حجتالله سرتیپنیا در سال 1343 در شهرستان کوهدشت پا به عرصه گیتی نهاد و در دامان این مرز و بوم شهید پرور و قهرمان رشد کرد.
وی انسانیت و غیرت را نه در سخن بلکه در عمل به کمال رسانده بود تا شهره شهرعشاق شود. دانشآموز سال دوم دبیرستان بود که انقلاب نوپای این ملت نجیب و از جان گذشته را در معرض هجوم کرکسان غاصب دید و دنیا برای ماندنش تنگ شد. پس لباس دنیا را از تن بیرون آورد و لباس رزم بسیج و شهادتطلبی را بر تن کرد.
سیمای مردانه و غیرتمندش آینهدار طلعت خورشید شهادت گشت و قامت کوچکش فصلی شد برای رویش سرخ عشق، و علاقهاش به اهل بیت (ع) باعث شد تا سنگرهای دلیرمردان رزمنده به مدح و ثنای آن اسوههای ایثار و عشق بپردازد و با صوت و لحن زیبای خویش در قلبهای همرزمان خود جوشش عشق به شهادت را به وجود آورد و مصداق واقعی«منادی العشق» شود.
سرانجام پس از 25 ماه مهمان شدن در ضیافت خلوت سجادهها، بر بستر گلگون خاک جبههها در روز 24 دی ماه 65 در شلمچه بود که محرم قلوب بیقراران عالم گشت و آن جا بود که دعای مادرش به نیکی اجابت و جلوتر از همرزمانش به دیدار شهیدان کربلا نائل شد و خاک کربلای شلمچه بار دیگر شاهد عروج ستاره ای سرخ از تبار افلاکیان شد.
فرازی از وصیتنامه شهید:
بسمالله الرحمن الرحیم
وصیت می کنم پدرم همچو عمار به حضرت رسول (ص) و حضرت امام عزیز وفادار باشید. همچنین مادر مهربان و مومنه ام و برادران مخلص و بدون تکلفم شما هم به امام وفادار باشید. مطمئن باشید امام راست میگوید و فقط او و مخلصان مقرب و بیریای ایشان هستند که میتوانند اسلام از پا افتاده را بر پای دارند.
پدرم،مادرم و برادرانم، وظیفه خود را در حد واجب کفایی انجام دادهاید ولی این را فراموش نکنید که هنوز دین خود را به اسلام ادا نکردهایم. پدر معظم و مادر مکرمه و برادران شریفم، مواظب باشید با افرادی که یا جنگ را تحریم میکنند و یا جبهه نمیروند و لاف حمایت از اسلام را میزنند، تماس نداشته باشید که به خدا سوگند اینها همه دروغگو و خائن به اسلام هستند. فکر نکنید چون در این دنیا مقامی دنیایی دارند پس بنابراین خوبند. نه، آنها غافلند. مبادا شما هم در این غلفتشان شریک و یا دخیل شوید. (ایسنا)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم