ناگفته‌های خفر از زبان ننه مخمل

از بلندترین منطقه روستا که به قله دنا چشم بیندازی، دنا را همچون پدری می‌بینی که به روستای خفر ابهت داده و سرافراز و سربلند خودنمایی می‌کند و با سکوتش آرامش روستا را دو چندان کرده است. به جای دود ماشین و رنگ گرد و غبار در روستا پوششی سفید رنگ از دنا را در کنار آسمان آبی رنگ می‌بینی.
کد خبر: ۴۸۸۰۱۹

روستای خفر در 80 کیلومتری شهرستان سمیرم واقع شده است. مردم روستا با حضور گردشگران و کوهنوردان آشنا هستند. این روستا دارای آرامش خاصی است، گویی حرفی برای گفتن ندارد، جز زیبایی رنگ‌ها که با سادگی و پاکی مردمان به هم گره خورده است.

تو بگو تا خومم بگم دل هر دومون برشته / مثل کتاب هفت لشکری هر دو روش نوشته

این تمام ناگفته‌های روستای خفر است از زبان ننه مخمل با لهجه محلی. زنی 57 ساله که در این روستا بزرگ شده است.

خانه ننه مخمل موسوی نسبتا بزرگ است و در آن به روی گردشگران باز. سه ایوان دارد و سه اتاق که خودش تنها در یک اتاق زندگی می‌کند.

ننه مخمل می‌گوید: اصلا کسی خفر را نمی‌شناسد، نمی‌دانند ما کی هستیم و کجا زندگی می‌کنیم، اما او جاهای دیگر را خوب می‌شناسد و تمام نگاهش به سمیرم است و یاسوج.

او می‌گوید: تا حالا 100 کوهنورد برای بالا رفتن از دنا به خفر آمدند، اما دریغ از اینکه یک خبرنگار به اینجا بیاید و از روستای ما بپرسد، حتی از صدا و سیما هم نیامدند.

روستای خفر کمیته امداد ندارد، بهداری ندارد، تنها هفته‌ای دوبار یک پزشک سیار از سمیرم می‌آید و مردم به او مراجعه می‌کنند. ننه مخمل می‌گوید: حتی زایشگاه هم نداریم و زنان روستا را برای وضع حمل به سمیرم می‌بریم.

او می‌گوید: "کاش من بروم تلویزیون تا به زبان خودم بگویم هیچ کس یه این ولایت رسیدگی نمی‌کند".

وارد روستای خفر که می‌شوی به ویژه هنگام صبح عطر سیب به مشام می‌رسد و بیشتر باغ‌های روستا نیز درختان سیب یا زردآلو است.

ننه مخمل می‌گوید: سیب خفر در تمام کشور تک است، اما همه جا آن را به اسم سیب سمیرم می‌فروشند!

دنباله رودخانه خفر را که بگیری و به بالا دست روستا بروی پلهایی می‌بینی که مردم خفر برای عبور از رودخانه با چند چوب و طناب ساخته‌اند و زن و مرد از روی آنها می‌گذرند.

اهالی روستا می‌گویند تاکنون چندین نفر به خاطر ایمن نبودن این پل‌ها جان خود را از دست داده‌اند و ننه مخمل به عروس و دامادی اشاره می‌کند که به آبشار خفر رفتند و صدای هلهله عروسی‌شان هنگام عبور از پل چوبی در صدای آبشار برای همیشه رها شد.

روستای خفر سه امامزاده دارد و پنج مسجد و 7 مدرسه، اما بیشتر معلمان روستا به سمیرم رفته‌اند و بچه‌های خفر هم مجبور هستند برای پیشرفت خود از جاده‌های خاکستری رنگ بگذرند و به سمیرم یا یاسوج بروند.

ننه مخمل می‌گوید: شاید اگر خفر به جای اصفهان جز شهر یاسوج بود، بهشت می‌شد.

او به آمدن و وعده‌های نمایندگان قبلی و فعلی سمیرم هنگام انتخابات به خفر اشاره می‌کند و می‌گوید: نماینده فعلی تنها یک بار زمان انتخابات به خفر آمد. نماینده قبلی سمیرم هم تنها دو بار آن هم زمان انتخابات.

گوشه‌ای از ایوان خانه ننه مخمل سفره‌ای زرد زنگ از زرد آلوهایی است که در آفتاب پهن شده‌اند و زردی آن در طلوع آفتاب با نور خورشید در هم آمیخته است.

ننه مخمل با طلوع آفتاب گردشگران را راهی می‌کند و می‌گوید: من همیشه شکر می‌کنم که چنین خدایی دارم "اصلا فیس می‌کنم به داشتن این خدا"و هیچ وقت هم از زندگی کم نمی‌آورم. (ایسنا)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها