اینها اظهارات یکی از مالباختگانی است که فریب جوان 30 ساله را خورده و مال خود را از دست داده است.
در ادامه رسیدگی به این پرونده، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که سرقتهای مشابه دیگر و با استفاده از مواد خوراکی مسموم از قبیل آب، آبمیوه، شکلات و... از مسافران اتوبوسهای بین شهری رخ داده است که بنا براظهارات مالباختگان، جوانی 30 تا 35 ساله در مسیر خارج شدن اتوبوس از تهران و در میدان آزادی یا در مسیر بازگشت به تهران و در شهر قم، به عنوان مسافر بین راهی سوار اتوبوس میشده و به شیوهای یکسان وجوه نقد و گوشیهای تلفن همراه مسافران را به سرقت برده است.
متهم توسط کارآگاهان دستگیر شد و مالباختگان او را شناسایی کردند. با توجه به طرح شکایتهای متعدد درخصوص «زورگیری از مسافران به شیوه بیهوشی» وی در اختیار کارآگاهان قرار گرفت و خیلی زود مشخص شد که هویت متهم نیز جعلی است.
با شناسایی متهم از سوی تعدادی از مالباختگان و شناسایی هویت واقعی وی به نام علی. ف (32 ساله)، وی صراحتا به داشتن سوابق متعدد در زمینه ارتکاب جرایم مختلف اخاذی، زورگیری، سرقت و... اعتراف کرد.
پشت پرده سرقت
دکتر امانالله قرائیمقدم، جامعهشناس: به عقیده بنده بیکاری و فقری که به تبع آن ایجاد میشود، مهمترین دلیل گسترش سرقت است. در همه حال، اولویت انسان تامین نیازهای فیزیولوژیک و مادی است. وقتی در جامعهای بیکاری افزایش مییابد، فقر و اختلاف طبقاتی نیز افزایش مییابد و عدهای برای برآوردن نیازهای اولیه به راههای ناصحیح چون سرقت رو میآورند.
در بیشتر موارد انگیزه اولین سرقت در افراد تامین نیازهای مادی است، اما پس از مدتی دزدی تبدیل به رویه آنها میشود و افراد، دیگر حاضر به کار و تلاش برای کسب روزی حلال نشده و راه راحتتر را انتخاب میکنند. این در حالی است که افزایش سرقت باعث ناامنی در محیطهای اجتماعی شده و افراد هنگام حضور در اماکن عمومی و پرتردد، همواره در تهدید جیب بری قرار دارند.
متاسفانه رواج بیکاری، افزایش فقر اقتصادی، نبود شادی و نشاط در جامعه، بیکاری گسترده، شکاف اقتصادی رو به افزایش و زمینه افزایش شدید جرایم اینچنینی را فراهم کرده است وگرنه چه چیز میتواند باعث چنین مواردی شود. از سوی دیگر نباید نقش رواج خشونت در جامعه را نیز نادیده گرفت. بسیاری از سرقتهای انجام گرفته با خشونت بسیار همراه هستند. متاسفانه چه در اخبار چه در فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی، خشونت به طرز گستردهای تبلیغ و ترویج شده که خود باعث افزایش وقوع جرم میشود. لازم است براین نکته نیز تاکید کنم و آن اینکه از نظر جامعهشناسی هیچ پدیدهای تک علتی نیست و مجموعهای از عوامل در به وجود آوردن یک پدیده دخیل هستند و در این حوادث نیز مجموعهای از عوامل ذکر شده دخالت دارند، اما اینکه برای پیشگیری از وقوع این جرایم چه باید کرد؟ امروزه بیشتر صاحبنظران متفقالقولند که برخورد قضایی صرف با مجرمان باعث کاهش وقوع جرم نمیشود و باید برنامههای خود را به سمت پیشگیری سوق داد. باید گفت کار مشکلی برای پیشگیری یا کاهش وقوع جرم در جامعه ما در پیش است که از جمله آنها کاهش بیکاری، بهبود وضع معیشتی مردم، ایجاد برنامههای مناسب در زمینه تامین اجتماعی شهروندان، دعوت به شادی و نشاط از سوی رسانهها و کاهش شکاف طبقاتی میتواند نقش تعیینکنندهای در کاهش جرایم داشته باشد.
عادت به تکرار جرم، چرا؟
صفر خاکی، کارشناس قضایی:مجرمان را از نظر معیارهای مختلف مانند سوءنیت، نتیجه کار، زمان و مکان وقوع جرم تقسیم بندی میکنند. یکی از این تقسیمبندیها به اعتبار نحوه رفتار مرتکب صورت میگیرد. در قانون ما درباره جرایم خاصی مانند مالخری اگر بار اول اتفاق افتاده باشد با مجرم برخورد نمیشود، ولی اگر مجرم دوبار یا بیشتر مرتکب جرم شود، محکوم خواهد شد. در اصطلاح قانونی به این مجرمان، مجرمان بهعادت گفته میشود.
مفهوم مجرمان بهعادت در اصطلاح عامیانه با اصطلاح حقوقی آن تفاوت دارد: مفهوم مجرمان بهعادت گاهی به کسانی اطلاق میشود که با یک شگرد خاص مرتکب جرایم تکراری میشوند. در قانون به آنها مجرمان تکراری یا تکرار کننده جرم میگویند. پلیس این شگردها را در پروندههای این مجرمان ثبت میکند تا زمانی که جرم مشابهی اتفاق میافتد سراغ این افراد برود و ببیند آیا این افراد مرتکب این جرایم شدهاند یا مجرم تازهای در کار است.
عدهای از مجرمان بعد از اینکه جرمی را مرتکب میشوند، محاکمه شده و دوره محکومیت خود را میگذرانند و مجددا به جامعه باز میگردند؛ اما به دلایل مختلف دوباره به سمت جرم میروند و این پروسه بارها و بارها تکرار میشود. این افراد در اصطلاح مجرمان حرفهای یا سابقهدار یا تکرارکنندگان جرم هستند. آنها معمولا یک شگرد خاص دارند؛ مثلا باز کردن قفل گاوصندوق. آنها چون این شگرد را یاد گرفتهاند و معمولا کار دیگری بلد نیستند، همین کار را ادامه میدهند. ممکن است یک مجرم یا یک سارق چند شگرد داشته باشد؛ همه این شگردها در پرونده او ثبت میشود تا پیگرد او راحتتر شود.
اما مجرمان بهعادت یا تکراری، چرا بعد از تحمل زندان و تنبیه شدن دوباره سراغ خلاف میروند و به اصطلاح عبرت نمیگیرند؟
مجازات به تنهایی کافی نیست و نهادهای قضایی بهتنهایی نمیتوانند جلوی تکرار جرم را بگیرند. نهادهای دیگر باید ریشههای اصلی وقوع جرم را پیدا کنند و برای از بین بردن آن، اقدامات لازم را انجام دهند.
عواملی که در ابتدا باعث شده فردی مرتکب جرم شود، بعد از آزادی او از زندان معمولا از بین نرفته و هنوز وجود دارد. فقر و بیکاری از بین نرفته و مشکلات جدیدی هم اضافه شده. خانواده ممکن است او را طرد کند و به خاطر سابقهدار بودن نتواند کاری پیدا کند. مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با تنبیه و مجازات او از بین نمیرود و همه این عوامل بستر را برای وقوع دوباره جرم آماده میکنند.
یک مجرم بعد از گذراندن دوره محکومیتش، دوباره به محیطی باز میگردد که از ابتدا در آن بوده و عوامل همان محیط او را به سمت و سوی ارتکاب جرم سوق داده است. این افراد معمولا از سوی جامعه طرد میشوند و فرصت دوباره از آنها گرفته میشود. عوامل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی دست به دست هم میدهند تا یک مجرم دوباره به سمت و سوی جرم کشیده شود.
باید به فردی که سابقا مجرم بوده و تاوان عملش را پرداخته فرصت داد که خود را بازیابی کرده و دوباره بتواند با جامعه ارتباط برقرار کند. خانواده باید به او کمک کند که اعتماد به نفس از دست رفته را دوباره به دست آورده و روی پای خود بایستد، این دوره بسیار مهم است. اگر فرد چند ماه تلاش و احساس کند خانواده و جامعه او را نپذیرفته احساس میکند جای او اینجا نیست، بلکه در زندان و پیش مجرمان است؛ چون آنجا احساس کمتر بودن و سرخوردگی نمیکرده و در نتیجه تمایل دارد به اجتماع بزهکاران باز گردد.
گول نخوریم
کلثوم کریمی، روانشناس:صحبت و گرم گرفتن با همسفر در فرهنگ ما موردی جا افتاده است. معمولا حرف مشترکی پیدا میکنیم تا در طول سفر تنها نباشیم و از هر دری حرف میزنیم. بعد از مدتی که به اصطلاح یخها آب میشود، حتی به هم خوراکی تعارف میکنیم و با توجه به اینکه پس زدن دست را درست نمیدانیم، خوراکیها را میپذیریم و با هم شریک میشویم. این گوشهای از فرهنگ ایرانی در رفتار دو همسفر با هم است.
تعارف، قانون ننوشته روابط انسانی در ایران است. این رسم قشنگ ایرانی متاسفانه طی سالهای گذشته تغییر معنی داده؛ آنچه از زمانهای قدیم از عمق قلب هر ایرانی به زبان میآمد، ما را یاد مادر بزرگ و پدر بزرگها میاندازد که با چه لطف و صفایی به خودی و غریبه از ته دل تعارف میکردند و بودن با آنها با آن همه محبتشان چه نعمتی بود؛ چه چیزها در قصههای ایرانی درباره رسم و رسوم ایرانیان که هیچ کدام جدا از تعارف خالصانه نبود خواندهایم.اما تعارف گاهی ممکن است کار به دست ما بدهد. برای محافظت از خودمان در جامعهای که هر روزه معضلات جدیدی در آن بهوجود میآید و شیوههای جدید سوءاستفاده و بزهکاری ابداع میشود، باید بدانیم که تعارف را باید کنار گذاشت.
بگذارید به داستان همسفران برگردیم.
هر چه طول سفر کمتر باشد، ریسک پیدا شدن یک همسفر دروغین بیشتر است. مجرمان باهوش روشهای جدید ارتکاب جرم را یاد میگیرند و حتی ابداع میکنند، بعضی وقتها میگوییم بعضی از آنها روانشناسی بلدند، آنها طعمههای خود را روانشناسی میکنند واز بین افرادی انتخاب میکنند که حدس میزنند زودباورند، در نتیجه این ما هستیم که باید حواسمان باشد. در اینگونه موارد باید تعارف را کنار گذاشت، اگرچه تاکید ما بر این است که چنین اتفاقاتی نباید باعث بدبینی افراد شود، اما بدبینی با دقت و محافظهکاری فرق دارد. هر کسی باید در مقابل تهدیدها از خود دفاع کند و نباید این را به حساب بدبینی گذاشت.
همصحبت شدن در مسائل کلی ضرری ندارد، اما میتوانیم از پذیرفتن هرگونه خوراکی، نوشیدنی و خوشبوکنندهها از مسافران ناشناس خودداری کنیم. ممکن است فردی سودجو اصرار کند چیزی را که تعارف میکند باید حتما قبول کنیم؛ این موارد شک برانگیز است و نباید به هیچعنوان در این موارد چیزی قبول کنیم. فراموش نکنیم تعارف کردن ممکن است به قیمت گزافی برای ما تمام شود.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم