نکته

دیگر صدا هم نمی‌ماند

آلبوم موسیقی یکی از خوانندگان مورد علاقه‌ام منتشر شده بود. با خوشحالی به یکی از مراکز فروش محصولات هنری مراجعه کردم و آن را خریدم. یکی دو هفته بیشتر از این ماجرا نگذشته بود که یکی از دوستان وقتی آلبوم موسیقی را دستم دید، گفت: چرا رفتی آلبوم را خریدی؟ لینک دانلود همه آهنگ‌های این آلبوم چند روزی است که با اجازه خواننده بر روی برخی سایت‌های رسمی قرار گرفته است. من هم رفتم و دانلود کردم. حتما باید 6 هزار تومان پولت را هدر می‌دادی؟!
کد خبر: ۵۰۱۳۴۲

خیلی تعجب کردم. با خواننده مورد نظر تماس گرفتم و موضوع را با او مطرح کردم. او پاسخ داد: تعداد کسانی که اهل هزینه کردن برای خرید آلبوم موسیقی هستند، خیلی کم است. همان تعداد هم مسلما روزهای اول انتشار می‌روند و آلبوم را خریداری می‌کنند. شما فکر می‌کنید چه راه دیگری وجود دارد برای این‌که مردم را دست کم به شنیدن این آلبوم ترغیب کنم؟

می‌گوید: به هیچ وجه دوست ندارم چنین کاری را انجام دهم. مطمئن باشید خیلی بیشتر از شما دلم برای زحماتم می‌سوزد، اما در شرایط موجود نمی‌توانم کار دیگری انجام دهم و مجبورم به شنیده شدن آلبوم موسیقی‌ام از سوی مردم رضایت دهم.

بعد از این مکالمه تلفنی کوتاه به این فکر می‌کنم که آیا ما تا این حد از موسیقی و فرهنگ فاصله گرفته‌ایم که یک هنرمند فقط برای این‌که اثرش شنیده شود باید از تمام حقوق به اصطلاح مادی و معنوی خود بگذرد و اثرش را به صورت رایگان برای دانلود روی سایت‌ها قرار دهد؟

قانون کپی‌رایت هم که تنها مدت کوتاهی تیتر رسانه‌ها بود و حالا به فراموشی سپرده شده است، گویی هنرمندان هم از به نتیجه رسیدن و ساماندهی روند انتشار آلبوم های موسیقی ناامید شده‌اند و به شرایط موجود رضایت داده‌اند.

براستی با ادامه وضع موجود تا چه زمانی هنرمندان ما می‌توانند اثر هنری تولید کنند؟ آیا چرخه معیوب اقتصاد هنر در ایران به همین وضع پیش می‌رود؟ آیا روزی از این حالت کما به مرگ می‌رود یا نه؟ ما مردمان دوره‌ای هستیم که حالا دیگر صدا هم در آن نمی‌ماند و باید به هر تدبیر و ترفندی ما را به شنیدنش ترغیب کنند.

زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها