در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکات تفسیری جزء 30/ سوره اعلی، آیات مبارکه:9ـ1
سورههایى را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز مىشود، مسبحات گویند و سوره اعلى، آخرین سوره از سور مسبحات است. مطالب سوره به دو بخش تقسیم مىشود که بخش اول، خطاب به پیامبر گرامى اسلام و بخش دوم درباره مومنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است. تسبیح نام خدا، یعنى نه فقط براى ذات خداوند، شریک قائل نشویم، بلکه حتى براى نام او نیز شریک نیاوریم و نام دیگران را هم ردیف نام خداوند قرار ندهیم. در قرآن و حدیث نشانههاى زیادى هست که اسلام به محترم شمردن نامهاى مقدس عنایت دارد. چنان که در این سوره مىفرماید: علاوه بر تسبیح ذات، اسم پروردگار را هم باید منزه بدانى. در جاى دیگر مىفرماید: نام پیامبر را مثل نامهاى خودتان ساده نبرید(نور/63).
مساله آفرینش و هدایت، در آیه 50 سوره طه نیز آمده است، آنجا که فرعون از حضرت موسى ـ علیهالسلام ـ پرسید: پروردگار شما کیست؟ گفت: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى» ناگفته پیداست که مراد از این هدایت، هدایت تکوینى است که خداوند در موجودات قرار داده است. مثلا ساختمان بدن مادر را به گونهاى هدایت کرد که شیر تولید کند و نوزاد را هدایت کرد که به سراغ سینه مادر رفته و شیر بمکد. هدایت الهى در هر موجودى چیزى قرار داده که او را به راه تکامل خود پیش مىبرد. ذرات خاک میوه مىشود، میوه نطفه و سپس انسان، دوباره جسم انسان، خاک مىشود.
«سوى» به معناى نظام بخشیدن است. از نظام کهکشانها گرفته تا نظام حاکم بر یک حشره ذرّهبینى. «غُثاءً» یعنى گیاه خشک و خاشاک و «أَحْوى» به معناى سبزىای است که رو به سیاهى باشد.
حتّى یک برگ کوچک و خاشاک ناچیز هم به حال خود رها شده نیست. سبزهزارى که در دید ما خشک و تیره مىشود، در نظام هدایت الهى است، زیرا همان برگهاى خشکیده به ماده دیگرى تبدیل مىشود که براى قوت و قوّت زمین و درخت لازم است یا در شرایط انبوه تبدیل به زغال سنگ شود و یا آثار مفید دیگرى در خاک دارد. ظرفیّت و هدایت موجودات، دلیل بر هدفمندى آفرینش است. نکته مهم این است که فرمانهاى الهى همراه با حکمت و دلیل است. قرآن میفرماید: نام خدا را تسبیح کن، زیرا او اعلى است، آفرید و سامان داد و هدایت کرد.
پیامبر که هر چه دارد، از وحى است، نگران فراموش کردن آن در آینده بود که خداوند به او وعده عدم فراموشى داد. «سَنُقْرِئُکَ» از ریشه «قرء» و باب افعال است. «اقراء» در لغت یعنى آن که قارى بخواند و استاد گوش بدهد و غلطهاى او را تصحیح کند، اما در مورد پیامبر گرامى اسلام، «اقراء» یعنى ما قدرتى به تو مىدهیم که قرآن را بدون کم و کاست و درست بخوانى و آنچه را به تو نازل شده، فراموش نکنى.
جمله «إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ» استثنایى است که به منظور بیان قدرت مطلقه الهى آمده است تا بفهماند که خداوند قادر است حتّى بعد از دادن این قدرت، پیامبر را گرفتار فراموشى کند. یادمان باشد رسول خدا ـ صلىاللهعلیهوآله ـ از هرگونه نسیان، مصون است. مراد از «نُیَسِّرُکَ» آن است که اى پیامبر کارى مىکنیم که تو خود راه آسان را انتخاب کنى که همان راه فطرت است. نزول وحى براى تذکر به مردم است. شرط تذکّر، پندپذیرى است و پیامبر نسبت به افراد پندناپذیر مسئولیّتى ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: