مروری بر زندگی شهیده فاطمه بومی

تسبیح،آب و شهادت

تسبیح را به من داد هنوز شروع به ذکر گفتن نکرده بودم که ناگهان بمب زدند و قسمت هایی از چند طبقه روی سرمان خراب شد.
کد خبر: ۴۹۹۱۵۲

فاطمه بومی 31 خرداد 1341 در آبادان به دنیا آمد. می‌گفت: «چون سر کلاس، بعضی از معلم‌ها مرد هستند. به خاطر همین چادر سرم می‌کنم.» خیلی باحجاب، با حیا و با ایمان بود. در آن گرمای خوزستان سحرها بیدار می‌شد و تنها یک لیوان آب می‌خورد و روزه می‌گرفت. به هم سن و سالهای خودش اول قرآن و بعد قلاب بافی و خیاطی یاد می‌داد.

همیشه می‌گفت:« می‌خواهم فی سبیل‌الله معلم شوم.» در راهپیمایی‌ها و نماز جمعه به همراه مادرش شرکت می‌کرد.

تازه دیپلم گرفته بود که جنگ شروع شد. 54 روز در جنگ مقاومت کرد. نه آب داشتند نه برق. امام جمعه اعلام کرد:« همه خانواده‌ها باید شهر را ترک کنند. دیگر خرمشهر امنیت ندارد زیرا دشمن بیشتر مناطق شهر را اشغال کرده است.»

مادرش می‌گوید:« تصمیم گرفتیم با دایی عروسم که به منطقه آشنایی بیشتر داشت از شهر خارج شویم. دخترم گفت: « اگر در خانه بمیریم بهتر از این است که در راه به دست عراقی‌ها اسیرشویم.» مثل این که به او الهام شده بود.

دو روز مانده به شهادتش پارچه‌ای خریده و برای من دوخت و گفت:« مادر معلوم نیست زنده بمانم یا نه!» ما ایستگاه 6 بودیم ولی خانه مادرم امیریه بود. 20 روز بود که از آنها خبری نداشتیم. تا این که خبر دادند به پهلوی برادرم ترکش خورده است. به دیدن برادرم رفتیم. مادرم اصرار کرد و گفت: «همین جا بمانید و دیگر به خانه‌تان برنگردید. بعد از اصرار زیاد مادرم، قبول کردیم.»

مادرم تازه سه ماه بود که خانه‌شان را ساخته شده بود. روشنایی‌اش طوری بود که دیگر نیازی به چراغ روشن کردن نبود از آتش ضدهوایی‌ها، داخل خانه روشن می‌شد. آن شب آمادۀ خواب شدیم که خواهرم به فاطمه گفت:« فاطمه خانم بی‌زحمت یک لیوان آب برام بیار». داشت می‌رفت که برایش آب ببرد. من گفتم: «آن تسبیحی که به دستگیره در آویزان است را به من بده بعد برو.»

تسبیح را به من داد. هنوز شروع به ذکر گفتن نکرده بودم که ناگهان بمب زدند و قسمت‌هایی از چند طبقه روی سرمان خراب شد. دایی زن برادرم که آنجا بود پدر و دخترم را که بیشتر آسیب دیده بودند به بیمارستان خورشید انتقال داد. ساعت 7 صبح بود که خبر شهادت دخترم را برایم آوردند پهلوی راست و پای راستش مجروح شده بود. او را غسل و کفن کردند و من و همسرم به همراه پدر و مادرم او را به خاک سپردیم.»

مزار شهیده فاطمه بومی در آبادان واقع است. (ایسنا)

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها