گاهی رادیو و گاهی هم تلویزیون به آرشیو خود سری میزنند و با بیرون کشیدن خاطرات سالهای پیش، برنامههایی را که حالا به گنجینه تبدیل شدهاند برای بازپخش آماده میکنند.
یکی از این برنامهها که از آرشیو رادیو بیرون آمده و دوباره پخش میشود «از سرزمین نور» است؛ برنامهای با موضوع زندگی رسول اکرم(ص) که 13 سال پیش به وسیله گروهی حرفهای در رادیو ایران تولید شد.
اینکه سرزمین نور چه تفاوتی با برنامههای مشابه داشت و چرا در گنجینه خاطرات رادیو ماندگار شد، موضوع گزارش ماست.
از سرزمین نور 13 سال پیش به نویسندگی رضا رهگذر، تهیهکنندگی عذرا وکیلی، سردبیری میرکیانی و اجرای منوچهر اسماعیلی و جلال مقامی پخش شد.
هیچ کس برای پول کار نمیکرد
عذرا وکیلی را همه به عنوان مجری برنامههای خردسال در رادیو میشناسند. اما او تهیهکننده برنامههای متعدد دیگری هم در رادیو بوده است. صبح یک روز تابستانی وقتی وکیلی مشغول بازشنوایی یکی از برنامههای از سرزمین نور است، فرصت را غنیمت میشمرم و با او درباره این برنامه مذهبی گفتوگو میکنم: از سرزمین نور شامل 270 برنامه نمایشی مربوط به زندگانی پیامبر اکرم(ص) قبل از تولدشان تا رحلت آن بزرگوار و در پی آن زندگانی حضرت علی(ع) است که سال 1372 تهیه شده و به مدت 5 سال و نیم جمعههای هر هفته از ساعت 8 و 30 دقیقه صبح پخش میشد.
همین طور که وکیلی مشغول ادیت برنامه است، یکی از برنامههای آمادهاش را در دستگاه میگذارد تا من هم آن را بشنوم. تیتراژ برنامه با آهنگسازی فریدون شهبازیان ـ که تداعیکننده فضای کوچههای مکه و مدینه در آن روزگاران است ـ پخش میشود. منوچهر اسماعیلی، کارگردان و راوی داستان با آرامش خاصی وقتی اسم برنامه و عوامل آن را معرفی میکند، پس از ذکر نام و یاد خدا میگوید: یاران همراه سلام برشما. امیدواریم آمادگی کافی را برای پیگیری قسمتی دیگر از سلسله داستانهای از سرزمین نور داشته باشید.
این تهیهکننده پیشکسوت رادیو درباره انتخاب موسیقی و فضاسازی با اصوات در این برنامه میافزاید: خیلی وقتها آرشیو موسیقی را زیر و رو میکردم و انواع موسیقی را گوش میدادم تا بتوانم بهترینها را انتخاب کنم. یادم میآید در نمایشی آقای منوچهر اسماعیلی سه تیپ را همزمان با هم بازی کردند تا جایی که من به عنوان تهیهکننده وقتی در اتاق فرمان بودم فکر کردم سه نفر در استودیو هستند نه یک نفر!
آن زمان در ساختمان شیشهای بودیم. به خاطر تهیه این برنامه صبح زود به اداره میآمدم و پس از بازشنوایی و ادیت، برنامه را میکس نهایی میکردم. به خاطر دارم، داشتم صحنهای که حضرت محمد(ص) از کوچه رد میشوند و مورد ناسزاگویی و اهانت مردم واقع میشوند را گوش میدادم. آنقدر آقای سرشار توصیف قشنگی از این ماجرا داشتند که ناخودآگاه شروع کردم به گریه کردن تا جایی که شانههایم میلرزید و صدای هقهق گریههایم سکوت اتاق را شکست.
وقتی از وکیلی در خصوص ماندگاری برنامه از سرزمین نور میپرسم، جواب میدهد: میتوانم بگویم عوامل برنامه هیچ موقع صحبت از پول نکردند. همه میگفتیم چه کسی قرار است کار را اجرا، سردبیری و صدابرداری کند. صحبت سر انتخاب بود که چه کسی بهترین باشد. شاید باور نکنید برای یک برنامه 30 دقیقهای، یک هفته تمام روزی پنج تا شش ساعت کار میکردیم. بیشتر اوقات سر ضبط برنامه به خاطر بغضی که هنرمندان در گلو داشتند من استراحت میدادم که بتوانیم کار را ادامه بدهیم. لحظاتی بود که ای کاش این صحنهها فیلمبرداری میشد تا شنوندههای رادیو بدانند برنامهای که به دلشان بنشیند واقعا به دل هنرمند هم نشسته که توانسته روی مخاطب تاثیر بگذارد.
کلکسیونی از بهترینها
محمد میرکیانی، طراح و سردبیر برنامه از سرزمین نور نیز رادیو را میشناخت و با نیازهای مخاطبش آشنایی داشت. این نویسنده کودک و نوجوان که سالها در رادیو سردبیری برنامه قصه ظهر جمعه را به عهده داشت به دعوت ما برای صحبت درباره از سرزمین نور پاسخ مثبت میدهد و یکراست میرود سراغ اول کار؛ روزی که احساس کرد جای خالی یک برنامه تاثیرگذار مذهبی که ساختاری هنرمندانه نیز داشته باشد، بشدت در رادیو احساس میشد.
میرکیانی میگوید:این برنامه کلکسیونی از بهترین صداهای رادیو و تلویزیون بود؛ مجموعهای شامل خوشصداترین و بهترین مجریان و بازیگران رادیو و دوبله. به طوری که از 70 گوینده و دوبلور سینما و تلویزیون در بخشهای نمایشی این برنامه استفاده شد. گویندههای بنامی همچون ایرج رضایی، احمد رسولزاده، منوچهر اسماعیلی، جلال مقامی، ناصر نظامی، منوچهر والیزاده و خانمها رفعت هاشم پور، ژاله علو و....
او با اشاره به ساختار هنری برنامه ادامه میدهد: تا آن زمان بیشتر برنامههای مذهبی رادیو متاثر از نمایشهای صحنهای تولید میشد. زاویه دید جدید که مشهور به زاویه دید متغیر یا رئالیسم جادویی است برای اولین بار در این برنامه به کار گرفته شد. به این دلیل که شنوندگان برنامه با شخصیت پیامبر و یاران و زندگی ایشان احساس نزدیکی بیشتری میکردند.
میرکیانی توضیح میدهد: به طور مثال در نوشتن نمایشهای رادیویی خیلی متداول بود، این کلمات نوشته میشد: «آه پیامبر آمد. او نزدیک شد» که یک شیوه تکراری بود، اما ما بدون اینکه مخاطب احساس دلزدگی کند بدون شعار در فضایی صمیمی به پیامبر نزدیک میشدیم. در واقع زاویه دید در تنظیم متن و نمایش رادیویی تفاوت ایجاد میکرد و کسانی که برنامه را گوش میکنند، یک واقعه واحد را از چند مساله میبینند. به طور مثال بازیگر نقش عبدالمطلب میگوید: محمد وقتی به دنیا آمد در شهر مکه این اتفاق افتاد و بازیگر نقش حضرت آمنه میگوید: آن شب که محمد را باردار بودم این اتفاقات افتاد. تفاوت در این بود به جای اینکه کاراکتر و شخصیت اصلی را از دور ببینیم از نزدیک میدیدیم و احساس میکردیم.
میرکیانی نیز به دیدار خاطرهانگیز عوامل برنامه با رهبر معظم انقلاب اشاره میکند و میگوید: زمان مدیریت آقای مهاجرانی بود که مورد تقدیر رهبر معظم انقلاب قرار گرفتیم. ایشان به آقای اسماعیلی فرمودند: زمانی که شما بخش غار حرا را اجرا میکردید، احساس کردم که در غار حرا هستم.
آرزویم برآورده شد
گروه تولید از سرزمین نور تقریبا همان کسانی بودند که دو دهه پیش برنامه «قصه ظهر جمعه» را تولید میکردند. رضا رهگذر، نویسنده و راوی قصههای ظهر جمعه، نویسنده از سرزمین نور نیز بود. با او که حالا دیگر کمتر با رادیو همکاری میکند تماس میگیرم. با خوشحالی از شنیدن خبر بازپخش برنامه از سرزمین نور از خاطرات آن روزهایش میگوید: «یکی از آرزوهایم این بود که درباره زندگی حضرت محمد(ص) داستان بنویسم. تقریبا از سال 1373 بود که مشغول نوشتن متن برنامه از سرزمین نور شدم. تصمیم گرفته بودم این داستان را به پایان نبرم و هیچ داستان دیگری را ننویسم. آن زمان همه کارم را کنار گذاشتم و به انزوای خود خواسته تن دادم. سه سال در خانه نشستم وهیچ کار دیگری نکردم. ماحصل این کار 90 برنامه نیم ساعته رادیویی از سرزمین نور شد.
اما این که چطور شد نوشتهها را به رادیو دادم هم حکایتی دارد. آقای میرکیانی که با او در قصه ظهر جمعه همکاری داشتم، وقتی متوجه شد در حال نگارش این داستان هستم، پیشنهاد کردند از این نوشتهها به دوگونه استفاده کنیم، هم برای ساخت برنامهای رادیویی و هم برای کتاب. خلاصه اینکه حاصل کار 90 قسمت برنامه رادیویی، 15 جلد کتاب با نام «از سرزمین نور» برای کودکان بعلاوه یک رمان دوجلدی به نام «آنک آن یتیم نظر کرده» برای بزرگسالان شد.
کتاب 15 جلدی رضا رهگذر تاکنون در جشنوارههای متعددی رتبه آورده و جایزه گرفته است. او با اشاره به این موضوع درباره شیوه نگارش از سرزمین نور میگوید:
در این کار ترکیبی از روایت و نمایش را انتخاب کردم. پیش ازآن، کارهای رادیویی؛ روایت یا نمایش صرف بود. همچنین چون کسی نمیتوانست به جای پیامبر صحبت کند از شیوه بیان ترکیبی استفاده کردم. وجه تمایز این روش نسبت به دیگر روشها این بود که پیامبر عمدتا از قول دیگران معرفی میشدند تا مستقیم از زبان خودشان.
از سرزمین نور، بهترین کار زندگیام بود
جلال مقامی که صدا و چهره او را خیلیها با برنامه خاطرهانگیز دیدنیها به یاد دارند، یکی دیگر از همراهان از سرزمین نور بود. این دوبلور باسابقه که به عنوان راوی و کارگردان با از سرزمین نور همراه بوده است به خاطرات گذشته نقبی میزند و سپس با تاکید بر اینکه از سرزمین نور بهترین کار زندگیاش بوده است، میگوید: در این کار، نقش در خون بچههای گوینده جاری بود. موقع ایفای نقش به خاطر اعتقادها و ایمانی که داشتند در دنیای دیگری سیر میکردند و بدون اینکه خودشان متوجه باشند، در آن تاریخ صحبت میکردند.
مقامی معتقد است خانم وکیلی نقش بسیار موثری در کیفیت تولید این برنامه داشته چون در انتخاب موسیقیها و فضاهای بسیار مناسب برای زمان قصه دقت کرده، افکتهای مناسبی را برگزیده که آدم با شنیدن آن انگار آن صحنه را از نزدیک میبیند و همه اینها سلیقه میخواهد و کار هر کسی نیست. همچنین در این برنامه نمیشد از موسیقی الکترونیک استفاده کرد، چون فضا و زمان با موسیقی مدرن تفاوت ایجاد میکرد و ما میبایست زمان زندگانی پیامبر را نشان میدادیم.
جلال مقامی بیشتر از آنکه درباره مسائل فنی و جزئیات اجرایی کار بگوید از تاثیرات این برنامه بر روحیه افراد میگوید: من اشک خانمها هاشمپور، علو بزرگوار، آقای رضایی و رسولزاده را میدیدم که در حین کار گریه میکنند.
یک بار فردی در پمپ بنزین به جلال مقامی گفته بود مادرش هر جمعه صبح وضو میگیرد و پای رادیو مینشیند و برنامه از سرزمین نور را گوش میکند. پیرزن دیگری هم دعایش کرده بود، چون دلش میخواسته تاریخ را بخواند، اما سواد خواندن نداشته و این برنامه به آرزوی او جامه عمل پوشانده است.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم