در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زلزله صحنههایی دارد که هیچ وقت در شرایط عادی دیده نمیشود. حکمتهایی نیز در برخی حوادث مثل همین زلزله آذربایجان شرقی وجود دارد که عقل آدمی در برابر آن تسلیم میشود. بیان نمونههایی از این دست خالی از لطف نیست. مثلا مردی به اتفاق همسر و دو فرزند کوچکش برای کمک به زلزلهزدگان به ورزقان آمده بود و پرس و جو میکرد تا نیازهای مردم را تهیه کند.
از من پرسید که مردم به چه چیزی نیاز دارند گفتم: حمامهای پیشساختهای که آوردهاند آبگرمکن ندارد. او آدرس گرفت، وانتی کرایه کرد و وقتی به روستای «شیخملو» رفتیم، او هم همراه آبگرمکن خریداری شده به روستا آمده بود. چند روز پیش هم چند نفری از خیران در یکی از ستادهای کمکرسانی مستقر شده بودند تا ببینند چه چیزی مورد نیاز زلزلهزدگان است تا همان وسایل را تهیه کنند.
دیروز به روستای «میرزاعلی کندی» رفته بودم روستایی که به من گفتند در آن چهل خانواده با جمعیت 200 نفری سکونت دارند و حدود شش نفر بر اثر زلزله جان باختهاند، گفته میشد که سهامدار یکی از کارخانههای معروف مواد غذایی قرار است همه روستا را بازسازی کند. این روستا قرار است در آن سوی جاده دوباره احداث شود. دو نفر از اهالی روستا از من خواستند سوار تراکتور آنان شوم تا یکی از حکمتهای خدا را نشانم دهند.
میگفتند، بر اثر زلزله زمین دچار رانش شد و کوه هم شکافته شده و بر اثر آن چشمه خشکیده روستا دوباره جریان یافته است. در روستای میرزاعلی کندی با چادری ایستگاه نقاشی و فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ایجاد شده است این ایستگاه کار قشنگی است که کودکان زیادی در آن جمع شدهاند، سه نفر از آنها وقتی نگاهشان به ما میافتد از ایستگاه بیرون میآیند و از ما تقاضای کتاب داستان و نقاشی میکنند. هر سه شاگرد کلاس دوم ابتدایی و شاگردان ممتاز مدرسه هستند. از چندی نفری که در روستا در زلزله جان باختهاند فقط به نام دوستشان حسین اشاره میکنند که همبازی آنان بوده است. میگویند حسین را خیلی دوست داشتیم، با ما دوست بود.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: