ارزیابی کارشناسان از ماجرای مردی که متهم است همسرش و مرد مورد علاقه او را کشته است

خیانت، خشم و انتقام

یک سال است که فریبرز در زندان منتظر است صدایش بزنند و اجرای حکم قصاص را به او ابلاغ کنند. این مرد 32 ساله متهم است همسرش نگین را با مردی که به او علاقه‌مند بود به قتل رسانده ‌است.
کد خبر: ۵۰۰۴۷۴

 پرونده قتل توسط فریبرز زمانی به جریان افتاد که گزارش‌های مردی به پلیس حاکی از پیدا شدن دو جنازه اطراف یکی از شهرهای استان فارس بود. پلیس در محل حاضر و متوجه شد دو جسد در آن محل وجود دارد که یکی مرد و دیگری زن است. این دو به یک شیوه به قتل رسیده‌ بودند و همین موضوع نشان می‌داد آنها توسط یک نفر به قتل رسیده‌اند. اجساد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیق در مورد هویت مقتولان آغاز شد. پلیس بعد از یک هفته تحقیق فهمید این اجساد متعلق به زن و مردی به نام‌های نگین و آرش است که چند ماه قبل از خانه فرار کرده ‌بودند. پلیس همچنین متوجه شد نگین شوهر داشته و قبل از این‌که از شوهرش جدا شود با مردی دیگر رابطه برقرار کرده‌ است. بنابراین، همسر نگین بعنوان اولین مظنون این پرونده مورد بازجویی قرار گرفت. این مرد بدون هیچ مقاومتی گفت که همسرش و مردی که با او رابطه داشته را به قتل رسانده ‌است. فریبرز جزئیات این قتل را توضیح داد و گفت مدتی قبل از فرار همسرش متوجه شده‌ بود او با کسی رابطه داشته‌ است.

این مرد گفت: از وقتی با نگین ازدواج کردم سر ناسازگاری داشت. او مرتب با من دعوا می‌کرد، نمی‌دانستم حرف حسابش چیست و چرا این کار را می‌کند، اما سعی می‌کردم همه چیز را تحمل کنم تا این‌که مدتی بعد متوجه شدم همسرم با کسی رابطه دارد. هنوز به این موضوع شک داشتم و کاملا مطمئن نبودم تا این‌که مدتی بعد به طور ناگهانی همسرم خانه را ترک کرد. هیچ خبری از نگین نداشتم. این زن آبروی مرا برده ‌بود و با این‌که سعی می‌کردم تحمل و دعواهایی که می‌کرد را حل و فصل کنم، اما او فرار کرد. خیانتی که به من کرده‌ بود را نمی‌توانستم فراموش کنم. خیلی پیگیری کردم و بعد از چند ماه متوجه شدم او با مردی به نام آرش فرار کرده و به مشهد رفته ‌است. اول شماره تلفن آنها را پیدا کردم، بعد با زنم صحبت کردم. او با من دعوا کرد اما آخر سر قبول کرد که با هم حرف بزنیم و قرار شد آرش هم موقع صحبت کردن باشد.

این مرد ادامه داد: «به مشهد رفتم و در آنجا با زنم و مردی که همراه او فرار کرده ‌بود، دیدار کردم. آنها را راضی کردم به شهرمان برگردند. گفته ‌بودم اگر بیایند زنم را طلاق می‌دهم که بتواند راحت زندگی کند. با هم به سمت شهرمان آمدیم و زمانی که به جایی مناسب رسیدیم. ابتدا با ضربات چاقو آرش را از پای درآوردم و بعد هم نگین را کشتم. اجسادشان را همان​جا رها کردم و به خانه رفتم.»

وقتی پرونده فریبرز به دادگاه فرستاده شد این مرد دوباره اتهامش را پذیرفت و در برابر پنج قاضی رسیدگی‌کننده توضیح داد که چطور آرش و همسرش را به قتل رسانده ‌است. هرچند خانواده نگین بدون قید و شرط اعلام رضایت کردند اما خانواده آرش بر قصاص تاکید کردند. فریبرز مردی که می‌گوید به خاطر تحقیر از سوی همسرش دست به این قتل زده ‌است چرا در زندگی‌اش شکست خورد و نتوانست محبت همسرش را به خود جلب کند. چه مجازاتی در انتظار اوست و چه باید کرد که فریبرز‌ها تکرار نشوند؟

اولین اشتباه فریبرز

مریم رامشت، روان‌شناس اجتماعی: آنچه در زندگی فریبرز اتفاق افتاده واقعیت تلخی است که در مناطق مختلف کشور ما رخ می‌دهد و خانواده‌های زیادی هستند که چنین طرز فکری دارند.

فریبرز می‌دانسته همسرش به هر دلیلی دوست ندارد به این زندگی ادامه دهد و این موضوع را پنهان هم نمی‌کرده ‌است اما با اصرار و اجبار سعی در نگهداشتن این رابطه و این ازدواج داشته‌ است. این اولین اشتباهی بوده که فریبرز مرتکب شده ‌است. نگهداشتن یک فرد در رابطه‌ای که از آن احساس لذت و آرامش نمی‌کند در واقع باز کردن دری است که فرد را به سمت خشونت و رفتارهای نامعقول می‌کشاند. آنچه از رفتار فریبرز می‌توان فهمید این است که مرد جوان حس مالکیت بسیار شدیدی نسبت به همسرش داشته ‌و این حس در بسیاری از مردها وجود دارد و آنها نسبت به همسر، خواهر، دختر یا مادر خود حس مالکیت دارند و تصور می‌کنند این زن به آنها تعلق دارد و اگر کس دیگری او را تصاحب کند یا اگر اجازه دهند خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد به آنها ظلم شده‌ است. به همین دلیل، زن‌کشی را جزو قتل‌های ناموسی می‌دانند اما شوهرکشی قتل ناموسی محسوب نمی‌شود.

هر رابطه‌ای با شور و هیجان شروع می‌شود و وقتی زوجی تازه با هم ازدواج می‌کنند شور و هیجان در زندگی آنها زیاد است. بعد از مدتی این هیجان جایش را به آرامش می‌دهد. در اوایل زندگی اختلاف سلیقه کاملا طبیعی است اما آنها بعد از مدتی در مورد مسائلی که با هم اختلاف دارند به تفاهم می‌رسند و زندگی آرام می‌شود. اگر نتوانند تفاوت‌ها را به تفاهم تبدیل کنند از زندگی کنار هم لذت نمی‌برند، بنابراین زجر می‌کشند و آسیب می‌‌بینند. در این پرونده هم چنین اتفاقی افتاده ‌است. مرد می‌دانسته که همسرش از این زندگی راضی نیست و اگر بخواهیم واقع‌بینانه به این موضوع بپردازیم باید بگوییم این مرد خودش هم از زندگی کنار زنی که دوستش نداشته خیلی آزار می‌دیده‌، اما حس مالکیت او را وامی‌داشته که همسرش را به زور کنار خودش نگه دارد. وقتی فشار در زندگی انسان‌ها بیش از حد ظرفیت می‌شود قدرت تعقل از آنها گرفته می‌شود. همین طور که از ابتدا از زن (مقتول پرونده) گرفته شده و باعث شده او دست به رفتاری نامتعارف بزند و با برقراری رابطه‌ای خارج از عرف و شرع و قانون، اعتراض خود را نسبت به شرایطش نشان دهد و در مرحله بعدی این فشار روی فریبرز باعث شده تا او هم رفتاری غیرمتعارف داشته باشد و دست به انتقام‌گیری بزند که قطعا خودش هم یکی از قربانیان آن است.

مجازات متهم

پرویز محمدی، حقوقدان: آنچه مسلم است این مرد با توجه به این‌که دو قتل را مرتکب شده و یکی از اولیای‌دم درخواست قصاص کرده ‌به قصاص محکوم خواهد شد. البته ممکن است وکیل مدافع او بحث مهدور‌الدم بودن مقتولان را مطرح کند اما شرایطی که مهدور‌الدم باید داشته باشد در این پرونده وجود ندارد. اگر خانواده زن مقتول هم درخواست قصاص می‌کردند متهم به دوبار قصاص محکوم می‌شد، اما از آنجا که ولی‌دم یک زن بود، بنابراین باید نیمی از دیه را برای قصاص می‌پرداختند و تا زمانی که این پول پرداخت نمی‌شد آنها نمی‌توانستند قصاص کنند، اما با توجه به این‌که اولیای‌دم این زن بدون قید و شرط گذشت کردند بنابراین در مورد یکی از قتل‌ها پرونده بسته شده‌ است.

حال این سوال مطرح می‌شود در صورتی که اولیای‌دم آرش هم اعلام رضایت بکنند آیا مجازاتی برای این مرد در نظر گرفته خواهد شد؟ باید بگویم بله. او مجازات خواهد شد و مطابق ماده 612 قانون مجازات اسلامی، دادستان برای این مرد درخواست مجازات خواهد کرد و او به لحاظ جنبه عمومی جرم به حبس محکوم خواهد شد.این حبس می‌تواند از 3 تا 10 سال باشد. شرایطی برای تعیین حداقل یا حداکثر مجازات وجود دارد. اول نوع اعترافات متهم است؛ اگر با صداقت اعتراف کرده ‌باشد، خشونت شدید در قتل به کار نبرده ‌باشد و سابقه‌دار نباشد، قضات می‌توانند او را به حداقل حبس با احتساب ایام بازداشت یا حبس تعلیقی محکوم کنند.

نکته دیگری که در این خصوص باید بگویم این که اگر قضات تشخیص دهند متهم تنبیه نشده و ممکن است بعد از خروج از زندان دوباره مرتکب جرم شود از مجازات مشدده تبعید هم می‌توانند استفاده کنند.

زنان با جسارت بیشتری اقدام می‌کنند

امان‌اله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس: در چنین پرونده‌هایی عرف و تربیت افراد نقش مهمی را بازی می‌کند، در واقع این دو عامل است که اجازه گرفتن حق حیات را به فردی می‌دهد. متهم این پرونده براساس عرف به خود اجازه داده تا حیات همسرش را به خاطر خیانتی که به او کرده سلب کند. این مساله مورد پذیرش خانواده دختر هم بوده و اعلام رضایت آنها نشان از همین موضوع دارد. حتی اگر شوهر دست به قتل همسرش نمی‌زد قطعا یکی از ذکور خانواده دختر شاید دست به این کار می‌زد چرا که عرف به آنها اجازه داده خود دست به اجرای مجازات بزنند. این مساله در کلانشهرها تا حد زیادی رنگ باخته و به همین دلیل است که از هر سه ازدواج یکی به طلاق می‌انجامد.

زنان با جسارت بیشتری در این جوامع عمل می‌کنند. مردان هم متوجه شده‌اند که نباید به زور کسی را در یک رابطه نگه دارند. در دین ما هم این موضوع وجود دارد و طلاق جایز دانسته شده و این به آن معناست که حق انتخاب برای هر انسانی در اسلام محترم شمرده‌ شده ‌است. بنابراین برای جلوگیری از تکرار چنین مواردی اولا باید عرف و قانون از زنان حمایت بیشتری بکند و حق انتخاب را برای آنها محترم بداند دوم این‌که زوجین وقتی دچار مشکل می‌شوند ابتدا به مشاور مراجعه کنند و زمانی که به این نتیجه رسیدند ادامه این رابطه بی‌فایده است، تصمیم به جدایی بگیرند و خود را برای ترمیم آسیبی که دیده‌اند، آماده کنند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها