در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما بعد از فیلم نیش و زنبور در سینما فعالیت نکردید، تا نوبت به ضدگلوله رسید، علت کم کاریتان در سینما چیست؟
من کمی در انتخاب کارهایم وسواس به خرج میدهم و فیلمنامه برایم مهم است و در هر پروژهای حضور پیدا نمیکنم، ولی اگر کار خوب پیشنهاد شود، به هر حال من هم بازیگرم و دوست دارم بازی کنم و میپذیرم.
یعنی فیلمنامههایی که به شما پیشنهاد شده در طول این مدت، فیلمنامههای مناسبی نبودهاند یا اینکه فضای سینما با تغییراتی روبهرو بوده است؟
مگر در سال چند فیلم خوب ساخته میشود و چند تا از آنها به من پیشنهاد میشود؟ از طرفی فیلمنامههای خوب هم کم داریم. امسال من پنج فیلمنامه پیشنهادی داشتم که تعجب کردم چطور مجوز گرفته بودند. یکی، دوتا هم که از بس فیلمنامههای بدی بودند، تا نیمه خواندم. بعضی از این فیلمنامهها جزو ملودرامهای دهه 60 محسوب میشد که یک خواهر و برادر همدیگر را در خیابان گم میکنند. یک زمانی این ملودرامها مورد توجه قرار میگرفت و میفروخت، ولی الان در عصر اینترنت و ماهواره و تماشاچیهای باهوش، دیگر جواب نمیدهد و من واقعا نمیفهمم چرا اینها را اصلا مینویسند.
جالب اینجاست شما فیلمی را برای بازی انتخاب کردید که جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره سیام فیلم فجر گرفته است. علت حضورتان در این فیلم چه بود؟ چون در هر حال ضدگلوله دومین فیلم آقای کیایی است.
حضور من در این فیلم ماجرایی داشت. وقتی با من تماس گرفتند که در این فیلم بازی کنم، آقای کیایی را نمیشناختم و کمی دودل بودم. البته اگر میدانستم که ایشان قبلا فیلم کمدی ساختهاند، شاید اصلا قبول نمیکردم که در آن بازی کنم. جدیدا هم کمدیسازهای ما سریدوزی میکنند و تمایلی نداشتم که در فیلم کمدی کار کنم. بعد گفتند فیلمنامه جنگی است، من هم گفتم دهه 70 فیلم جنگی بازی کردهام و دیگر بس است. اما حضور آقای مهدی هاشمی باعث شد فیلمنامه را بخوانم. فیلمنامه را خواندم و دیدم قصه چفت و بست دارد و خوشمنظره است و آغاز و پایان دارد.
کوتاهی نقش مانع از حضورتان نبود؟
اتفاقا اصلا دیگر تصمیم نداشتم که نقش کوتاه بازی کنم. در این سینما هر کاری انجام دهید، بدعت میشود و فقط برای همان سراغت میآیند. من بازیگری هستم که بلندی و کوتاهی نقش برایم مهم نیست، اتفاقا به نظرم بازی نقش کوتاه سختتر از نقش بلند است. در نقش بلند شما فرصت کافی برای ارائه شخصیت را دارید، ولی در نقش کوتاه این فرصت در حد چند سکانس است. بعد که در چند نقش کوتاه بازی کردم، پیشنهاد بازی در نقشهای کوتاه زیاد شد، زنگ میزدند، میگفتند یک نقش داریم که پنج سکانس دارد و فقط شما میتوانید بازی کنید! خب این یعنی چه؟! من در فیلم «گیلانه» (رخشان بنیاعتماد) نقش کوتاه بازی کردم، چون نقش خیلی خوبی بود، نقش اولش را خانم معتمدآریا بازی میکرد و همکاری با خانم بنی اعتماد هم برایم مهم بود. بعد هم در فیلم «حیران» نقش کوتاه بازی کردم که باز هم فیلمنامه خوبی داشت و خانم بنیاعتماد تهیهکنندهاش بود. اما دیگر معنیاش این نیست که در هر نقش کوتاهی بازی میکنم. یکسری متوجه نیستند نقش اول فیلمی که من بازی کردم، خانم معتمدآریا بود، یا در فیلم «سایه به سایه» نقش اول نیکی کریمی بود، یا در نیش زنبور من و مریلا زارعی تقریبا سکانسهایی اندازه هم داشتیم ولی متاسفانه در سینما، نقش کوتاه مفهوم خوبی ندارد.
فکر میکنم در یک دورهای به شما پیشنهاد بازی در نقش شخصیتهای غیرتهرانی زیاد میشد.
متاسفانه این مسأله درک نشده که اگر چند بار نقش زن شمالی بازی کردهام، هیچ ربطی به هم نداشتهاند. هر کدام شخصیتها، ویژگیهای خاص خودش را داشت یا برای یک خطه شمال بود، یکی برای گرگان بود، یکی تالش یا رشت. اگر شباهتی هم دیده میشود، برای این است که همه ما ایرانی هستیم و ربطی به این ندارد که من همه آنها را شبیه هم بازی کردهام. یا بعد از سریال «هتل مروارید» خانم برومند، تماسهای مکرری برای بازی در نقش لری داشتم، در حالی که من دیگر آن را بازی کرده بودم. من ممکن است فقط یک نقش دیگر شهرستانی بازی کنم و آن هم ترکی است، چون تا به حال نقش ترک را بازی نکردهام.
صامتی: کار با آقای مهدی هاشمی یکی از افتخارات من است. درست است که ما همکار هستیم ولی ایشان استاد بازیگری و جزو پنج بازیگر برتر سینمای ایران هستند
به نظرم باید این فرصت به دیگر بازیگران هم داده شود، چرا فکر میکنند به بازیگرهای دیگر نمیشود نقش کوتاه داد. ضمن اینکه به دنبال راحتی کار هستند، دلشان میخواهد با بازیگری کار کنند که قبلا یک نقش را بازی کرده است. من این فکر را هیچ وقت نفهمیدم. کار بازیگر این است که در مورد یک نقش تحقیق کند، روی آن کار کند و آن را در بیاورد. اینکه یک بازیگر را بیاوریم که قبلا نقش مورد نظر ما را بازی کرده، از غیرحرفهای بودن عوامل آن پروژه است.
پس چطور نقش فرخ را در ضدگلوله بازی کردید؟
با وجود اینکه قصد نداشتم نقش کوتاه بازی کنم، وقتی دیدم فیلمنامه ضدگلوله قوی است و باری به هر جهت نوشته نشده است، آن را پذیرفتم، ضمن اینکه نقش فرخ کاملا با جزئیات نوشته شده بود. آقای کیایی را هم جوان خوشفکر و باهوشی یافتم که فیلمها و تئاترهای من را دیده بود و در برخوردی که با ایشان داشتم به نظرم قابل اعتماد آمد. از طرفی انتخابهای خوبی چون مهدی هاشمی و مسعود کرامتی هم داشت. او کارگردانی است که بازی برایش مهم است و در انتخاب بازیگر خیلی دقت میکند. چون در تمام طول این سالها دیدهام که انتخابهای اولیه برخی کارگردانان وقتی نهایی میشود، انتخابهای خندهداری از آب در میآید. مثلا مدتی پیش نقشی به من پیشنهاد شد که نپذیرفتم، بازیگری که به جای من بازی کرد، حداقل 15 سال از من بزرگتر بود و اصلا ژانر بازیاش با من فرق داشت که این خودش دلایل انتخابها را زیر سوال میبرد. به هر حال به مصطفی کیایی اعتماد کردم و با وجود همه موانع در این فیلم بازی کردم. حتی یک روز آقای کیایی به من گفت چقدر سخت میشود، شما را پیدا کرد، در جوابش گفتم، من خیلی سخت با یک پروژه همکاری میکنم، ولی کار با من راحت است و جزو بازیگرانی هستم که با هیچ کس مشکلی ندارم و کار خودم را انجام میدهم. خوشبختانه سر فیلمبرداری هم دیدم که اشتباه نکردم و گروه خوبی را انتخاب کردهام. شانسی که من آوردهام این است که تا به حال در هیچ گروهی کار نکردهام که بعدا به خودم لعنت بفرستم.
هنوز بازیگری برایتان عادت نشده است؟
جزو بازیگرانی هستم که هنوز بازیگری برایم یکنواخت نشده است. هنوز وقتی جلوی دوربین میروم، قلبم مثل اولین روزی که روی صحنه اداره تئاتر رفتم، میتپد. هنوز هم بعد از این سالها عشق به بازیگری در من جریان دارد و زنده است و برای همین نمیتوانم براحتی یک نقش را قبول کنم.
گویا 90 درصد بازی بازیگران بر طبق فیلمنامه بوده است، چطور با این شیوه کنار آمدید؟
بله، ضدگلوله جزو فیلمهایی بود که در اجرا تغییری نکرد و دیالوگها و حس و حال صحنه معلوم بود. به همین خاطر میگویم فیلمنامه خوبی بود. فرخ نقشی بود که مابهازای بیرونیاش را بارها دیده بودم و میدانستم آدم درونگرایی نیست و همه احساساتش را بلندبلند میگوید. آدمی است که خلوت ندارد و هر چیزی میگوید همانی است که در دلش میگذرد. فرخ آدمی است که همیشه حوصلهاش سر میرود و مدام معاشرت میکند. علاقهمند به کارهایی است که خودش هم نمیداند، به چه دلیل به آنها علاقه دارد. بیشتر کارها را جمعی انجام میدهد. مثلا این جنس خانمها با دوستانشان قرار میگذارند پارک بروند، ولی نمیدانند چرا میروند، فقط میروند. من در دهه 60 معادل این خانمها را در مواردی دیدهام که جو معنویت آنها را گرفته بود و میرفتند و بدون اینکه هدفی داشته باشند، حتی پز جنگ رفتن نزدیکانشان را میدادند و وقتی دور هم آش میپختند فکر میکردند، دارند به جبهه کمک میکنند. در واقع این پز دادنها در هر مقطع زمانی کشور ما، فرق میکند و در آن دوره اینطور بود. برای همین است که فرخ وقتی سلیم میخواهد به جنگ برود، نصف دلش خوشحال است و نصف دلش ناراحت. در هر حال فکر میکنم نقش فرخ در این فرصت کوتاه در آمده و ماندگار شده است.
در واقع نقش کوتاه فرخ در فیلم دیده میشود.
بله، خوشبختانه نقش فرخ دیده میشود، در حالی که فرصت کوتاهی در فیلم داشت که میتوانست باعث به چشم نیامدنش شود و اینکه در ذهن نماند، ولی تماشاچی فرخ را دوست دارد. البته فیلمنامه خوب و حضور کارگردانی مثل آقای کیایی در این کار موثر بود. سینمای ما به موج فیلمسازان جوان و خوشفکری چون آقای کیایی نیاز دارد. فیلمسازان جوان کاربلد میدانند از سینما چه میخواهند.
اما شخصیت فرخ رها شد و دیگر تماشاچی او را ندید.
فرخ در سکانس 20 سال بعد، حضور دارد، ولی این سکانس دچار اصلاحات شد. در واقع فرخ را 20 سال بعد میبینیم که درگیر سریالهای ماهواره شده است.
بدهبستانهای شخصیت سلیم و فرخ یکی از جذابیتهای فیلم است، همکاری با آقای هاشمی چگونه بود و چطور به یکدستی در اجرا رسیدید؟
کار با آقای مهدی هاشمی یکی از افتخارات من و جزو بازیگران مورد علاقه من است . درست است که ما همکار هستیم، ولی ایشان استاد بازیگری است و جزو پنج بازیگر برتر سینمای ایران هستند. من بازیگری هستم که در صحنه افسارگسیخته عمل میکنم. تمرین دارم، کند و کاو میکنم و به نقش میرسم، همیشه حتی اگر بازی نداشته باشم، پشت دوربین حضور دارم و کار را دنبال میکنم. در واقع من جزو آخرین بازیگران نسلی هستم که آقای هاشمی آن را بنیان گذاشت. آقای هاشمی بازیگر ششدانگی است.
شما با کارگردانان شناخته شده سینما همکاری داشتهاید، با کدامیک از آنها راحتتر هستید و دوست دارید با چه کارگردانی کار کنید؟
من همیشه با خانم بنیاعتماد احساس راحتی داشتهام و متاسفم که مدتی است فیلم نمیسازد. همیشه به خودش هم میگویم که با من کار نکن ولی فیلم بساز. مهم این است که تو فیلم بسازی. همیشه آرزو دارم دوباره با او کار کنم، چون کار کردن با او شیرین است. همکاری با خانم برومند هم با وجود همه سختیهایش خوب است و نتیجه خوبی دارد.
آزاده کریمی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: