وی افزود: در دوره رضاخان، جمالزاده و علی دشتی مهمترین نمایندگان رماننویسی بودند و بعدها صادق هدایت، صادق چوبک، ابراهیم گلستان و جلال آلاحمد آن را ادامه دادند. در این دوران، رمانتیسیسم غربی با لامارتین، دوما و هوگو، بیشترین تاثیر را در ایران گذاشتند و ما حتی شاهد رونق پاورقیهای عامهپسند بودیم. ولی بعد از کودتای 28 مرداد ساواک بر نویسندگان تسلط بیشتری یافت و رویکرد تعهد اجتماعی را تضعیف کرد. در همین دوره بود نویسندگانی که به بلوک شرق وابسته بودند از دیگران متمایز شدند؛ یعنی کسانی مانند دولتآبادی و احمد محمود دوباره به ایده تعهد اجتماعی بازگشتند، اما انقلاب اسلامی به این تعهد رنگی مذهبی داد و آنها در مواجهه با این انقلاب مذهبی مواضع متفاوتی گرفتند.
نویسنده دیگری که از کاروان ایران در این نشست به ایراد سخنرانی پرداخت، سمیرا اصلانپور بود. او انقلاب و جنگ هشت ساله را دلیل اصلی تحول ملی ما به سمت تعهدی دینی دانست که نمیتوانست مشابه ادبیات غربی و حتی ادبیات متعهد غربی باشد. اصلانپور با بیان اینکه نویسندگان جوانی که صدای انقلاب را شنیده بودند در آغاز راه کمتر از مهارتهای عمومی نویسندگی بهره داشتند، گفت: ولی این وضع خاص، تر و تازگی خاصی به داستانهای آنها داد و باعث بروز خلاقیتهایی شد. بعدها بر اثر ممارست و کسب تجربه و رفع کاستیها معادلهای بومی جریان یافت؛ مثلا به جای وهم رئالیسم جادویی، معنویت و باطنگرایی و توجه به امدادهای الهی نشست. او نتیجه گرفت واقعگرایی اسلامی ـ که به موضوعات فراتر از مسائل در حدود حواس پنجگانه مینگرد ـ ماحصل انقلاب و نگرش انقلابی به داستان است.
سپس علیاکبر والایی، دیگر نویسنده کشورمان مهمترین دلیل انفعال هنر و ادبیات داستانی را بیبهرگی از اندیشه برشمرد و گفت باید از اینکه ادبیات نمیتواند چیزی جز سرگرمی باشد، هراس داشت؛ زیرا همواره این ادبیات بوده که آینده را ساخته است. او انقلاب اسلامی را موجب تحولی فرهنگی دانست و آشنایی نویسندگان با آرای متفکران بزرگ و تلاش برای تامل بیشتر را بهعنوان تنها راه نجات معرفی کرد و افزود: مراودات فرهنگی میان کشورهای مختلف میتواند محرک خوبی برای تفکر باشد. ارتباط فرهنگی ایران و هند مثلا در مورد ترجمه کلیله و دمنه موجب طرح بحثهای جدید شده است. از آنجا که منظور از مطالعه تنها حفظ دانستنیها نیست باید به دنبال راهی بگردیم که دانستهها تبدیل به موادی برای تفکر شوند.
اصلانپور: نویسندگان جوانی که صدای انقلاب را شنیده بودند در آغاز راه کمتر از مهارتهای عمومی نویسندگی بهره داشتند. ولی این وضع خاص، تر و تازگی خاصی به داستانهای آنها داد و باعث بروز خلاقیتهایی شد
سخنران دیگر این نشست مجید ملامحمدی بود که با تاکید بر اینکه ادبیات کلاسیک ما دینی بوده اظهار کرد: ادبیات دینی که پس از انقلاب مجال بروز یافت، اصالت خود را از بازگشت به حال و هوای مذهبی ادبیات کلاسیک ایران گرفته است. او همچنین گفت: مخالفان ادبیات دینی گاه از بازگشت به تمدنهای پیش از اسلام دم میزنند و این در حالی است که مطالعه آثار پیش از اسلام نشان میدهد در کشور ما همیشه روح دینی و اقرار به توحید، سرمایه اصلی ادب بوده است.
وی همچنین با یادآوری آثار محمود حکیمی بهعنوان تنها نویسنده مذهبی در حوزه ادبیات کودکان قبل از انقلاب افزود: امروزه آثار مذهبی در ایران ـ چه به لحاظ کیفی و چه به لحاظ کمی ـ از کشورهای اسلامی مانند اردن، لبنان، عراق و مصر بسیار فراتر است و نگاهی به آمارها و مطالعه آثار برگزیده این حقیقت را نشان میدهد. در پایان نشست نویسندگان ایرانی در دپارتمان زبان فارسی دانشکده دهلی، زهرا زواریان با بیان اینکه بعضی کارها فردی و بعضی اجتماعی هستند، گفت: هنر و در این مورد خاص نوشتن داستان موضوعی است که در عین حال فردی و اجتماعی است.
او نویسندگی زنان پیش از انقلاب را منعکسکننده سرگردانی فردی و اجتماعی ایرانیان قلمداد کرد که با پیروزی انقلاب، آن آشفتگی انسجام یافت و راهی برای بروز خود پیدا کرد. او افزود: زنان ایرانی که خود را بر سر دوراهی انجام وظایف همسری و مادری یا تبدیلشدن به ابزاری جنسی و تبلیغی میدیدند ناگهان خویشتن را در لباس کسانی یافتند که باید در کنار همسری و مادری، هموطنان خود را به پایداری و رستگاری دعوت میکردند. این دو عامل باعث شد از سویی خود را درگیر کار اجتماعی بدانند و از دیگر سو بتوانند از عفت خود صیانت کنند. وی این مسائل را مهمترین محرکهای نوع نوشتن زنان پس از انقلاب دانست که از دروننگری اعتراضآمیز و پریشان به نوعی هستیشناسی معنوی تبدیل شده است. همچنین کاروان نویسندگان کشورمان با حضور در دپارتمان فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو به تبیین وضع ادبیات داستانی کشورمان پرداختند.
در این نشست علیرضا قزوه، شاعر و رئیس مرکز تحقیقات زبان فارسی دهلی نو، ادبیات ایران را به لحاظ کمی و کیفی با پیش از انقلاب غیرقابل مقایسه دانست و با برشمردن بعضی کتابهای پرتیراژ، به شکوفایی نثر فارسی در قالبهای تخصصی نظیر داستان کودک و نوجوان، طنز، دفاع مقدس و خاطرهنویسی اشاره کرد. سپس نویسندگان به بیان دیدگاههای خود پرداختند و عبدالمجید نجفی، وضع ادبیات کودک و نوجوان در ایران را رو به بهبود توصیف و تاکید کرد: از آنجا که دنیای کودکان، دنیای ویژهای است همه تلاشها اصولا ناکافی است و هیچگاه نمیتوانیم نیاز کودکان را برآوریم. نویسنده «زیر گنبد کبود» کودکان هر سرزمینی را آینده همان کشور دانست.
بامداد محمدی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم