در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی زمان یک دقیقه و 11 ثانیه کافی است تا نگاه آدمها به زندگی تغییر کند و دنیا را از دریچه دیگری ببینند. حال تصور کنید در یک مجتمع بزرگ، آدمهایی که در طبقات مختلف در حال حرف زدن با تلفن هستند، ناگهان خطها روی هم میافتد و آنها میتوانند صدای دیگران را بشنوند. فکر میکنید چه غوغایی به پا میشود؟
این خلاصهای از فیلم تلویزیونی «یک دقیقه و 11 ثانیه» است که به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی برای سیمافیلم تهیه میشود. رزاقکریمی جزو کارگردانانی است که کارش را با سینمای مستند آغاز کرد و پس از آن راهی سینمای داستانی شد.
او همیشه در آثاری که ساخته، نشان داده چگونه برای اتفاقات روزمره زندگی اهمیت زیادی قائل است و حاضر نیست از کوچکترین جزئیات هم بگذرد. وسواسهای او در طول کار باعث گزیدهکاری او شده است و هر بار تلاش کرده به یک موضوع اجتماعی، نگاهی انسانی داشته باشد تا مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.
او حاضر نیست سطحی به اتفاقات زندگی نگاه کند. همین دقت و وسواس او باعث شده فیلمنامه یک دقیقه و 11 ثانیه به قلم محمود اربابی را کارگردانی کند. همه این موارد باعث شد تا یک روز همراه گروه شوم تا از نزدیک کارشان را ببینم.
خبری از کسی نیست
آن طور که مسعود دلیری، مدیرتولید فیلم تلویزیونی یک دقیقه و 11 ثانیه نشانی لوکیشن را داده باید راهی مجتمع مسکونی فجر واقع در نیایش شوم. با آنکه ساعت 17 به مجتمع میرسم، اما غیر از نگهبان جلوی مجتمع، کسی نیست. به همین دلیل برای پیدا کردن میدان شهدا واقع در این مجتمع با مشکل روبهرو میشوم، اما پس از کلی جستجو به خانهای که گروه در آن مشغول به کار هستند، میرسم.
در خانه باز است. علیرضا شجاعنوری که در این فیلم نقش دکتر شکیبا را بازی میکند همراه یکی از عوامل روی تخته چوبی در گوشهای از حیاط خانه نشسته است. پس از سلام و احوالپرسی همراه مسعود دلیری نزد مصطفی رزاقکریمی میروم. او خیلی گرم استقبال میکند و از من میخواهد بعد از گرفتن پلان طلایی با او گفتوگو کنم.
ضبط پلان طلایی
شنیدن پلان طلایی باعث میشود از مسعود دلیری درباره این پلان بپرسم. او میگوید: این پلان مربوط به معرفی ساختمان و شهرک است. این پلان در طول قصه اهمیت دارد و ما باید در یک نور مناسب آن را ضبط کنیم. به همین دلیل کارگردان از این پلان به عنوان پلان طلایی یاد میکند، چون پلان موثری در کار است.
وی درباره زمان پیش تولید و تولید میافزاید: ما 24 مرداد فیلم تلویزیونی یک دقیقه و 11 ثانیه را کلید زدیم. پیش از آن هم 20 روز پیش تولید داشتیم و زمان تصویربرداری هم چهار هفته پیشبینی شده است. عمده لوکیشنها هم در مجتمع مسکونی فجر است. ما در قصه این فیلم به ماجرای هفت آپارتمان میپردازیم. از دیگر لوکیشنها میتوانم به مرکز درمان ناباروری ابنسینا، بیمارستان بیماریهای خاص، پارک و خیابانها اشاره کنم.
در این فیلم، علیرضا شجاعنوری نقش دکتر شکیبا و شقایق فراهانی، نقش مینو را بازی میکند و فرزندش محمدمهدی هاشمی است. دیگر همسایههای این مجتمع را هومن کیایی (ناصر)، سارا همتی (همسر ناصر)، گلاره عباسی (ناهید) و فرهاد اسماعیلی (همسر ناهید) را بازی میکنند. همچنین ناصر گیتیجاه هم نقش پدر ناهید را به عهده دارد.
پس از صحبت با مسعود دلیری راهی لوکیشنی میشوم که گروه قصد دارد بخشهایی از قصه را ضبط کند. شجاعنوری و رزاقکریمی نخستین کسانی هستند که سر صحنه حاضر هستند. آرامآرام دیگر عوامل فنی فیلم به صحنه میآیند و مشغول آماده کردن صحنه میشوند. در این صحنه قرار است مواجهه دکتر شکیبا و مینو و فرزندش ضبط شود که بعد از عمل یکدیگر را میبینند.
وسواس برای اذیت کردن نیست
در حالی که گروه مشغول آماده کردن صحنه است، پذیرای صحبتهای کارگردان میشوم. از او میپرسم با توجه به وسواسهایی که در طول کار دارد، فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه برایش چه ویژگیهایی داشته که کارگردانی آن را پذیرفته است. او میگوید: وسواسهایم در طول کار برای اذیت کردن کسی نیست تا بخواهم فیلم را پیچیده کنم. این وسواس برای محتوای فیلم است که شامل سناریو، بازیگران، دوربین، طراحی صحنه و... است.
وی ادامه میدهد: شاید باور نکنید، اما من قبل از فیلمبرداری به تمام این جزئیات توجه دارم و با تدوینگر صحبت میکنم که چه چیزی هنگام تدوین اثر مربوط قابل استفاده نیست؛ بنابراین درباره تمام موارد کار با عوامل صحبت میکنم. چیزی در فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه برایم اهمیت داشت، تقدیر و سرنوشت بود که ما خیلی روزمره به این واژه نگاه میکنیم. واقعیت این است که خیلی از اتفاقاتی که برای ما در زندگی میافتد، روزمره نیست و هر چیز دلیلی دارد.
این کارگردان عنوان میکند: فیلمنامه یک دقیقه و 11 ثانیه روایتگر اختلال مخابرات در یک مجتمع زیبایی است که آدمهایی با شخصیتهای مختلف زندگی میکنند که هر کدام از آنها سرنوشتی دارند. حال این اختلال تلفن چه چیزهایی همراه خودش میآورد، ماجرای این فیلم را شکل میدهد. محمود اربابی، نویسنده فیلم در این نوع نوشتار که مربوط به تقدیر و سرنوشت میشود، موفق است. من چند تا از نوشتههای قبلی او را خواندهام. به شخصه این موضوع سالهاست مورد علاقه من بوده و به دنبال کار کردن فیلمنامههایی با این موضوع بودهام. به همین دلیل کارگردانی این فیلم را پذیرفتم.
رزاق کریمی با اشاره به اینکه نباید از لحظات بسادگی عبور کرد، میگوید: در این فیلم نشان میدهیم میتوان لحظات زندگی را جراحی کرد. اینکه چه بوده و چه گذشته است. در مجموع ما تلاش میکنیم تا بتوانیم چنین لحظاتی را در فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه برجسته کنیم.
ایده خاص برای پرداخت عام
وی درباره اینکه چنین نگاهی را هر کارگردانی ندارد و چطور به این نگاه رسیده است اشاره میکند و میگوید: بگذارید پاسخ شما را با یک جمله بگویم که فکر میکنم از یک مکزیکی باشد. ایده خاص، پرداخت برای عام. این جمله خیلی زیباست و محتوایی غنی دارد. یعنی اینکه ما باید روی ایدهای کار کنیم که ویژگی و قوام مناسب داشته باشد تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
رزاقکریمی میگوید: من همیشه سعی میکنم خودم با بازیگرانم ارتباط برقرار کنم نه اینکه کار را به دستیارم بسپارم. هیچ وقت واسطه نداشتم. کارگردان باید مستقیم بازیگرش را بشناسد تا بتواند شخصیتهای قصه را بدرستی در کارش نشان بدهد.
وی درباره انتخاب بازیگران توضیح میدهد: وقتی فیلمنامه را میخوانم بسرعت تصمیم نمیگیرم. سعی میکنم خودم نسبت به فیلمنامه اشراف داشته باشم و بعد بازیگران را انتخاب کنم. این اتفاق هم در فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه افتاد. تمام بازیگران برایم ملموس بودند و زمانی که از دوستان دعوت کردم، پذیرفتند؛ چون آنها هم مثل من به محتوا فکر میکردند نه به بودجه کار. به هر حال بودجه ساخت تلهفیلم خیلی نیست و خوشحالم که بازیگران هم فیلم را جدی دیدند و هنگام مطالعه فیلمنامه متوجه شدند چه قصه زیبایی دارد.
این کارگردان اشاره میکند: حال که نگاه میکنم، میبینم بازیگران چقدر خوب در کار حاضر شدند و تا چه میزان جلوی دوربین توانستند فکر و اهدافی را که من به لحاظ محتوا دنبال میکردم، پیاده کنند. آنها از تکرارهای مکرر ناراحت نمیشدند، چرا که میدانستند تکرار برای دانستن محتواست، نه ندانستن آن. امیدوارم مخاطبان هم از دیدن فیلم راضی باشند.
ریتم آرام و دلنشین کار را دوست داشتم
شقایق فراهانی در این فیلم نقش مینو، مادری را بازی میکند که فرهنگی بوده و جزو طبقه متوسط جامعه است. او پسری دارد با مشکل کلیوی که منتظر کلیه است. به دلیل داشتن فاکتورهای خونی خاص هر کسی نمیتواند به بچه او کلیه بدهد.
فراهانی درباره پذیرش بازی در فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه میگوید: در وهله اول حضور رزاقکریمی در مقام کارگردان فیلم بود که من را برای بازی جذب کرد. نام برخی کارگردانان، اعتبار کار را نشان میدهد، چون حتما متن، ویژگیهای خاصی داشته تا باعث شده آن را انتخاب کنند. از سوی دیگر وقتی قصه را خواندم، حس کردم آن را دوست دارم، چون ریتم آرام و دلنشینی داشت.
وی ادامه میدهد: گرچه تلهفیلم بودجه زیادی ندارد، اما من به عنوان یک بازیگر موظف هستم کار را درست انجام بدهم، چرا که وقتی مردم کارم را میبینند، نمیدانند ما چه مشکلاتی داشتیم، بلکه به این مساله نگاه میکنند که من چطور توانستم نقشم را ایفا کنم. گرچه در فیلم یک دقیقه و 11 ثانیه هم دلی حاضر شدم، اما خوشحالم در این فیلم بازی کردم.
شقایق فراهانی در چند سال اخیر گزیده کار شده است. او دلیل آن را نبود فیلمنامههای خوب ذکر میکند و میگوید: گاهی اثری به حدی خوب است که حتی در دو سکانس هم بازی داشته باشید، باز میپذیرید. به همین دلیل ترجیح میدهم کارهایی را بپذیرم که حرفی برای گفتن داشته باشد. از طرف دیگر میخواستم بیشتر به پسرم رسیدگی کنم و زمان بیشتری را با او بگذارم، به همین دلیل کمتر کاری را قبول کردم تا بتوانم ارتباط بهتری با او داشته باشم.
شقایق فراهانی بتازگی بازیاش در فیلم سینمایی «نیکان» و «بچه غول» به کارگردانی رحمان رضایی تمام شده و قرار است در مجموعه هشت قسمتی «ماتادور» به کارگردانی فرهاد نجفی یک نقش منفی را بازی کند.
مهدی دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: