آدمهای لولیده درهم که در خیابانهای پرازدحام شهرها، همدیگر را کلافه میکنند و جای کافی برای هم باقی نمیگذارند، از نظر دولتمردان یک فرصت هستند. از نظر آنها تکتک آدمهای ساکن در یک کشور حکم نیروهای دفاعی را دارند که از امنیت و حیثیت سرزمین خود دفاع میکنند و چرخ اقتصاد را میچرخانند.
حالا اگر هر ماه و هر سال از تعداد آدمها کم شود و کسی جایشان را نگیرد معلوم است چه به روز کشور میآید ؛ نیروی کار کم میشود، جوانها بتدریج پیر میشوند و نیروی تازهای متولد نمیشود که جای گذشتگان را بگیرد، پس کشور گرفتار بحران شده و تمام حواسش صرف تبلیغ برای تولید نسل میشود.
به همین دلیل کشورها دلهره انقراض نسل دارند و با تشویق و آموزش، به دنبال تغییر نگاه مردم به سمت فرزندآوری میروند.
چه شد این شدیم ؟
تا چشم ما اجازه قضاوت میدهد، ایران پر است از کودک و نوجوان و جوان، اما آنهایی که آمار دستشان است میگویند، ایرانیها در حال پیر شدن هستند. حتی چند ماه پیش مژده پیر شدن جمعیت را هم به ما دادند و ما خوشحال شدیم از این که جوانی جمعیت دست از سرمان برداشته و سنگینی کفه جوانی ترازوی جمعیتی کشور بالاخره به نفع پیرها سبک شده است.
اما این خوشحالی زیاد دوام نیاورد، چون همانهایی که آمارها دستشان است از پیر شدن بیش از حد جمعیت نگران شدند و حالا سعی در متوازن کردن دو کفه ترازو دارند.
داستان پیر شدن جمعیت ایران، حکایتش طولانی است. بعد از این که مردم آموختند نباید منتظر آمدن مستقیم پول نفت به در خانهشان باشند و به پشتگرمی این پول، هر سال بچهدار شوند، تصمیم گرفتند به تولد یک نوزاد در هر سال پایان دهند و به مرحلهای برسند که حداکثر سه فرزند داشته باشند.
آن موقع خیلی از مردم غائله فرزندآوریشان را با سه بچه تمام کردند، اما هنوز هم بودند کسانی که بیش از سه فرزند را میپسندیدند و به فکر تنها نماندن خودشان در پیری و بیکس نماندن بچههایشان در آینده بودند، اما این روش کمکم رنگ باخت، چون مردم آموختند فرزندآوری افراطی نه برای خودشان فایدهای دارد و نه برای خود بچهها که مجبورند در خانوادهای پرجمعیت زندگی کنند؛ در حالی که در این میان، سختتر شدن شرایط اقتصادی و بالا رفتن هزینههای زندگی نیز بیتاثیر نبود.
سازمان ملل ده کشوری را معرفی میکند که تا سال 2050 با سرعتی بیشتر از کشورهای دیگر به سمت پیر شدن میروند، نام ایران نیز در این فهرست هست
در کنار اینها، مروجان فرهنگی نیز نقش مهمی داشتند چون آنها از هر تریبونی استفاده میکردند تا به گوش مردم برسانند که دو بچه کافی است. کمکم مردم نیز یاد گرفتند واقعا دو بچه کافی است و بیشتر از این تعداد، دردسر درست میکند. برای همین شد که برای مدتی طولانی در بیشتر خانوادهها دو بچه دیده میشد که البته برخی پدر و مادرها، یکی بچه را هم اضافه میدانستند.
حالا نیز تکفرزندی مد شده و کسی که برای بارداری دوم اقدام میکند با نگاههای چپ چپ و پر استفهام اطرافیان مواجه میشود؛ یعنی «اگر بچه هوس است، یکی بس نیست؟»
و همین مد است که این روزها مسئولان کشور را نگران کرده و از داشتن جمعیتی پیر که روز به روز تحلیل میرود و قدرت کارش را از دست میدهد، به هراس انداخته است.
دنیای کشورهای پیر
نگاه علم جمعیتشناسی به آدمهای پیر با نگاه اخلاقگرایان متفاوت است. اگر گروه دوم، پیرها را نعمتی در هر خانه میداند که باید برای برکت گرفتن، آنها را روی سر و چشم گذاشت و عزیزشان کرد، جمعیتشناسان آدمهای پیر و سالخورده را نیروهای زهوار درفتهای میدانند که دیگر نمیشود برای پیشرفت کشور روی آنها حساب کرد.
شاید ظالمانه به نظر برسد، اما اگر از زاویه دید اینها به موضوع نگاه کنیم، جمعیت یک موجود زنده است که نیاز به پویایی دارد و این پویایی نیز فقط با تولید مثل میسر است. این حرف، حرف سازمان ملل نیز هست که بتازگی از پیرشدن جمعیت جهان گزارشی منتشر کرده و چالشهای این پیری را شمرده است.
کارشناسان این سازمان دریافتهاند سه عامل افزایش طول عمر، کاهش باروری و افزایش سن افراد متولد شده در دوره رشد سریع جمعیت در پیر شدن مردم جهان نقش عمدهای داشته، به آمارهایی استناد میکنند که نشان میدهد تا سال 2050 میلادی کشورهایی که هماینک جمعیتی جوان دارند، مسیری برعکس را طی خواهند کرد.
طبق این گزارش، تا 38 سال دیگر ژاپن که هماینک پیرترین جمعیت جهان را دارد، همچنان در صدر باقی میماند در حالی که کشورهای پرتغال، بوسنی، کوبا، کره جنوبی، ایتالیا، اسپانیا، سنگاپور، آلمان و سوئیس به ترتیب آن را تعقیب میکنند.
سازمان ملل ده کشوری را معرفی میکند که تا سال 2050 با سرعتی بیشتر از کشورهای دیگر به سمت پیر شدن میروند، نام ایران نیز در این فهرست هست. طبق گزارش این سازمان، کشور امارات تا 38 سال دیگر از نظر سرعت پیر شدن جمعیت رتبه نخست را خواهد داشت (با رشد 36 درصد) که پس از آن بحرین با رشد 29 درصدی و ایران با رشد26 درصدی جمعیت بالای 60 سال در رتبههای دوم و سوم قرار میگیرند و کشورهای عمان، سنگاپور، کره جنوبی، ویتنام، کوبا، چین و ترینیداد و توباگو را پشتسر خواهند گذاشت.
آنچه پیری به سرمان میآورد
با اینکه در فرهنگ ما بهترین آرزو برای آدمها این است که پیر شوند، اما پیری هم دردسرهای خودش را دارد. پیر یعنی کسی که دیگر دلش نمیخواهد در فعالیتهای اجتماعی شرکت کند، او حتی اگرهم بخواهد دیگر نمیتواند کار کند، دیگران هم مثل یک نیروی کار به او نگاه نمیکنند. پس پیرها در خود فرومی روند و گرفتار موجی از بیماریهای غیرواگیر میشوند که جهان به آنها به چشم چالشهای خطرناک نگاه میکند.
بیماریهای قلبی ـ عروقی، سرطان، دیابت و بیماریهای مزمن ریوی در کنار بیتحرکی، استفاده از تنباکو و رژیمهای نادرست غذایی همان خطایی است که جهان را از سالخوردگی جمعیت میترساند و از بابت هزینههای بهداشت و درمان و حقوق بازنشستگی و تامین اجتماعی به تکاپو میاندازد.
افراط و تفریط ممنوع
با این حال نباید از دو سوی پشتبام افتاد؛ نه باید آنقدر از پیری جمعیت حذر کرد که سالخوردگی مذمت شود و سالخوردگان در تنگنا قرار بگیرند و نه باید آنقدر رو به جوانگرایی جمعیت آورد که باز هم تعادل به هم بخورد.
هنوز یادمان هست که وقتی در دو دهه قبل، جمعیت جوان کشور به حالت انفجار رسید، مسئولان تا چه حد نگران بودند و به دنبال راهی برای رفع معضل جوانی جمعیت میگشتند، پس حالا که این بحران از سرمان گذشته باید سیاست جدید و متعادلی انتخاب شود.
این حرف خبرهترین جمعیتشناسان ایران هم است؛ آدمهایی مثل محمد میرزایی، رئیس انجمن جمعیتشناسی ایران. آن طور که او در گفتوگو با «جامجم» توضیح میدهد، هماکنون متوسط فرزندان خانوار در ایران بین یک و دو فرزند است و این باید به رقمی بین دو و سه فرزند برسد، چون ایدهآل جمعیتی برای کشور ما، معدل 5/2 فرزند است به طوری که با این رقم، هم رشد جمعیت کشور بطئی و آرام خواهد بود و هم از سالخوردگی افراطی جمعیت جلوگیری میشود.
او تمام حرفش این است که متفکران باید جامعه را به سمت تعادل در رشد جمعیت ببرند تا گرفتار مشکلاتی چون رشد یکباره جمعیت در سال 65 که نسل آن هماکنون به سن ازدواج و اشتغال رسیدهاند، نشویم. این جمعیتشناس یک نگرانی هم دارد و آن این که وزارت بهداشت دیگر وسایل تنظیم خانواده و مشاورههای آن را در اختیار کسانی که شرایط خاص دارند، قرار ندهد.
به باور او اگر لوازم کنترل بارداری را در اختیار افراد قرار ندهیم و حاملگی ناخواسته اتفاق بیفتد، بویژه در مناطق محروم به سقط جنینهای غیربهداشتی روی میآورند و سلامت مادران و فرزندان طوری به خطر میافتد که احتمال کاهش رشد موالید به وجود میآید.
اینها حرفهای مقبولی است، اما در کنار آن باید به تولید انسانهای کیفی هم فکر کرد. امروز قدرت از آن ملتی است که انسانهایی توانمند، ماهر و دانشآموخته دارند، پس اگر برنامهای برای هدایت انسانهای تازه متولد شده نداشته باشیم، مثل کسی میمانیم که بابت درآمدن از چاله خوشحال است غافل از این که بهزودی به چاه خواهد افتاد.
آوید طالبیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم