در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلهفیلم حباب روایتگر داستان زندگی یک خبرنگار بهنام بهروز با بازی سیاوش خیرابی است که در پی از دست دادن برادرش بهزاد بر اثر مصرف داروهای قاچاق و نیروزا و به دام افتادن برادر همسر خود به همین علت، میکوشد گروههای واردکننده این داروها را شناسایی و به نیروهای پلیس معرفی کند.
کارگردانی و نویسندگی این تلهفیلم را کریم سربخش و تهیهکنندگی آن را الهام ابراهیمی به عهده دارند. در این اثر پرکاراکتر بازیگرانی همچون سیاوش خیرابی، فخرالدین صدیقشریف، بیتا سحرخیز، مهریسادات آلآقا، علیرضا علیا، سیاوش مفیدی، کیوان محمودنژاد، رضا بنفشهخواه، توفان مهردادیان و... ایفای نقش میکنند.
برای تهیه گزارش از روند فیلمبرداری این تلهفیلم به محل تصویربرداری آن سری میزنم. مقصد خانهای قدیمی و دو طبقه حوالی میدان انقلاب است که پس از هماهنگی با رضا نصیرینیا، مدیر تولید در یکی از روزهای تابستان در آنجا حضور مییابم.
در جستجوی علت ناکامی
ساعت 4 بعدازظهر است. خانه مورد نظر، خانه شخصیت اصلی داستان یعنی بهروز است. گروه مشغول ضبط گفتوگو میان بهروز و پدر و مادرش است. طبقه اول خانه دو اتاق تودرتو دارد که در یکی از آنها یک دست مبل چیده شده و پلان مورد نظر آنجا برداشت میشود و در اتاق دیگر تخت و میز تحریر قرار دارد و قاب عکس برادر همراه تعدادی تصاویر مربوط به تهران قدیم روی دیوار و آرشیو مختصری از روزنامهها و چند جلد کتاب ادبی روی تاقچه به چشم میخورد. به نظر میرسد این اتاق متعلق به بهزاد، برادر از دست رفته بهروز باشد. هنگام ادای دیالوگها از سوی پدر، متوجه میشویم مادر بهروز به جابهجایی وسایل اتاق بهزاد تمایلی ندارد.
برداشت دیگری از پلان آغاز میشود.
پس از چند برداشت، یکی از پلانها مورد رضایت کارگردان قرار میگیرد و برداشت بعدی ادامه مییابد.
فخرالدین صدیقشریف خطاب به سیاوش خیرابی که نقش بهروز را بازی میکند، میگوید: راستی، پدرخانومت از خارج برنگشته؟
بهروز: نه.
پدر: برای کار رفته بودن یا تفریح؟
بهروز: جفتش.
و به این ترتیب بقیه دیالوگها بهوسیله بازیگران ادا میشود. پس از برداشت نهایی این پلان، گروه برای ضبط پلان بعدی که در راهروی خانه خواهد بود، آماده میشود و ابزار و تجهیزات جابهجا میشود.
در این فرصت به سراغ مهریسادات آلآقا، بازیگر نقش مادر میرویم و نظر او را درباره این نقش جویا میشویم.
وی که در حال حاضر مشغول ایفای نقش در دو نمایش با نامهای زندگی یک رویاست و خون و ماتیک برای جشنواره تئاتر ماه است، درباره نقش خودش میگوید: متاسفانه تاکنون فیلمنامه را به طور کامل نخواندهام. این اولین روز بازی من در این تلهفیلم است. البته در پی تغییراتی در فیلمنامه، من زودتر از آنچه باید به گروه پیوستم.
او میگوید: غالبا نقش مادر را در مجموعهها بازی میکنم و واقعا علت اصلی آن را هم نمیدانم. شاید به دلیل چهره و فیزیک صورتم است که بیشتر نقشهای مشابه به من پیشنهاد میشود.
قالب اثر تفاوتی ندارد
برداشت پلان بعدی آغاز میشود. سیاوش خیرابی از در حیاط به سمت داخل خانه حرکت میکند. از راهرو عبور کرده و در اتاق را به صورت نیمه باز میکند. نگاهی تاملآمیز و عمیق به قاب عکس روی دیوار میاندازد و کیف خود را در گوشهای از اتاق میگذارد. در همین حین پدرش که پشت سر او قرار دارد، میگوید:
بهبه آقا بهروز! اومدی باباجان؟
مادر: اومدی مادر؟ بشین برات یه لیوان چای بیارم.
کارگردان که بدقت صحنهها را زیر نظر دارد، نکات لازم را به بازیگران درباره میزان باز و بسته کردن در اتاق، مکث و تامل و غیره تذکر میدهد و در نهایت یکی از پلانها را تائید میکند و صحنه برای برداشت پلان بعدی که در حیاط تصویربرداری خواهد شد، مهیا میشود.
ساعت حدود 6 و 30 دقیقه بعدازظهر است. در این وقفه کوتاه به سراغ فخرالدین صدیقشریف، بازیگر نقش پدر که در گوشهای از اتاق نشسته میروم و با او در خصوص نقش خود و وضعیت بازی در تلهفیلمها گفتوگویی میکنیم.
صدیقشریف میگوید: فکر میکنم مهمترین ویژگی نقش من تضاد یا اختلاف نظری باشد که گاهی پدر با پسرش پیدا میکند. بهروز در طول داستان با مشکلات و مسائلی دست به گریبان است که پدر تمایل و تاکید دارد از طریق قانونی آنها را پیگیری و حل کند.
وی درباره بازی در تلهفیلم معتقد است: به نظر من قالب اثر تفاوتی ندارد و نفس بازیگری چه در تلویزیون و سینما جدی و مهم است. گاهی فرصت کمی که برای ساخت تلهفیلمها در نظر گرفته میشود، باعث فشرده شدن کار شده و این فشرده کار کردن میتواند حساسیتهای کارگردان و دیگر عوامل را بر بخشهای مختلف کم کند و ما شاهد نتیجهای ضعیف باشیم. حال آنکه اگر فرصت و بودجه مناسبی برای تلهفیلمها در نظر گرفته شود، این آثار میتوانند در رتبه و جایگاه یک فیلم سینمایی قرار بگیرند.
به هر حال باید توجه داشته باشیم هر کاری که در تلویزیون تولید میشود به عنوان شناسنامه کاری عوامل سازنده و خود تلویزیون شناخته و در آرشیو ذخیره میشود؛ بنابراین باید شرایطی برای تولید آثاری جذاب و ماندگار ایجاد کنیم.
هشدار و اطلاعرسانی درباره سوء مصرف مواد
پس از پایان گفتوگویمان با فخرالدین صدیقشریف با کریم سربخش درباره چگونگی شکلگیری ایده کار و ویژگیهای تلهفیلم حباب صحبت میکنیم.
وی که پیش از این کارگردانی مجموعههایی همچون آینه، مهمانپذیر سعادت، دفتر مشق و سفرهای امین و مینا را برعهده داشته است، درباره چگونگی شکلگیری طرح تلهفیلم حباب میگوید: حدود دو سال پیش طرحی با موضوع ساخت اثری درباره داروها به ذهنم رسید. اما درباره نوع داروها هنوز نگرش خاصی نداشتم تا اینکه یک روز در اخبار تلویزیون دیدم داروهایی که با عنوان نیروزا مصرف میشوند دارای ترکیباتی مضر هستند، بنابراین طرح را نوشتم و سال گذشته به تصویب رسید.
سربخش علت انتخاب داروهای نیروزا را به عنوان موضوع محوری داستان، آگاهی کم خانوادهها از تبعات منفی و جبرانناپذیر این مواد میداند و درباره اهداف تلهفیلم حباب میگوید: در این کار سعی کردهایم درباره مصرف صحیح داروها اطلاعرسانی کنیم. همچنین نسبت به تبلیغات مسمومی که در فضای اینترنت و برخی شبکههای ماهوارهای رواج دارد، هشدار دهیم.
پس از گذشت یک نیمروز همراهی با عوامل و بازیگران تلهفیلم حباب از لوکیشن خارج میشوم و منتظر پخش روایتی نو از تصویر کردن مشکلی اجتماعی میمانم.
ماجراجوییهای یک خبرنگار
پس از اتمام ضبط پلان مربوط به حیاط و در حالی که کمکم به لحظه غروب آفتاب و اذان نزدیک میشویم نظر سیاوش خیرابی را درباره شخصیت بهروز و ویژگیهای آن میپرسیم: در این تلهفیلم نقش بهروز را دارم. بهروز خبرنگار یکی از روزنامههای مربوط به حوزه پزشکی و سلامت است و برادر خود را حدود یک سال و نیم پیش بر اثر مصرف داروهای نیروزا از دست داده و حالا هم برادر همسرش بر اثر سوء مصرف این مواد به بیماری دچار شده است. به همین دلیل بهروز سعی میکند مراکز پخشکننده و باندهای قاچاق این مواد را شناسایی و به پلیس معرفی کند.
خیرابی که پیش از این بار دیگر و در مجموعه سه پنج دو در کسوت یک خبرنگار بازی کرده است، درباره تفاوتهای اصلی دو کاراکتر چنین توضیح میدهد: اگرچه در مجموعه سه پنج دو شغل من خبرنگاری بود، اما در کلیت داستان چندان وارد مبحث خبرنگاری و جزئیات این حرفه نمیشدیم. در حالی که تلهفیلم حباب بررسیها و کنجکاویهای یک خبرنگار را برای رسیدن به هدفش نشان میدهد.
بهروز در این راه دچار انحراف نمیشود، بلکه تلاش میکند با به دست آوردن اطلاعات دست به عمل بزند. تنها یک جا خودسرانه عمل میکند که نیروهای پلیس به کمک او میآیند.
خیرابی که این روزها فیلمهای سینمایی «همه چی آرومه» را در حال اکران دارد، ادامه میدهد: زمانی که بهروز برادر خود بهزاد را از دست میدهد، چندان از علت مرگ او آگاه نیست. اما وقتی برادر همسرش به علت مصرف مواد نیروزا دچار بیماری میشود، کنجکاو شده و سعی میکند با پیگیریهای خود مساله قاچاق و توزیع این داروها را ریشهکن کند. در واقع بهروز بیش از آنکه به فکر انتقام گرفتن مرگ برادرش باشد، نگاهی کلیتر به این مقوله دارد.
قصیده سالک
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: