در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما وقتی پیاده میشوی و جلوی در باریکی که به این باغ نمیآید میایستی، ابتدا تابلویی میبینی؛ رویش چیزی نوشته که باورت نمیخواهد آن را بپذیرد. چشمانت را میمالی؛ اما حقیقت دارد. بزودی جای این باغ را یک مجتمع بزرگ مسکونی و تجاری میگیرد. در دل میگویی این درختها که سبزند؛ بلندبالا و محکم روی زمین خدا ایستادهاند و هنوز برای ما آدمها اکسیژن میسازند؛ ما آدمها که قدرشان را نمیدانیم و آنها را با آهن و آجر و سیمان عوض میکنیم. چگونه دلمان میآید این سبزهای زنده و زندگیبخش را بخشکانیم؛ ببریم و ریشهکنشان کنیم؟ چگونه دلمان میآید اینها را ببینیم و ساکت از کنارش بگذریم؟ ما تهرانیها را چه شده است؟ ما که با دست خودمان تیشه به ریشه محیط زیست و زیبایی و آرامش شهرمان میزنیم.
ای کاش مسئولان شهری سری به بلوار محک بزنند و از کارشناسانش بخواهند یک بار دیگر محاسبه کنند آیا این مسیر کشش مجتمعهایی را که سریعتر از درختان در مناطق شمالی تهران میرویند، دارد؟ همان ساختوسازهایی که چون تیشه، ریشه فضاهای سبز دامنه جنوبی البرز را میخشکاند.
نیلوفر اسعدیبیگی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: