در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نقش اصلی تیپ ما این بود که در اولین لحظات ورود نیروهای منافقین و شکست خط ما مقابل نیروهای دشمن ایستادند. مقدمات این ایستادگی به شکل معجزهآسایی به دست آمده بود. با این توضیح که مقر اصلی تیپ قائم در پادگانی به نام صادقین در 12 کیلومتری دزفول بود. اما در فصل تابستان برای آمادگی نیروها و مسائل آموزشی، اردوگاهی در هشت کیلومتری تنگه چهارزبر (محل اصلی درگیری) آماده شده بود که در ایام مردادماه سال 67 نیز نیروهای ما در این مقر حضور داشتند. توجه کنید که بعد از قطعنامه، قلب حزبالله بشدت شکسته بود و این افراد به صورت گروه گروه به مناطق عملیاتی آمده بودند تا شاید از لحاظ روحی بهبود پیدا کنند. در پادگان قائمیه هم نیروهای زیادی از سمنان حضور داشتند که قبل از عملیات احساس میشد نیازی به حضور آنها نیست. همزمان با این وضع ما چند کامیون مهمات از دزفول به سمت منطقه والفجر10 یعنی به سمت حلبچه عبور میدادیم. غروب روز سوم این مهمات به اردوگاه رسید. ما گفتیم به خاطر امنیت، این مهمات امشب بماند و فردا صبح مجدد حرکت کند. بنابراین مهمات هم در پادگان داشتیم. بعلاوه نیروهای کادر ما هم که یا باید در مرخصی میبودند یا در خطوط مرزی، به شکل عجیبی در پادگان جمع شده بودند. بنابراین نیروی انسانی، کارد و مهمات کنار هم قرار گرفته بود تا برای یک عملیات آماده شود. من این مساله را لطف خدا میدانم.
چطور از حمله منافقین باخبر شدید؟
بعد از نماز مغرب و عشا به ما ابلاغ شد عراقیها و منافقین وارد خاک شدهاند و اسلامآباد را تصرف کردهاند و شما باید برای پاکسازی این مناطق بروید. ما همراه یکی از دوستان عازم اسلامآباد غرب شدیم تا اطلاعاتی به دست آوریم. به تنگه چهارزبر رسیدیم که تیراندازی از سمت تنگه حسنآباد آغاز شد. توضیح این که منافقین از شهر اسلامآباد خارج شده بودند و تنگه حسنآباد را هم تصرف کرده بودند. تنگه چهارزبر آخرین تنگهای بود که شرایط دفاع را داشت. دو قله در اطراف خود داشت و از این مناطق میشد به دشمن حمله کرد. اگر این تنگه از بین میرفت دیگر تا شهر کرمانشاه موقعیت مناسبی برای دفاع نبود. مستحضر هستید که کرمانشاه عقبه دو جبهه میانی و جنوبی ما بود و در صورت ورود منافقین، بشدت خسارت میدیدیم. ما شبانه تماس گرفتیم و نیروها را فراخوان کردیم. همزمان نیروهای اطلاعات جلوتر از ما در حال جمعآوری اطلاعات بودند و بعدها از طرفین هم به منافقین حمله کردند. با استقرار گردانها به سمت این رفتیم که خاکریز ایجاد کنیم. از حدود ساعت 12 شب تا صبح توانستیم خاکریز بلندی ایجاد کنیم. شهید صیادشیرازی بعدها به من گفت تصور ما این بود این خاکریز را ملائکه تاسیس کردند.
چرا تاسیس خاکریز تا این حد دشوار بود؟
چون نوع حرکت منافقین اینگونه بود که هر نیم ساعت به این خاکریز میزدند تا خط را بشکنند. برخلاف عراقیها که بعد از هر تک حدود دو ساعتی برای تجدید قوا زمان داشتیم در مورد منافقین این فاصله زمانی عملا از بین رفته بود.
چطور وارد عملیات مرصاد شدید؟
حقیقت این است که 24 ساعت بعد از دفاع ما از تنگه چهارزبر، درخواست تعویض نیروها را به دلیل خستگی کردم. سردار شهید شوشتری به من گفتند 24 ساعت دیگر هم صبر کنید. بعد از این مرحله بود که عملیات مرصاد در روز پنجم مرداد آغاز شد.
بنا بر اطلاعاتی که از اسرا به دست شما میرسید، چه تحلیلی پشت حمله منافقین بود؟
منافقین افراد فریبخوردهای هستند که از ابتدای انقلاب و حتی قبل از انقلاب مقابل نظام اسلامی ایستادهاند. تشکیلات سازمان از همان ابتدا واقعیتها را وارونه میدید. تحلیلهای غلطی داشت. این تحلیلها باعث عملیات مرصاد شده بود. در این روزها احساس میکردند مردم از انقلاب و نظام خسته شدهاند و به دنبال منجی میگردند. تصور آنها این بود که مردم به استقبال آنها خواهند آمد که دیدیم اینچنین نشد.
شما خبری در مورد محل استقرار رهبران سازمان داشتید؟
بله. فکر میکنم روز چهارم مرداد بود که منافقین در اسلامآباد غرب جمع شدند و خانم رجوی برای آنها سخنرانی کرد. جالب است بدانید برادران واحد پشتیبانی ما در اسلامآباد به شکل پوششی در آن سخنرانی حضور داشتند و اوضاع را به ما خبر میدادند. در ضمن در لحظات اولیه هم چند بیسیم به دست ما افتاد. فارسی صریح صحبت میکردند. با 24 ساعت جنگیدن کل ساختارشان از بین رفته بود. فحشهای رکیک به همدیگر میدادند.
شما قبلا اطلاعاتی در مورد حمله داشتید؟
ما اطلاعاتی نداشتیم، اما بعدها متوجه شدیم قرارگاه مرکزی اطلاعات داشتند. نکته قابل توجه این است که این عملیات دشمن قرار بود در سالگرد 31 شهریور یعنی سالگرد جنگ انجام شود اما ایران قطعنامه را پذیرفت و آنها احساس کردند الان بهترین موقع برای حمله است لذا موعد حمله را جلوتر انداختند.
آیا سپاه بدر هم در کار شما جنگید؟
بله. اما در 24 ساعت اول هیچ گروه نظامی غیر از ما نبود. بعد از این 24 ساعت سربازان قرارگاه بدر با هلیبرد وارد منطقه عملیاتی شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: