در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از ورودتان به دنیای بازیگری برایمان بگویید.
آن زمان وارد شدن به سینما کار مشکلی بود و خانوادهها به سختی راضی میشدند دخترهایشان در این حوزه فعالیت کنند.
ورود من به سینما در واقع یک اتفاق بود. وقتی در فیلم رگبار (بهرام بیضایی) بازی کردم معنای واقعی بازیگری را فهمیدم. بعد از آن هم در تئاتر شهر قصه بازی کردم. منوچهر انور از دوستان شوهرم بود و برای این کار از من دعوت کرد.
در همان سالها یک تجربه تئاتری هم داشتید. درست است؟
بله. علی رفیعی برای اولین کار تئاتریاش (آنتیگون) از من خواست که در آن بازی کنم. هر کس خودش بهتر تواناییهایش را میشناسد، برای همین من نپذیرفتم.
اول به دلیل نوع صدایم، چون بازیگر باید صدا داشته باشد، بویژه برای نمایشی مانند آنتیگون، حتی پیشنهاد کرد تمرین صدا و کلام کنم، اما شاید چون مربی خوبی نداشتم، نپذیرفتم. علاوه بر آن علاقهای هم به کار در تئاتر نداشتم، تا این که رفیعی برای نمایش جنایات و مکافات از من خواست نقش سونیا را بازی کنم، چون معتقد بود نیازی به صدای قوی ندارد. سرانجام پذیرفتم و شش ماه تمرین صدا کردم، به گونهای که حتی توانستم صدایم را به ته سالن هم برسانم، اما برایم کار مشکلی بود. برای همین بازی در تئاتر را کنار گذاشتم.
در اکثر بازیهای شما نوعی معصومیت توام با قدرت پنهان زنانه دیده میشود.
به نظر من، زن باید قوی باشد. زنان ما همگی قدرتمند هستند، اما خودشان این مساله را باور ندارند. درباره معصومیت هم باید بگویم معصومیت چیزی نیست که بشود آن را بازی کرد. معصومیت یک حس ذاتی است.
شما تجربه بازی در کارهای مناسبتیای مانند رمضان را دارید. ارزیابیتان از سریالهای مناسبتی چیست؟
به نظرم سازندگان سریالهای مناسبتی باید به دو نکته توجه کنند. یکی این که باید سعی کنند کارشان از کیفیت بالایی برخوردار باشد و دیگر این که باید بدانند چگونه میشود مخاطب را جذب کرد؛ حالا یا از طریق قصه یا از روشهای دیگر مانند انتخاب بازیگر و... اما متاسفانه مسالهای که وجود دارد این است که اکثر این کارها در مدت زمان کوتاهی تصویب و شروع به تصویربرداری میشود، برای همین فشار کار روی عوامل سازنده بسیار زیاد است و در نهایت هم خروجی کار به لحاظ کیفیت چندان مطلوب نیست.
شما تا به حال نقش مادر را زیاد ایفا کردهاید. چه میکنید که این نقشها شبیه به یکدیگر نشود؟
من در زندگی واقعی خودم هم سعی کردهام نقش مادریام را خوب بازی کنم. دوست دارم با نقش مادر در ذهن مخاطب باقی بمانم، ولی از آنجا که دوست ندارم نقشهایم را تکرار کنم سعی میکنم با استفاده از تکنیکهای خاص و نگاه جدید به نقشم، شخصیتهای متفاوتی را به نمایش بگذارم.
کدامیک از نقشهایتان به شخصیت واقعی شما نزدیکتر بوده است؟
نقشی که در سریال «پلیس جوان» داشتم تقریبا به من نزدیک بود.
آیا الگویی هم برای بازیگری داشتید؟
هیچ وقت کسی را برای خودم الگو قرار ندادهام، اما همیشه به نوع بازی دیگران توجه کردهام.
شما فیلم هم میسازید. از فعالیتهایتان در این زمینه بگویید؟
از فیلمهایی که تا به حال ساختهام میتوانم به «عاشقی» و «چشمان پدر» اشاره کنم.
هنوز هم کشاورزی میکنید؟
بله، البته بیشتر با گل و گیاه سر و کار دارم و احساسم این است کسانی که با طبیعت سر و کار دارند از خلق و خوی طبیعت بهره میگیرند، چراکه طبیعت معمولا به آدم دروغ نمیگوید و افرادی که با طبیعت سر و کار دارند، خالصتر هستند، مثل خود طبیعت.
و در نهایت این که سرزمین آرزوهای شما کجاست؟
همین جا، منطقهای در شمال کشور. جایی که من را به رویاهایم نزدیک میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: