قریش، از این «بالاترین فریاد» احساس خطر نمی‌کردند اما آن گاه که تاثیر پیام توحید و تلاوتهای پیامبر در کنار حجر اسماعیل را در رفتار بلال و عمار و پدر ومادرش و دیگر مسلمانان مشاهده کردند ، نگران شدند و ابتدا از ابوطالب خواستند به آن حضرت توصیه کند دست از پیام خویش بردارد و سپس به امید تطمیع به پیامبر پیشنهاد قدرت و ثروت دادند و چون نتیجه نگرفتند به اعمال قدرت و تهدید و شکنجه و آزار پیامبر و مسلمانان روی آوردند و توطئه قتل پیامبر را طراحی کردند.‏

با ورود پیامبر به مدینه و آنگاه که کفار در وادی منطق و استدلال، زمینگیر شدند، توطئه‌ها پیچیده تر شد و به موازات تهاجم‌های نظامی، تهاجم‌های فکری شدت گرفت و در این میان «استهزاء» یکی از گسترده‌ترین شیوه‌های تهاجم فکری بود البته در طول تاریخ استهزاء و تمسخر همواره یکی از رایج ترین ترفندهای حق ستیزان علیه پیامبران الهی و حق جویان بوده است.

چنانکه قرآن بارها متذکر می شود که:‏ «هیچ پیامبری نیامد مگر آنکه او را مورد استهزاء قراردادند». (1)

اما به هر حال «استهزاء» بر مسلمانان و حتی بر پیامبر گرامی اسلام (ص) گران می‌آمد لذا خداوند به ایشان فرمود: «ما می‌دانیم که از آنچه می‌گویند دلتنگ می‌شوی» (2)

و وعده الهی نازل و موجب آرامش خاطر مسلمانان شد که: (ای پیامبر) «ما شر استهزاء‌کنندگان را از تو برطرف  خواهیم کرد.» (3)

و در آیاتی دیگر برای آنکه باز هم تحمل استهزاء را بر پیامبر و مسلمانان آسان سازد ، قرآن ، سنت الهی را بیان می‌کند که آتش استهزاء دامنگیر خود استهزاء کنندگان خواهد شد و به خود آنان بازمی‌گردد. (4)‏

امروز هم سردمداران نظام سلطه جهانی ، از سر استیصال و همانند غریقی که به هر شاخه‌ای چنگ می زند ، به سیاست توهین و استهزاء متوسل شده‌اند، شاید از این طریق جایگاه مقدس اسلام تنزل یابد و عشق به پیامبرگرامی اسلام و موج اسلام خواهی در جهان فروکش کند  لذا روزی به سلمان رشدی و زمانی به سیاستمدار سرسپرده دانمارکی و نوبتی به کشیش بی دین آمریکایی و اخیرا به کارگردان مزدور آمریکایی ماموریت می‌دهند تا سیاست استهزاء را عملیاتی کنند البته موارد فوق نمونه‌های کوچکی از انبوه سیاستها و اقداماتی است که سالهاست صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها و سردمداران نظام سلطه، در عرصه تضعیف و تخریب اسلام به کار گرفته‌اند و از جمله مواردی است که دستشان رو شده است.‏

استکبار جهانی از همان زمان که پای به کشورهای اسلامی نهاد به روشنی دریافت که دشمن اصلی منافعش ، اسلام و مقدسات اسلامی و پیوند ناگسستنی میان اسلام و استقلال است و به هر کجا که پای نهاد تا ثروت مسلمین را به یغما ببرد و بر استقلال سیاسی و فرهنگ امت اسلام خدشه وارد آورد ، قرآن وپیامبر اعظم (ص) را به عنوان بزرگترین مانع در برابر خویش یافت و لذا حیله‌ای اندیشید تا ادیانی با روکش اسلام، (نظیر وهابیت) اختراع کند که با منافع آنان در تضاد نباشد.

 اما با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بار دیگر خورشید حقیقت اسلام در سراسر جهان پرتو افکنده است و دیگر انحراف و برداشت های فرمایشی از دین اسلام ، نظیر اسلام طالبانی و ترکیه ای و امثال آن ، نمی تواند مانع رویت آن شود و همچنان که ورود پیامبر (ص) به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی ، پاداش 13 سال صبر و مقاومت در مکه بود ، امروز هم مسلمانان پس از 1400 سال سختی باردیگر شاهد حضور اسلام و حضور معنوی پیامبر گرامی اسلام (ص) در مدینه ای به گستره همه کشورهای اسلامی ، بلکه فراتر از آن هستند.‏

شگفت آنکه همچنان که شدت خشم و نگرانی از به خطر افتادن منافع ، مانع آن شد که ابوسفیان و سردمداران کفار قریش ، تحلیلی واقع بینانه از اعمال سیاستهای خویش علیه پیامبر (ص) داشته باشند و در نتیجه نتوانستند آثار زیانبار این سیاست‌ها را برای خود ارزیابی کنند، امروز هم سردمداران نظام سلطه بی آنکه خود بخواهند، به سیاستهایی متوسل شده اند که آتش عشق نهفته در قلب مسلمانان جهان را شعله ور می سازد و حتی جمیعت‌ های ساکت و خاموش مسلمان را به صحنه می‌آورد تا در دفاع از مقدسات خویش علیه شیطان بزرگ فریاد برآورند.«ولا یحیق المکر السیئ الا باهله» (نیرنگ زشت جز دامن صاحبش را نگیرد) (5)‏

منابع:
1- زخرف 7. یس 30، حجر11
2- حجر 97
3- حجر 95‏
‏4- انعام 10، هود 8، نحل 34 ، انبیا 41، زمر 48،  غافر 83، جاثیه 33
5- فاطر 43‏

جمهوری اسلامی: «آژانس همیاری با آمریکا»

«آژانس همیاری با آمریکا» عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در نشست شورای حکام خود با اکثریت آراء قطعنامه‌ای تکراری و انتقادی علیه برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد. از میان 35 کشور عضو شورای حکام، تنها کوبا به این قطعنامه که حاصل اقدام گروه 1+5 بود، رأی مخالف داده و سه کشور مصر، تونس و اکوادور نیز به آن رأی ممتنع دادند.

در این قطعنامه آمده است: ایران قطعنامه‌های سابق سازمان ملل مبنی بر تعلیق غنی سازی هسته‌ای را نادیده گرفته و از آن سرپیچی کرده و براساس اطلاعات منابع نامشخص، هنوز از عدم تلاش ایران برای دستیابی به توان هسته‌ای با کاربرد نظامی، اطمینان حاصل نشده است.

این، دوازدهمین قطعنامه شورای حکام علیه جمهوری اسلامی ایران در طول 9 سال گذشته است بویژه که در سالهای اخیر در تمامی نشست‌های شورای حکام که به طور معمول سالی پنج بار برگزار می‌شود، گزارش آقای آمانو مدیر کل آژانس، دستمایه و زمینه ساز ایجاد موج تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و در واقع کلید جوسازی و زیاده خواهی‌های غرب علیه ایران را زده است.

این آتش افروزی و به عبارتی ایجاد آتش تهیه برای هجمه دیپلماتیک غرب، از جمله وظایف آقای آمانو در سمت مدیر کلی جدید آژانس است که از روز اول بنای خوش خدمتی برای غرب را در دستور کار خود قرارداده است.

براین اساس بسیاری از قطعنامه‌های شورای حکام که برمبنای گزارش مدیر کل آژانس پخت و پز می‌شود نه تنها رگه‌های قوی از اعمال نفوذ و مدیریت آمریکا را در خود دارد بلکه به نیابت و براساس دستورالعمل غرب تنظیم شده و مأموریت ویژه‌ای را دنبال می‌کند به طوری که چهار قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران به پیشنهاد شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی صادر شده است.

آقای آمانو به هنگام صدور قطعنامه دوازدهم شورای حکام آژانس، هر چند از ارجاع مجدد پرونده ایران به شورای امنیت سخنی به میان نیاورده، ولی از واژه‌ها و عبارت‌هایی استفاده کرده که باید آنرا باز تعریف سیاست‌های ضد ایرانی غرب دانست؛ عبارات و جملاتی از قبیل:«ایران باید پیام قطعنامه جدید را بفهمد»، «ایران در فعالیت آزادانه آژانس محدودیت ایجاد می‌کند»، «همکاری ایران با آژانس، ناامید کننده است» و...

با این وضعیت آیا عهده‌دار شدن سمت بلندگویی برای سیاست‌های آمریکا در آژانس و ایفای نقش حافظ منافع رژیم صهیونیستی با اجرای معیارهای دوگانه توسط آژانس، احتمالی برای مستقل بودن آقای آمانو باقی می‌گذارد؟

از این روست که وی پس از افشای اسناد ویکیلیکس مبنی بر بازی مدیر کل آژانس در زمین آمریکا، با رد جانبداری از غرب، مدعی شد: من عروسک خیمه شب بازی غرب نیستم! من به تمامی کشورهای عضو نزدیک هستم و آمریکا نیز یکی از اعضای بسیار مهم است.

آقای آمانو در روند فعالیت دو ساله خود در سمت مدیر کلی آژانس و همچنین در مفاد گزارش خود که دستمایه صدور قطعنامه اخیر شورای حکام قرار گرفته، نشان داده که هرگز مستقل نبوده و وام‌دار کشورهای غربی است، بدین معنا که هر جا غربی‌ها برای فشار سیاسی و تبلیغاتی علیه ایران و باج خواهی در مذاکرات هسته‌ای نیاز به دستاویز و سوژه‌های مالیخولیایی دارند، گزارش‌ها، بیانیه‌ها و حتی مصاحبه‌های آقای مدیر کل به آنها یاری رسانده است.

ادعای وجود ابعاد نظامی احتمالی در برنامه هسته‌ای ایران یا همان «مطالعات ادعایی»، نیز موضوعی است که آقای آمانو به شدت در قطعنامه اخیر آنرا دنبال کرده و با اتهام زنی‌های بی‌مورد علیه ایران، قصد وارونه جلوه دادن فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان را دارد، درحالی که جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلح آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای خود پافشاری کرده و بر همین اساس، جامع‌ترین و عمیق‌ترین همکاری‌ها را با بازرسان آژانس برای نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای خود، حتی فراتر از تعهداتش برمبنای پادمان، انجام داده ولی به موازات آن هرگز حاضر به تمکین در قبال زیاده خواهی‌های غرب نبوده و بر صیانت از حق غنی سازی خود تأکید کرده است.

متأسفانه همکاری مستمر ایران با آژانس در 10 سال گذشته، این انتظار غیرواقعی و توقع بیجا را برای طرف مقابل ایجاد کرده که آنها می‌توانند گام به گام جلوتر آمده و در عوض تحقق تعهدات خود، فعالیت‌های هسته‌ای ایران را زیر سئوال برده و مطالبات غیرقانونی خود را افزایش دهند.

همانگونه که انتظار می‌رفت قطعنامه دوازدهم شورای حکام در موقعیتی زمینه خوشحالی آمریکا را فراهم و موج جدیدی از تبلیغات رسانه‌ای غرب را علیه جمهوری اسلامی ایران سازماندهی کرد که آمریکا در دشوارترین شرایط داخلی و بین‌المللی قرار دارد و تحت شدیدترین فشارهای مردمی است.

طبعاً در شرایط جدید که آمریکا سعی می‌کند خود را از زیربار فشارهای شدید جهانی خارج کند و با تمام شیوه‌ها و ابزارهای ممکن و کلیه امکانات، نقش جمهوری اسلامی ایران را در سرعت تحولات ضداستکباری و موج بیداری‌ها متأثر و یک آرایش جدید را در منطقه به نفع رژیم صهیونیستی باز تعریف کند، نیاز دارد با ابزارهای گوناگون، ایران را در مرکز تبلیغات منفی قرار دهد و از این جهت تشدید موضوع هسته‌ای ایران را به آژانس سفارش کرده است بنابراین تاکید بر موضوع عدم تمکین ایران از قطعنامه‌های شورای امنیت مبنی بر قطع کامل غنی سازی هسته‌ای و سوژه سازی پیرامون فعالیت‌های مشکوک نظامی ایران از مسائلی است که در حوزه مأموریتی آقای آمانو تعریف شده و شکی نیست که او براساس این دستورالعمل به صدور قطعنامه دوازدهم شورای حکام اقدام کرده است.

اما طبیعتاً پاسخی که او و بانیان اصلی این قطعنامه از جمهوری اسلامی ایران دریافت خواهند کرد، اینست که عدم قبول و اجرای مطالبات قطعنامه‌های شورای امنیت به دلیل سیاسی و غیرقانونی بودن آنهاست.

ایران بارها اعلام کرده به کلیه مقررات ناشی از معاهده «ان. پی.تی» احترام می‌گذارد و به آن عمل می‌کند اما هرگز زیر بار الزامات خلاف قانون و چارچوب‌های خارج از پادمان نخواهد رفت.

متأسفانه مطالبات بازرسی‌های اخیر از جمله پارچین، خارج از مفاد مقررات پادمان بوده و قابل اجرا نیست. آژانس باید به جای این خواسته فراقانونی به وظایف قانونی خود عمل کرده و در مورد ایران شفاف و صادقانه رفتار کند.

متأسفانه انحراف مدیر کل آژانس و شورای حکام، که باید آنرا شورای همیاری با آمریکا لقب داد، از وظایف اصلی و اساسنامه تأسیسی آن و در عوض پایبندی بر تعهدات غرب ثابت می‌کند که این نهاد بین‌المللی به تمام قامت از مأموریت اصلی خود فاصله گرفته و به عنوان کارگزار آمریکا و در جهت مصارف سیاسی غرب و صهیونیسم عمل می‌کند.

سیاست روز: «کیش و مات باراک اوباما»

«کیش و مات باراک اوباما» سرمقاله روزنامه سیاست روز به قلم جلال خوش چهره است که در آن می خوانید:

اظهار «هیلاری کلینتون» مبنی بر اینکه هیچ ضرب الاجلی برای نتیجه بخشی تلاش های دیپلماتیک در قبال پرونده هسته ای ایران نیست، پاسخ صریح به فشارهایی است که نخست وزیر تندرو رژیم اسرائیل در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریکا بر افکار عمومی این کشور علیه دیپلماسی دولت باراک اوباما وارد کرده است بنابراین چنین واکنشی را نباید مستحق تعدیل در سیاستی ارزیابی کرد که طی ماه های اخیر عمق توان مقاومت تهران را نشانه گرفته است.

دغدغه این روزهای واشنگتن، برگزاری انتخابات نوامبر آینده است و براین اساس می کوشد اوضاع را به گونه ای مدیریت کند که از یکسو زمان به نفع استراتژی فرساینده علیه تهران سپری شود و از سوی دیگر تل آویو را در وضع کنترل شده نگه دارد.

دموکرات ها در این شرایط از هرگونه عکس العمل افراطی در قبال وقایع غیر منتظره پرهیز می کنند تا اوضاع آنگونه هدایت شود که خود می خواهند.

تأکید بر ادامه فرایند دیپلماتیک هرگز به معنای چشم پوشی واشنگتن از گزینه نظامی نبوده است بلکه تلاش برای موقع سازی اقدامی است که به زعم دولتمردان امریکایی انتخاب زمان و مکان آن در اختیار آنان باشد.

این وضع علاوه برآنکه فرایند تحولات را در کنترل واشنگتن نگه می دارد، زمان را نیز به نفع او می کند‎ْ‏؛ به ویژه اگر قرار باشد هرگونه اقدام نظامی احتمالی با عنصر غافلگیری همراه شود.

تل آویو با درک بازی واشنگتن، جنگ روانی گسترده ای را در قبال دموکرات های امریکایی آغاز کرده است. وضع جاری فرصت هرگونه موقع سازی را از افراطیون گرفته و دراین حال همپیمانان جمهوری خواه آنان را در رقابت انتخاباتی در موضع انفعال قرار می‌دهد بنابراین دور از انتظار نیست که افراطیون اسرائیلی به اقدام‌هایی متوسل شوند که ساخت بازی واشنگتن را به هم ریزد.

رفتار اسرائیلی ها در وضع کنونی لزوماً اصرار بر اقدام نظامی علیه ایران نیست بلکه مجموعه اقدام های ایذایی است که سیاست‌های معماری شده دولت باراک اوباما را در عرصه های مختلف مورد چالش قرار می دهد.

انتشار فیلم موهن علیه پیامبر گرامی اسلام (ص) در بزنگاه کنونی و تخریب وجهه دولت باراک اوباما نزد مردم مسلمان و به ویژه کشورهای مصر، لیبی و یمن و سرانجام قتل دیپلمات‌های امریکایی در لیبی و برافراشته شدن پرچم القاعده در جریان تظاهرات اعتراضی مردم - آنهم در سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر - یک خرابکاری غافلگیرانه علیه اوباماست که دستاوردهای دولت او را در تلطیف افکار عمومی منطقه خاورمیانه نسبت به سیاست های بزک کرده واشنگتن دچار آسیب جدی کرده است.

افراطیون اسرائیلی - آمریکایی می کوشند بهره مندی دموکرات ها را از زمان به گونه ای دستخوش آسیب کنند که از یکسو واشنگتن خود را در نقطه آغاز حضور دموکرات ها پس از هشت سال ریاست جمهوریخواهان بر کاخ سفید دیده و از سوی دیگر فرصت برای باز گشت افراطیون به مسند تصمیم سازی در ایالات متحده فراهم شود.

اگرچه رد پای افراطیون اسرائیلی - امریکایی در انتشار فیلم موهن اخیر علیه مقدسات مسلمانان پنهان است ولی پیامدهای این اتفاق به طور مستقیم دیپلماسی دولت اوباما را هدف گرفته است.

پرهیز واشنگتن و متحدان غربی اش از ورود به درگیری نظامی با ایران و عدم هم آوایی کامل ایشان با تل آویو در تعقیب سیاست های ماجراجویانه و افراطی، واکنش هایی را برمی انگیزد که ممکن است تا موعد برگزاری انتخابات نوامبر آینده در ایالات متحده شاهد آن باشیم.

بی تردید پرهیز از همسویی با افراطیون به معنای تردید واشنگتن به سیاست های جاری علیه پرونده هسته ای ایران نیست بلکه تعقیب سیاستی است که در آن دموکرات ها می خواهند ابتکار در این باره را خود به دست داشته و تابعی از اراده افراطیون اسرائیلی نباشند.

ابتکار: «خط قرمزی که ملت‌ها رسم می‌کنند»

«خط قرمزی که ملت‌ها رسم می‌کنند» عنوان سرمقاله امروز روزنامه ابتکار به قلم فضل الله یاری است که در آن می خوانید:
در چند روز گذشته جهان صحنه اعتراضات شدید ملت‌هایی است که احساس می‌کنند به عزیزترین و بزرگ ترین موجود زندگی و حتی پس از زندگی شان توهین شده است.

از سودان و سومالی و مصر و لیبی گرفته تا ایران و عراق و ترکیه واروپا.نگاهی به گزارشهای تصویری از این تجمعات اعتراضی نشان میدهد که این اتفاق منحصر به سن، جنس و نژاد خاصی نیست.

از تبار سیاه شمال آفریقا تا نژاد زرد جنوب شرق آسیا، از زن و مرد تا پیر و جوان همه و همه در اتفاقی همزمان شرکت کرده اند و یک پرچم در دست گرفته اند و یک فریاد بر لب دارند.

در این تجمعات نه افراد لباس متحد الشکل دارند و نه پوسترها و پلاکاردهایی همشکل و همرنگ در دست دارند. نه از طرف دولت‌ها و سازمانهای خاصی حمایت می‌شوند و نه برای بر پایی آن تدارکاتی چند روزه انجام شده است.

ساختار چنین اجتماعاتی بدین گونه است که هر کس بصورت فردی از خانه خارج می‌شود و هر چه که به دستش می‌رسد و می‌تواند انگیزه اش را نشان می‌دهد،بر می‌دارد. یکی پرچم کشورش را بر می‌دارد.

زنی پلاکادرهای دست نویس در دستش می‌گیرد.مردی پارچه ای بر پیشانی می‌بندد که نام خدا و رسولش بر آن نقش بسته است. دخترکی نوجوان حجابش را تابلوی نشان دهنده انگیزه اش می‌کند. اجتماعات چند روزگذشته مسلمانان سراسر جهان بدین صورت شکل گرفته است.

دریایی از آدم‌هایی که نه با اتوبوس از جایی دیگر آورده شده اند و نه قول پرداخت پاداش از کسی گرفته اند. بلکه بر عکس احتمال ضررهای جانی و جسمی و روحی نیز می‌دهند. (چناچه در برخی کشورها حملات پلیس به تظاهر کنندگان سبب کشته و مجروح شدن برخی افراد نیز شده است) این سؤال مطرح می‌شود که چه چیزی این اتفاق بزرگ را به صورت همزمان در میان مردم کشورهایی که گاه هزاران کیلومتر از همدیگر دورند و در رنگ پوست و زبان و فرهنگ از هم متفاوتند، به وجود می‌آورد ؟ جواب این سؤال بی هیچ تاُملی خود را نشان می‌دهد: از «خط قرمزی مشترک» عبور شده است.

معمولاًدر نظام جدید بین‌الملل «خط قرمز» به محدودیت‌هایی اطلاق می‌شود که حکومت‌ها و یا توافقات بین‌المللی، رسم کرده اند و عبور ازآنها با مجازات‌هایی قانونی و تصویب شده همراه است.

این خطوط قرمز در کشورهای مختلف هماهنگ نیستند و گاه حتی متضاد نیز هستند. چرا که حکومت‌ها و سازمانهای مشخص کننده این محدودیت‌ها منافع متفاوت و گاه متضادی دارند.

امّا اتفاقات اخیر کشورهای مسلمان نشین و اعتراضات شدید مردمی به ساخت فیلم اهانت آمیز به پیامبرعظیم الشان اسلام نشان می‌دهد که ملت‌ها فارغ از رنگ و نژاد و زبان و محدوده جغرافیایی و سابقه تاریخی برای خود خطوط قرمزی فرض کرده اند که گذشتن از آنها بدون هزینه نخواهد بود. خطوط قرمزی که گاه در تضاد با منافع دولت‌های حاکم نیز هست. (بنگرید به تیر اندازی پلیس برخی کشورهای حتی مسلمان به مردم معترض به اهانت به پیامبر اسلام و کشته شدن برخی از افراد).

این خطوط قرمز هیچ ضمانت اجرایی ندارد به جزء حضور مردم. قانون و پلیس و دادگاه و زندان و اعدام،مجازات عبور از آن را تعیین نمی‌کند.

***
مسلمانان سراسر جهان از ایران تا سودان در هر چه که اشتراک نداشته باشند بر سر یک چیز اتفاق و اشتراک و اتحاد دارند و آن نام شریف و عزیز «محمد (ص)» است.محمد تنها یک نام نیست بلکه مفهومی است که در بردارنده یکتا پرستی، مهر،رحمت،عدالت و راستی است.اهانت به چنین مفهومی با هیچ بهانه ای قابل قبول نیست حتی اگر بهانه آزادی بیان در میان باشد. نمی‌توان به بهانه خط قرمزی به نام آزادی بیان،خط قرمز 1.5 میلیارد مسلمان جهان را زیر پا گذاشت.آنهم نه با خطایی سهوی که باعمدی مشمئزکننده.

در این ماجرا آزادی بیان به فرصتی برای به راه انداختن جنگ تمدنها، فرهنگ ها و مذاهب تبدیل شده است. امری که بدون تردید با فلسفه آزادی بیان در تضاد است.

مردم سالاری: «پرهیز از صدور احکام کلی شبهه ناک»

«پرهیز از صدور احکام کلی شبهه ناک» سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم منصور فرزامی است که در آن می خوانید:

یکی از ویژگی‌های بارز مسوولان ارشد هر حکومتی در بیان،‌ پرهیز از صدور احکام کلی شبهه ناک و تنش زا است به همین علت با بررسی تمامی جوانب و با توجه به نیازها و فضای روحی و عاطفی و فکری جامعه،‌ مستدل و مستند سخن می‌‌گویند و بر موضوعات قابل طرح،‌وقوف کامل دارند؛ حتی شورایی رئوس موضوعات قابل گفتار را برای گوینده، مشخص می‌کند و صلاح نمی‌داند که «فی‌البداهه» هرچه خواست بگوید چون « اول الفکر، آخرالعمل»

سخندان پرورده، پیر کهن

بیندیشد آن گه بگوید سخن

و مشی دولتمردان،‌سنجیده گویی و با توجه به حال و مقام است که اهل ادب به آن « بلاغت» می‌‌گویند به گفته حافظ :

با خرابات نشینان ز کرامات ملاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

پس شرط توفیق،‌رعایت این اصول است. دیگر اینکه یک مجموعه وقتی موفق است که اعضای آن،‌ اقدامات همدیگر را خنثی و بیان هم را نقض نکنند.

بویژه آنگاه که در جمع افرادی قرار می‌‌گیرند که به زیر و بم اوضاع،‌ اشراف کامل دارند و یا در مقابل دانشجویان هوشمند و آرمان گرا و صریح اللهجه،‌ سخن می‌‌گویند و در جواب پرسش‌های دقیق آنان،‌نباید‌ها،‌از دهانشان خارج می‌‌شود و پی نمی‌‌برند که :

جز راست نباید گفت

هر راست نشاید گفت

اما زمینه‌‌ نگارش این نوشته،‌سخنان رییس محترم جمهوری است که در برنامه‌‌ تلویزیونی، دولت خود را پاک‌ترین دولت تاریخ کشور،‌برشمرد و به پاکی و پاک دستی مجموعه خود بالید.

در توجه به این بخش از سخنان رئیس محترم اجرایی کشور،‌باید گفت که افتخار ما هم این است که دولت حاکم بر کشورمان،‌ پاک دست و پاک رفتار و پاک کیسه باشد و بر همین اساس هم از مردم رای اعتماد گرفته است و اگر غیر از این باشد،‌جای حسرت و تعجب دارد.

به هر حال،‌ هنوز آن شوق مصاحبه در دلها بود و آن طنین گوش نواز از گوش‌ها نیفتاده بود که معاون اول ایشان در جشنواره‌های تعاونی برتر کشور،‌بدون ذکر نام شخصی خاص،‌ که البته خیلی زود مشخص شد وزیر اسبق کشور است،‌ از تخلف 21 میلیارد تومانی وی سخن گفت که با سود متعلق به آن 30 میلیارد تومان می‌‌شود !

نگارنده کاری ندارد که حقیقت ماجرا چیست اما باید پرسید چرا باید بعد از آن که وزیری از هیئت دولت بیرون رفت و ردای بازرسی از مجموعه‌‌ دولت را پوشید،‌ باید این گونه مورد طعن قرار بگیرد و آیا اگر از آن مجموعه،‌رانده نمی‌شد،‌ این ماجرا مکتوم می‌‌ماند؟ آیا در این مدت،‌اقدام حقوقی و قانونی جهت استرداد آن مبلغ کلان ادعایی،‌ صورت گرفته است؟

ما با اینکه تخلف سه هزار میلیاردی با سیزده هزار برگ تسلیمی‌‌به قوه‌‌ قضاییه،‌ در مجموعه‌‌ همین دولت صورت گرفت و لکه‌‌ ننگی بر ساحت مقدس جمهوری اسلامی،‌نشاند، ‌دولت را هرگز ناپاک نمی‌‌دانیم؛ همان گونه که کسی خطا و انحراف و بی وفایی «زیادبن ابیه» را به پای «مالک اشتر»ننوشت.

مقصود آن است که اثبات احکام کلی از منظر حقوقی و شرعی،‌ بسیار دشوار است و نیاز به مستندات بسیار دقیق دارد و گرنه،‌ صرفا ادعاست و رها کردن تیری در تاریکی است.دیگر این که،‌آرامش و اعتماد مردم نسبت به دولت سلب می‌‌شود و حامیانش دیگر قادر به دفاع از او نیستند.

از طرفی زیر سوال بردن پاک دستی تمامی‌‌دولت‌های گذشته هم نارواست و پایگاه صداقت و قدر شناسی دولت را در نزد اهل تفکر و تاریخ خوانده و با خبر از اوضاع گذشتگان،‌ سست خواهد کرد.

از عجایب دیگر لغزش‌ها و تخلفات برخی از همکاران پیشین و منتقدان امروز است که به جای ارجاع به محاکم حقوقی و قانونی،‌ در جلسات سخنرانی و آن هم بدون حضور آن شخص مورد نظر،‌مطرح می‌‌شود که اگر آن تخلف،‌ درست باشد «غیبت» است و اگر درست نباشد،‌ «بهتان» است و حد شرعی هم دارد،‌هرچند که ما به صراحت،‌ مرزهای «غیبت» و «بهتان» را در نوردیده ایم و «هرکه با ما نباشد،‌ «بر ماست» و هر نسبت ناروایی را بر او جایز می‌‌دانیم!

نکته پایانی این است که به سنت سنیه ‌‌ تاریخ نویسی،‌تاریخ هر حکومت و دوره ای را پس از انقضای آن دوره می‌‌نویسند بنابراین،‌ «آینده» در پاکی و پاک دستی این دولت،‌ به قضاوت خواهد نشست و صحت وسقم این ادعا را با شواهد و قراین،‌ معلوم خواهد کرد؛ پس آرزو می‌‌کنیم همانی باشد که رییس دولت گفت.

آفرینش: «چشم انداز ایران و پتانسیل انرژی های نو»

«چشم انداز ایران و پتانسیل انرژی های نو» مقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می خوانید:

انرژی‌های نوین همانند انرژی باد، خورشید و...در سراسر گیتی به سرعت در حال گسترش و توسعه هستند.

انرژی هایی که اند ک اندک در حال بازیافتن نقش خود در جهان توسعه یافته است و کشورها با توجه به برنامه های خود در راستای توسعه یافتگی و خودکفایی و...در صدد بهره بری بیشتر از این پتانسیل ها و منابع طبیعی خود در راستای تولید انرزی های نوین هستند. چرا که این انرژی‌ها به دلیل بهره‌وری بالا به خوبی توانسته‌اند جای سایر انرژی‌های موجود مانند انرژی فسیلی را پر کنند.

در این بین از آنجا که پاک بودن، عدم آلودگی و ارزانی را می‌توان از شاخص اصلی تولید انرژی‌های نو دانست کشورها امروزه با توجه به مساله افزایش جمعیت و نیز کاهش منابع سوخت‌های فسیلی تلاش کرده اند سرمایه ‌گذاری های گسترده ای را برای استفاده از انرژی‌های نو انجام داده و همگام بارشد فناوری های نوین ، انرژی‌های نوینی را مورد استفاده قرار دهند.

دراین راستا برنامه ها و سیاستهای بین المللی اینک ، نقش ویژه ای به منابع تجدیدپذیر وانرژی های نو(خورشیدی، باد و زمین گرمایی، هیدورژن و...) داده و کشورها تلاش می کنند تا دراین راه با بدست اوردن تکنولوژی های لازم از یک سو از وابستگی به انرژی های فسیلی و وابستگی به نفت کاسته و از سویی هم با استفاده از انرژی های نو آن را در خدمت توسعه واقتصاد خویش قرار دهند.

بطور مثال اتحادیه اروپا تولید بیش از 15 در صد انرژی الکتریکی مورد نیاز را از راه انرژی های نو هدف قرارداده و حتی کشورهایی مانند ترکیه در زمینه بهره گیری از انرژی خورشیدی توانسته اند نقش مهمی داشته باشند.

آنچه مشخص است هر چند کشور ما با توجه به دارا بودن منابع گسترده فسیلی نفت و گاز به خارج از کشور وابسته نیست اما باید گفت اگر نتوانیم همپای کشوهای پیشرفته در استفاده از انرژی های نو حرکت کنیم در آینده ای نه چندان دور عملا از دایره رشد و ترقی جهانی باز خواهیم ماند.

در این بین اگر به پتانسیل های کشور در زمینه انرژی های نو توجه کنیم باید گفت کشور ما بی شک دارای پتانسیل های گوناگونی در استفاده ار انرژی های نو است (مانند در زمینه بهره مندی از 300 روز خورشیدی، دومین کشور دنیا از نظر داشتن پتانسیل این انرژی است و در زمینه انرژی باد نیز توانایی های فراوانی دارد) لذا باید گفت از هم اکنون باید توجهی جدی و بنیادینی به پایدارسازی و تنوع‌بخشی منابع انرژی خود ، توسعه ظرفیت‌ها و کاهش هزینه‌های درازمدت نظام تولید انرژی و صیانت از محیط ‌زیست و منابع انرژی‌ تجدیدناپذیر و فسیلی کشور کرد و با دستیابی به اطلاعات و فن آوریهای روز دنیا در خصوص استفاده از منابع انرژیهای تجدیدپذیر و همچنین توجه استراتژیک به بحث انرژی ها گام‌های خوبی در زمینه استفاده از انژی های جایگزین برداشت.

تهران امروز: «علت ها و معلول‌های ارزی»

«علت ها و معلول‌های ارزی» یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم سید جواد سیدپور است که در آن می خوانید:

اخیرا در گفتار برخی دولتمردان و تحلیلگران حامی دولت این نکته مطرح می شود که دلالان، اخلالگران و سودجویان عامل اصلی بر هم زدن بازار ارز و سکه هستند و ضرورت دارد با چنین افرادی برخورد جدی شود.

بدون اینکه بخواهیم نقش منفی چنین افراد یا جریاناتی را در تشدید تلاطم ارزی رد کنیم، می پرسیم که آیا اخلالگران، واسطه ها و دلالان سود جو، عامل اصلی بر هم زننده بازار هستند یا خود معلول شرایطی هستند که بر اثر تصمیمات مدیران اجرایی در حوزه پول و بازار امکان خودنمایی پیدا می کنند؟ به عبارت دیگر آیا جولان دادن دلالان و واسطه ها نشانی از آن نیست که ما خود بر اثر تصمیماتی که گرفته ایم محیط را برای رشد و نمو چنین افرادی آماده کرده ایم؟

بحث بر سر این نیست که نباید با دلالان و واسطه ها که بی‌رحمانه از شرایط موجود سوء استفاده می‌کنند و با دمیدن بر بازار شایعات، راه را برای تشدید اوضاع و در نتیجه رسیدن به سودهای نجومی مهیا می‌کنند ،برخورد کرد، بلکه بحث بر سر این است که چرا اساسا باید کاری کنیم که چنین دلالانی فرصت بر هم زدن تعادل بازار را داشته باشند.

چنین مسئله ای می تواند در حوزه های دیگری نیز خودنمایی کند. به‌عنوان مثال اگر نیروهای انتظامی به وظیفه خود در حفظ امنیت به نحو احسن عمل نکنند یا تصمیمات انتظامی را برخلاف اصول مسلم و قواعد انتظامی اتخاذ کنند، آنگاه خودبه‌خود زمینه برای ابراز وجود انواع خلافکاران مهیا می‌شود و طبیعی است که در چنین شرایطی نباید از بروز انواع بزه در اجتماع دچار شگفتی شویم.

حوزه اقتصاد هم دقیقا از همین قاعده پیروی می کند و اتفاق عجیب و غریبی رخ نداده است. ما اکنون در حال چیدن میوه‌های تلخی هستیم که پیش‌تر خود تخم آن‌را با تصمیمات غیرمنطقی در زمین کاشته‌ایم. روزهایی که کارشناسان با حالت التماس از مدیران اجرایی می‌خواستند نقدینگی را بی‌محابا افزایش ندهند و آنان بی توجه به همه این هشدارها اعلام می‌کردند نقدینگی هیچ ارتباطی با تورم ندارد، حال باید توضیح بدهند اگر چنین ارتباطی وجود نداشت پس چرا در حال حاضر اوضاع به این شکل درآمده است و کار به جایی رسیده که تمام مسئولان کشور توصیه می‌کنند برای مهار رشد نقدینگی چاره‌ای اساسی پیدا کنند.

البته این تنها یک نمونه است و الا طی 7 سال گذشته دائما به این مدیران اقتصادی وغیراقتصادی تذکر داده می شد که سیاستها و تصمیمات اقتصادیشان تضاد آشکاری با اصول امتحان پس داده علم اقتصاد دارد و اگر به همین روال ادامه دهند، دیری نخواهد کشید که اقتصاد کشور با آفات گوناگونی روبه‌رو خواهد شد.

حال تمام آن پیش بینی ها و هشدارها جنبه واقعی به‌خود گرفته و باعث شده تا اقتصاد کشور به‌رغم درآمد افسانه‌ای 600 میلیارد دلاری نفت طی 7سال گذشته به امراضی گرفتار شود که منطقا نمی‌بایست گرفتار می‌شد.

جالب‌تر آنکه برخی مدیران به‌جای پذیرفتن مسئولیت، دائما به فرافکنی رو می‌آورند و زمین و زمان را متهم می‌کنند که عامل به هم ریختن بازار هستند. گویی یک دلار از 600 میلیارد دلار درآمد هفت ساله نفتی در اختیار اینان نبوده است.

به هر حال اگر چه اقتصاد کشور در حال حاضر مشغول پس دادن تاوان اشتباه مدیران اجرایی است ولی با این وجود هنوز هم فرصت برای جبران اشتباهات باقی است و مدیران می‌توانند در مدت باقی مانده به توصیه‌های کارشناسان و نمایندگان مجلس عمل کرده و ثبات نسبی را به اقتصاد کشور بازگردانند و باقیات صالحاتی از خود بر جای گذارند.

دنیای اقتصاد: «کاهش ارزش ریال، خوب یا بد؟»

«کاهش ارزش ریال، خوب یا بد؟» سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دکتر جعفر خیرخواهان است که در آن می خوانید:

در اقتصاد همیشه با هزینه‌ها سروکار داریم. با هر تصمیم و انتخاب، لاجرم فرصتی دیگر را از دست می‌دهیم که دارای ارزش و فایده است و آن را هزینه انتخاب در نظر می‌گیریم.

هزینه‌هایی که می‌تواند پنهان و آشکار، آنی و بلندمدت، متمرکز و گسترده و از این قبیل باشد. در مقطع کنونی یک پرسش مهم اقتصادی تعیین نرخ ارز است. نرخ ارز را پایین نگه داریم یا بگذاریم بالا رود. بدیهی است هر دو انتخاب هزینه دارد به عبارت دیگر باید بین بد و بدتر یکی را انتخاب کرد و شاید به همین علت باشد که گروهی اقتصاد را علم ملال‌آور لقب دادند. این یادداشت طرح بحثی در این زمینه است.

هنگامی که ارزش ریال نسبت به سایر ارزها و در تجارت خارجی با سایر کشورها کاهش می‌یابد باعث گران‌تر شدن واردات و رقابتی‌تر شدن صادرات ایران می‌شود. ایرانی‌ها هنگام خرید کالاهای خارجی که باید ارزهایی مثل دلار، یورو، ین و لیره بپردازند متوجه گران‌تر شدن آنها خواهند شد.

اگر یک گردشگر ایرانی بخواهد به کشوری دیگر مثل ترکیه برود در صورت کاهش ارزش ریال باید ریال بیشتری را به لیر تبدیل کند تا هزینه‌های سفر خود مثل حمل‌و‌نقل، اسکان، غذا و غیره را بپردازد.

پس سفرهای خارجی که نوعی واردات خدمات است گران‌تر می‌شود و در عوض اتاق‌های بیشتری در هتل‌های داخلی اشغال خواهد شد.

اگر خواهان حمایت از تولید ملی هستیم و از خروج فزاینده ارز به واسطه افزایش سفرهای خارجی ناراحت هستیم با کاهش ارزش ریال این اتفاق کمتر می‌افتد.

بر همین منوال ورود سایر کالاها مثل کالاهای چینی به ایران نیز کاهش می‌یابد. صادرات ایران نسبتا رقابتی‌تر می‌شود و برای خارجی‌ها به صرفه‌تر است اجناس ایرانی خریداری کنند یا به ایران سفر کنند که حجم صادرات بالا می‌رود.

پس یکی از راه‌های موثر برای تشویق مردم به خرید کالاهای ایرانی، کاهش ارزش پول ملی در برابر سایر ارزها است.

همه اینها که گفته شد در صورتی است که نرخ تورم ایران به اندازه افزایش نرخ ارز بالا نرود و گرنه اثرات فوق را خنثی خواهد کرد.

ناگفته پیدا است که طی سال‌های گذشته با بالا نگه داشتن مصنوعی ارزش ریال از محل درآمد سرشار ارزی توانستیم نرخ تورم را کنترل کنیم اما یادمان نرود که در این اثنا نرخ تورم بالا خواهد رفت چون که کالاهای خارجی گران‌تر می‌شوند (تورم فشار هزینه) و با توجه به اینکه کالاهای ایرانی جذاب‌تر می‌گردند تقاضا برای این کالاها بالا می‌رود (تورم کشش تقاضا).

آیا کاهش دادن ارزش پول ملی خوب است یا بد؟ افزایش نرخ ارز به نفع اقتصاد است اگر اقتصاد غیررقابتی بوده و در رکود گرفتار شده باشد. چین با این نوع دستکاری در نرخ ارز (از طریق خرید دارایی‌های آمریکا به دلار) برای سال‌های زیاد توانست اقتصادش را رقابتی نگه داشته و به رشد بالایی دست یابد. عده‌ای این نوع دخالت را رقابت غیرعادلانه می‌دانند.

کاهش ارزش ریال تقاضای خارجیان برای صادرات ایران را زیاد کرده و در داخل شغل ایجاد می‌کند اما در عین حال رفاه مصرف‌کنندگان داخلی را کاهش می‌دهد، چون واردات و از جمله سفرهای خارجی گران‌تر خواهد شد.

عوامل اصلی که بر نرخ ارز تاثیر می‌گذارند کدامند؟ عوامل زیادی دخیل هستند، اما با توجه به شرایط اقتصاد ایران برخی از مهم‌ترین آنها عبارتند از:

1. تورم: اگر تورم در ایران نسبت به کشورهای طرف تجاری آن بالاتر باشد صادرات ایران غیررقابتی‌تر شده و تقاضای خارجیان برای کالاهای ایرانی کاهش یافته و بالعکس ایرانیان ترجیح می‌دهند کالاهای خارجی خریداری کنند و واردات افزایش می‌یابد. پس کشورهایی مثل ایران که تورم بالایی دارند باید انتظار کاهش ارزش پول خود را در مقایسه با سایر ارزها داشته باشند پدیده‌ای که در سی چهل سال گذشته همیشه شاهد آن بوده‌ایم.

2. سفته‌بازی و سوداگری ارزها: اگر سوداگران ارزی و بازرگانان باور داشته باشند که بانک مرکزی در آینده ارزش ریال را کاهش داده یعنی نرخ ارز را بالا می‌برد آنها اکنون تقاضای بیشتری برای سایر ارزها خواهند داشت. پس احساس و تصورات بازار ارز نسبت به ذخایر ارزی و آینده ریال و پیش‌بینی‌های گوناگونی که در این باره وجود دارد هم می‌تواند نرخ ارز را در کوتاه‌مدت تغییر دهد.

3. تغییر قدرت رقابت‌پذیری کشور: اگر قدرت رقابتی کالاهای ایرانی به دلایلی مثل محیط نامساعد کسب و کار و افزایش ریسک‌ها و تهدیدات گوناگون کاهش یابد هزینه‌های تولید بالاتر رفته و کسی کالاهای ایرانی را نخواهد خرید که در نتیجه باعث می‌شود نرخ ارز بالا رود. این یکی از عوامل بلندمدت تعیین‌کننده نرخ ارز کشورها است و شبیه نرخ تورم عمل می‌کند.

آیا نرخ ارز قوی نشانه قدرت اقتصادی یک کشور است؟ اغلب اوقات نرخ ارز قوی نشانه قدرت اقتصادی دانسته می‌شود.

نرخ ارز می‌تواند به عنوان نماد افتخار ملی معرفی شود و به همین علت است که وقتی نرخ ارز بالا می‌رود بیشتر سیاستمداران نگران می‌شوند. آنها نرخ ارز قوی را نشانه موفقیت اقتصادی می‌دانند.

همان‌طور که اشاره شد برای اینکه یک کشور ارز قوی داشته باشد باید سعی کند نرخ تورم را پایین نگه داشته، رقابت‌پذیری خود را بهبود بخشیده و عملکرد اقتصادی (رشد اقتصادی) خوبی داشته باشد.

جدای از اینکه نرخ ارز به کدام سمت و سو می‌رود نوسانات و افت‌وخیزهای ناگهانی و کوتاه مدت نرخ ارز بسیار زیانبار بوده و امکان برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری را از فعالان اقتصادی می‌گیرد.

پس ثبات نسبی و قابل پیش‌بینی نرخ ارز که از مهم‌ترین قیمت‌ها در هر اقتصادی است از وظایف مهم تصمیم‌سازان پولی به شمار می‌رود که در یک سال گذشته کارنامه موفقی در این عرصه به ثبت نرسیده‌‌است. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها