یک لحظه ترنم

ماهی ها صدای امواج را نمی شنوند

کد خبر: ۴۸۶۸۶۳

چه فریب حقیری؟!

شفافیت شیشه

زلالی دریا را از ماهی گرفته است.

من با صدای بلند فکر می‌کنم

و در کنار تو

​​دریا دریا شناورم!

اما تو

ساحل ساحل ایستاده‌‌ای در کنار من

نه، در چشم‌های من

ـ‌ که هیچ‌گاه از تو پر نمی‌شود ـ

قسم می‌خورم بانو

ماهی‌ها صدای امواج را نمی‌شنوند.

ماهی قرمز کوچک من!

بخواب بر بستری از چشم‌های من

که هر شب دریایی متولد می‌کند

با ماهیانی رام رام

و امواجی که تنها راه ساحل را بلد شده‌اند

اما این ساحل امن نیست

با چشم‌های خودت دیدی

که چگونه امواج

لاک‌پشت‌های کوچک را​ به دریا بردند

و نهنگ‌های بزرگ را به ساحل آوردند.

با چشم‌های هم دیدیم

که​ آب از شمشیر برنده‌تر است

و ماهی از گنجشک پرنده‌تر.

مهربان من

این ساحل امن نیست

این‌گونه که باران بی‌رحم می‌بارد

نه دریا می‌ماند، نه ماهی، نه ساحل

به تخته پاره‌ای بچسب

که از توفان اشک به غنیمت گرفته‌ای

و از جنس دل من است

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها