در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کدام دردناکتر است؛ آتش گرفتن، ربوده شدن و شرایط نامناسب نگهداری گنجینههای موزهها یا خالی شدنشان از گردشگران؟ خلوتی موزهها به احتمال زیاد برای اهالی فرهنگ، غمانگیزتر از موارد دیگر است چراکه گرچه نابودی تدریجی گنجینهها به روشهای مختلف، به نابلدی مسئولان و کمبود امکانات مربوط میشود، خالی شدن موزهها به معنای کممهری مردم به آنهاست که صاحبان اصلیشان محسوب میشوند.
میم مثل موزه
«لابد بلیتش گران است! » این، نخستین دلیلی است که هر غیرکارشناسی وقتی خبر خلوتی موزهها را میشنود مطرح می کند، اما احمد محیط طباطبایی، رئیس ایکوم (شورای بینالمللی موزهها) در گفتوگو با جامجم این موضوع را رد میکند.
هماکنون متوسط قیمت بلیت موزهها در کشور، تقریبا هزار تومان برای هر نفر و در کاخ موزهها 6000 تا 7000 تومان است.
محیط طباطبایی اعتقاد دارد این هزینه برای خانوادههای ایرانی آنقدر زیاد نیست که از تماشای گنجینه تاریخی منصرفشان کند و بسیاری از خانوادهها چند برابر این قیمت را برای تهیه تنقلات یا خرید پوشاک مصرف میکنند و بنابر این نمیتواند دلیل بیرغبتی مردم به بازدید از موزه باشد.
مهمترین گواه برای اثبات گفتههای محیط طباطبایی این است که سطح استقبال مردمی در روزهایی که بازدید از موزهها رایگان است نیز ناچیز به نظر میرسد.
از سوی دیگر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری پیشتر کاهش قیمت بازدید از موزهها را نیز برای جذب مخاطب امتحان کرده، اما به نتیجه نرسیده است. برای مثال حدود دو سال پیش، معاون وقت گردشگری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرد بازدید از اماکن تاریخی و موزهها برای دارندگان سفرکارت نیمبهاست، اما همچنان شمار بازدیدکنندگان از موزهها کمترازحد انتظار بود.
رئیس ایکوم با اشاره به این که ضعفهای فرهنگی اصلی ترین دلیل بی میلی مردم به بازدید از موزههاست، میگوید: وقتی چیزی مجانی باشد، مردم خیال میکنند بیارزش است.
بسیاری از ایرانیها هنوز یاد نگرفتهاند که بازدید از موزه هم میتواند به عنوان وسیلهای برای گذراندن اوقات فراغت مورداستفاده قرار گیرد. سطح فرهنگی جامعه باید به حدی برسد که موزه رفتن، جزو تفریحهای هر خانواده محسوب شود.
او اعتقاد دارد شناخت موزه به عنوان جاذبه گردشگری باید از کودکی شروع شود و تعریف میکند که سالها پیش یکی از کارشناسان آموزش و پرورش به او پیشنهاد داده بود مبحثی با عنوان موزهها را به کتابهای درسی دبستان اضافه کند و محیط طباطبایی پاسخ داده بود «کاش دستکم وقتی میم را به کلاس اولیها یاد میدادیم، یکی از مثالهایمان موزه بود!»
مردم بیخبر
ضعف فرهنگی تنها دلیل غریب ماندن موزهها نیست. دکتر احمد روستا، یکی از کارشناسان گردشگری است که هشدار میدهد حتی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هم موزهها را به عنوان جاذبه گردشگری از قلــمانداختهانـــد تا جایی که هیچ تبلیغ داخلی به معرفی موزهها در کشور اختصاص ندارد.
این عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تاکید میکند که تبلیغات گردشگری باید نسل جوان را به عنوان بیشترین گروه سنی جمعیت کنونی ایران هدف قرار دهد و میگوید: تبلیغ برای معرفی موزه به مردم باید به شکلی علمی و تخصصی صورت گیرد و در این زمینه از کارشناسان حوزههای بازاریابی، روانشناسی و جامعه شناسی کمک گرفته شود.
بیتوجهی به بحث تبلیغ موزهها و معرفیشان به مردم در حالی صورت میگیرد که در هفته گذشته همزمان با برگزاری اجلاس سران غیرمتعهدها در تهران، استفاده از تابلوهای خیابانی برای معرفی جاذبههای گردشگری نقاط مختلف کشور، باعث شد طیف وسیعی از تهرانیها برای سفر به مناطق جدید گردشگری ترغیب شوند و از این استقبال گسترده میشود نتیجه گرفت حتی اگر فقط پوسترهایی از این نوع، به عنوان دمدستیترین روش تبلیغ، به معرفی موزههای کشور اختصاص داشته باشد و در خیابانهای شهرها نصب شود، مسلما مردم را کنجکاو و علاقهمند میکند.
راهنماهای عبوس با امکانات عهد عتیق
آنها که «لوور» را به عنوان بزرگترین موزه جهان دیدهاند حتما میدانند که بازدیدکنندههای این موزه به محض ورود میتوانند از راهنماهای موزه گوشیهای مخصوصی بگیرند که در هر بخش به زبان انگلیسی درباره آثار مختلف برایشان توضیح میدهد. علاوه بر این وقتی گردشگری از راهنما درباره یکی از آثار تاریخی میپرسد، او سر صبر و با لبخند، درباره اثر برایش توضیح میدهد.
اما آنها که گذرشان به موزههای ایران افتاده است، حتما میدانند که مشخصه بسیاری از موزههای کشورمان حضور راهنماهای عبوس، بیحوصله و کمحرفی است که گمان میکنند فقط باید گردشگران را زیر نظر داشته باشند تا درمکانهایی که عکاسی ممنوع است عکس نگیرند و حتی گاهی تحصیلاتشان با شغلشان مرتبط نیست.
از بروشورهای اطلاعرسانی نیز در اغلب موزهها خبری نیست و اگر وجود داشته باشد هم ناقص است و هم نثری غیرجذاب و ضعیف دارد.
محیط طباطبایی، رییس ایکوم، ناتوانی برخی راهنماهای موزهها را در ارائه اطلاعات به بازدیدکنندهها میپذیرد و میگوید: راهنما، پنجرهای رو به موزه است. دیدن اشیاء تاریخی بدون شنیدن داستانشان لطفی ندارد و هدف بازدیدکننده، شنیدن همین داستانهاست، اما راهنمایی که از شرایط کاریاش ناراضی است حوصله صحبت کردن هم ندارد.
روستا هم با تائید ضعف در اطلاعرسانی به بازدیدکنندههای موزه توضیح میدهد: موزههای ایران بیش از حد مبتنی بر روشهای سنتی در مدیریت و ارائه اطلاعات است. ارائه اطلاعات، ناقص و به دور از ابزارها، شیوهها و تکنیکهای نوین بازاریابی و اطلاعرسانی است.
او بر این باور است که اگر مدیر موزهای واقعا هدفش جذب بازدیدکننده است، نه تنها از راهنماهای حرفهای و آگاه استفاده میکند بلکه در برخی بخش ها، فناوریهای جدید مانند اطلاعرسانی به شیوه تصویری یا صوتی به مخاطبان را نیز به کار میگیرد.
موزه خالی، جای خجالت
شمار موزههای هر کشور با میزان توسعه یافتگی آن ارتباطی مستقیم دارد یعنی هرچه کشوری توسعهیافتهتر باشد، موزههایی بیشتر و غنیتر دارد اما به شکل منطقی میتوان نتیجه گرفت در صورتی که شمار موزههای کشوری زیاد شود اما گردشگری برای بازدیدشان وجود نداشته باشد، در واقع فراوانی موزهها دیگر سمبلی از توسعهیافتگی نیست بلکه نشانهای غمانگیز است که به کارشناسان نهیب میزند: یادگارهای تاریخ و فرهنگ آن کشور، پشت دیوارهای شیشهای و خاک گرفته محبوس شده است و مردمی که باید پاسدارشان باشند حتی از وجود آنها هم بیخبرند.
مریم یوشیزاده - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: