در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جهان ما خیلی عجیب است. روایت داستانهایی که تا چند سال پیش از محبوبیت برخوردار بود حالا به یکی از کلیشهایترین و ناشایستترین روشهای روایت داستان بدل شده است. اینکه کاراکتر ناگهان بیدار شود یا طی اتفاقاتی خود را در جهانی جدید بیابد برای خیلی از ما آشناست و حتی فیلمها و بازیهای بزرگی از آن استفاده کردهاند.
اگر دقت کرده باشید نکته مشترک همه آنها هم این موضوع مسخره است که قهرمان هیچی یادش نمیآید. از این منظر «یورش گرانش» عمل پسندیدهای انجام نداده است. بازی زمانی آغاز میشود که قهرمان قصه، Kat بعد از یک وقفه طولانی چشم باز میکند و خود را در یک جهان عجیب و شناور مییابد، در حالی که هیچ چیزی از گذشته به خاطر ندارد.
توفانهای گرانشی تمام آن دنیا را از هم پاشیده است و قهرمان ما راه درازی برای ماجراجویی در این جهان زیبا و پر پتانسیل دارد. البته او تنها نیست و یک گربه سیاه نیز همواره به دنبال او میآید. در همین سکانسهای اکشن ابتدای بازی است که بازیکننده با تواناییهای وابسته به گرانش کاراکتر آشنا میشود.
ایده کنترل گرانش شاید چندان اصیل نباشد، اما حیله زیرکانه این بازی آنجاست که به شما اجازه میدهد جهت گرانش را نیز تغییر دهید!
با نگه داشتن دکمه R کاراکتر بین زمین و آسمان معلق میماند و فرصت دارید با چرخش دوربین، جهتی را که مایل به تغییر گرانش در آن هستید، انتخاب کنید سپس با زدن مجدد همان دکمه به آن سمت بروید.
شاید ابتدا عادتکردن به کنترل بازی، کمی اعصاب خردکن باشد، اما به محض اینکه به تبحر لازم در آن برسید واقعا برایتان هیجانانگیز و سرگرمکننده خواهد شد. دکمه L نیز جاذبه را به حالت معمولی برمیگرداند و کمی بعد با پیشروی در بازی میتوانید با استفاده همزمان از دو دکمه، با دقت بسیار زیاد در محل دقیق نقطه مورد نظر فرود بیایید.
حق انتخاب گسترده در حرکات بخوبی حس رهایی و آزادی را منتقل میکند. طراحی مراحل به گونهای است که شما را به اکتشاف در محیط دعوت میکند. در این بین جواهراتی را میبینید که در جهان بازی پراکنده شده است. برای ارتقای تواناییهای خود به این جواهرات احتیاج دارید.
همچنین جستجو و پیداکردن این جواهرات میتواند تمرین خوبی باشد تا کنترل بازی دستتان بیاید. در ادامه هر مرحله ممکن است به آزمونهای چالش انگیز و بعضا دشواری نیز برخورد کنید.
مراحل چالشی برای به دست آوردن مدال طلا در بازی تعبیه شده است و ارزش داستانی ندارند. این مراحل بعد از تعمیر بخشهای آسیبدیده شهر با استفاده از جواهرات به دست آمده قابل دسترس خواهد بود، که جذابیتهای خاصی دارد. از میان آنها میتوان به چالشهای مبارزاتی اشاره کرد که از Kat میخواهند در یک زمان مشخص و محدود تا جایی که میتواند دشمنان را از پا دربیاورد یا چالشهای مسابقهای را نام برد که در آنها باید از تمام تواناییهایی که در اختیار دارید بهره بگیرید تا هرچه سریعتر از نقاط مشخص شده عبور کنید.
بدون شک یکی از سرگرمکنندهترین بخشهای بازی مسابقات آن است که با نگه داشتن انگشت در گوشههای پایین صفحه Kat به پرواز درآمده سپس با آنالوگهای ویتا میتوانید جهت حرکت را کنترل کنید.
البته این توانایی در هر لحظه از بازی قابل استفاده است، اما خب در مسابقات حیاتیتر به نظر میرسد و تا خودتان آن را تجربه نکنید، به اوج سرگرم کنندگیاش پی نخواهید برد.
هر یک از 21 ماموریت داستانی بازی ابتدا با یک کات سین همراه است که به سبک کمیک و همانند بازی با استفاده از گرافیک سل شید (Cell Shade) بیان میشود.
این سبک گرافیکی به بازی حالتی مانگا مانند داده است. ساختار بازی و معماریهای آن نیز تاحدودی پیرو سبک استیم پانک است و البته رگههای از الد اسکولهای (Old-School) اروپایی نیز در آن دیده میشود؛ از جمله شبکه لولههایی که در زیر شهر گسترده شدهاند یا ریلهای هوایی که آسمانخراشها را به هم متصل کرده است و همچنین وجود ساعتهای عظیم. با وجود زمانهای بارگذاری نسبتا طولانی، اسم ناپسند و شخصیتپردازی نامطلوب Kat، «یورش گرانش» خیلی زود به یک بازی سرگرمکننده تبدیل میشود. پس از مدتها بیکاری، حالا زمان ویتا فرا رسیده است.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: