دوست دارید برویم به سال 46 وقتی شما همکاریتان را با رادیو آغاز کردید؟
بله. من سال 1346 به برنامه جوانان رادیو معرفی شدم. چون آن زمان در مسابقههای فن بیان در ایران نفر اول شده بودم. به این ترتیب من را به رادیو معرفی کردند و بعد که به سن قانونی رسیدم فعالیت حرفهای خود را در رادیو به عنوان بازیگر و گوینده آغاز کردم.
ابتدا تنها به عنوان بازیگر در رادیو حضور داشتید؟
نه. من هم به عنوان بازیگر و هم مجری در رادیو کارم را شروع کردم. به این ترتیب که گاهی به عنوان گوینده و گاهی به عنوان بازیگر در نمایشهای کوتاهی که در برنامه جوانان پخش میشد از من استفاده میکردند.
از کی به تئاتر تعلق خاطر پیدا کردید؟
من از ابتدای نوجوانی فعالیتهای تئاتری داشتم. هم در کافه جوانان و هم در مدرسه تئاتر کار میکردم. اما پس از ورودم به اداره تئاتر، فعالیتهای تئاتریام را گستردهتر کردم و با آقای رکنالدین خسروی آن را ادامه دادم. در کنار حضور در تئاتر، فعالیت در رادیو را نیز ادامه دادم. در حال حاضر نیز بیشتر مشغول نگارش نمایشنامه و فیلمنامه و کارگردانی نمایشهای رادیویی هستم و کمتر برای رادیو تنظیم نمایش انجام میدهم.
به نظر شما چه تفاوتی بین کارگردانی نمایش زنده با نمایش رادیویی وجود دارد؟
سوال شما دو وجه دارد. یک وجه آن به تمهیداتی که کارگردان برای جذابتر شدن نمایش میاندیشد، بازمیگردد و وجه دیگر آن به چگونگی تنظیم یک نمایش برای رادیو. از تنظیم یک متن نمایشی برای رادیو که احتمالا شما به آن واقف هستید، میگذریم. اما یک تنظیمکننده خوب باید تمام فعل و انفعالات و کنشها و واکنشهای تصویری را به یک مقوله غیرتصویری تبدیل بکند. به صورتی که در یک جریان شنیداری، مخاطب نباید چیزی را نفهمد یا از دست بدهد.
در حوزه کارگردانی اولین حرکت یک کارگردان برای ارائه یک کار خوب این است که بتواند گروه خوبی برای بازی انتخاب کند. من به عنوان کارگردان، بیشترین زمان را برای انتخاب عوامل و گروه خوب اختصاص میدهم، چون بازیگری با یک نوع بیان و زبان بخصوص میتواند مبین یک شخصیت باشد و این مساله باید به درستی انجام شود. یعنی به محض اینکه صدای آن شخص را میشنوید بازی برایتان تداعی شود. یک بازیگر با بیانش باید بتواند آن شخصیت را کامل کند.
مثلا اگر بخواهیم مدیریت یک سیستم را از طریق صدای یک بازیگر معرفی و آن را مقابل صدای یک کارگر قرار دهیم متوجه میشویم دو بازیگر این نقش، هم باید بیانشان متفاوت باشد و هم صداهایشان قابلیت تداعی شخصیت مدیر و کارگر را داشته باشد.
در نتیجه استحکام، قدرت صدا، دامنه صوت، تونالیته بازیگر و تسلطش به بیان و تکیههایش به زبان خیلی مهم است و برای هدایت یک بازیگر باید بتوانید علاوه بر هدایت در جملهبندی و نوع و جنس صدا، در نوع ویرگولگذاری کلمات نیز او را راهنمایی کنید.
صدا برای من قد دارد، قامت و فیزیک و حرکت دارد. بچههای رادیو در واقع با صدای خودشان حرکت میکنند، میخوابند و بیدار میشوند. پس تمام عوامل فیزیکی که شما به عینه میبینید باید در صدای یک بازیگر تداعی شود و انتقال یابد. صدای یک بازیگر میتواند به مخاطب نشان دهد که آیا این بازیگر یا این صدا ایستاده حرف میزند یا نشسته و خمیده.
چقدر اجرای یک نمایش رادیویی به بازی در یک تئاتر نزدیک است؟
یادم است آن قدیمها یکسری تمهیدات برای کارگردانها مهم بود. یکسری کشش هجاها و تلفظ هجاهای بلند و کوتاه اهمیت داشت، اما الان نهتنها اینها اهمیت دارد، بلکه مسائل مهم دیگری هم دخیل است که خیلی از تئاتر دور نیست. اما اگر تئاتر دریک پروسه عملی چیزی را انتقال میدهد در رادیو عمل و عکسالعمل مهم است. در واقع سینما و تئاتر یکجا باید در رادیو نمایش داده شوند. در رادیو باید بازیگر توانایی لازم را در انطباق خودش با عمل و عکسالعمل که مخصوص سینما و تئاتر است، داشته باشد.
اگر در رادیو بازیگر فقط به جنس صدای خود یا به اصطلاح پز دادن با صدایش بسنده کند یا فقط بازی، متمرکز در حنجره باشد هیچ حالتی را در مخاطب تداعی نمیکند. اگر یک بازیگر قابلیت داشته باشد که از هر سه فرکانس صوتیاش استفاده کند و تئاتر و سینما را هم به درستی بشناسد، میتواند در این حرفه موفق شود.
چون صدای بلند در رادیو با صدای بلند در صحنه فرق میکند. پرسپکتیو رادیو با پرسپکتیو صحنه و سینما فرق میکند. حتما بازیگر رادیو باید فاصله مشخصی از میکروفن داشته باشد که لانگ شات را تداعی کند و فاصله دیگری داشته باشد که پیشصحنه یا کلوزآپ را تداعی کند. چیزی که در رادیو اهمیت فراوانی دارد ایجاد، خلق و انتقال پرسپکتیو است.
بیشتر نمایشهای رئالیستی در رادیو اجرا میشوند و مناسب این مدیوم هستند؛ بنابراین نمایشهای رئالیستی بازی رئالیستی هم میطلبند. در حال حاضر شاهد حضور جوانانی در رادیو هستم که از یک بازی ناتورالیستی در یک جریان نمایش رئالیستی استفاده میکنند که درست نیست. این کار در مخاطب وازدگی به وجود میآورد و شنونده احساس میکند بازی خوبی ارائه نشده است و بازیگر نسبت به شخصیت بیتفاوت به نظر میرسد.
در نتیجه من به عنوان کارگردان این مساله را کنترل میکنم. به محض اینکه ببینم کسی به صدایش مینازد یا انعطافی در این صدا نیست، هدایتش میکنم به سمت اجرایی که فرکانس صدای او را بیدار کند. بنابراین اگر ببینم بازیگر تنها بر تارهای صوتیاش متمرکز است کاری میکنم که از آنجا بیرون آمده و صدا را به سمت گودی کام ببرد، چون صدا در تارهای صوتی فقط تولید میشود.
این نوع صداسازی و تمرکز نکردن بر تارهای صوتی، هم به تارهای صوتی آسیب کمتری وارد میکند و هم برد و قدرت و دامنه صدا را نشان میدهد. اما اگر صدا از تارهای صوتی خارج شود بازیگر کنترل کمتری روی صدایش پیدا میکند و صدا را به سمت و سویی که مد نظر کارگردان است نمیتواند هدایت کند. همچنین معتقدم بیان بازیگر نیز باید موسیقایی باشد. در نتیجه بازیگر باید موسیقی بشناسد، سلفژ بداند و کلمه و حتی یک هجا را یک نت موسیقی قلمداد کند.
در یکی از مصاحبههای قدیمیتان به مشکل ضبط رادیویی در ایران که ضبط مونوفونیک است اشاره کرده بودید. این مشکل هنوز هم وجود دارد یا ضبط استریوفونیک جایگزین آن شده است؟
خیر، متاسفانه ما هنوز هم ضبط استریو نداریم و به صورت مونوفونیک ضبط میکنیم. با اینکه تغییرات عجیب و غریبی در حوزه صدا به وجود آمده که حتی از ضبط استریو هم گذشته و فراتر رفته است در ایران هنوز به شیوه مونوفونیک کار میشود. البته ما یکی دو تا کار به صورت نمونه به شیوه استریو کار کردیم، اما چون دستگاههای پخش آن را نداشتیم بینتیجه باقی ماند. حتی رادیو نمایش هم این امکان را ندارد.
مثلا ما نمایش مسخ کافکا را اگر میتوانستیم به صورت استریو ضبط کنیم اتفاق خیلی خوبی میافتاد و حرکات ریزتر و قابل فهمتری را انتقال میدادیم، چون شخصیت اصلی این داستان یک سوسک است با رفتارها و صداهای مخصوص به خودش. ما میتوانستیم از پرسپکتیو استریو استفاده کنیم که خیلی فرق دارد با مونو.
اقتباس از نمایشنامههای مشهور خارجی چقدر شامل اصلاحات یا ممیزی میشود؟ چون برخی نمایشنامهها قابلیت نمایش داده شدن در سینما یا تئاتر ایران را ندارند، اما به نظر میرسد در رادیو به دلیل ویژگیهایی که وجود دارد این حساسیتها کمتر باشد.
در این زمینه در رادیو آسیبدیدگی کمتری نسبت به تئاتر و تلویزیون وجود دارد. نشانهشناسی رادیو خیلی گرفتار ممیزی نمیشود. یک حرکت، یک کلمه یا حالت که ممکن است در جریان دیداری ممنوع باشد در رادیو بدون مشکل و کامل بیان میشود. بدون اینکه یک متن نمایشی آسیب ببیند میتوان خیلی از نمایشنامهها را کار کرد. رادیو یک مدیوم کور است به همین دلیل زیاد افشاگری نمیکند. اگر صحنهای در تئاتر یا تصویر برای مخاطب غیراخلاقی باشد در رادیو قابلیت تبدیل شدن به صحنهای سالم را دارد، بدون اینکه به ساختار، مضمون و محتوا آسیبی وارد شود. بینهایت کارهای عاشقانهای در رادیو به نمایش درآمده که همه مخاطبان هم با آن ارتباط برقرار کردهاند، متن را درک کردهاند اما امکان ندارد همین نمایشنامهها را بتوان تصویری کرد.
الان مشغول چه کاری هستید؟
مدتی است بیشتر وقتم را بر کارگردانی نمایشهای رادیویی متمرکز کردهام. در حال حاضر برنامهای را کارگردانی میکنم که برای شبکه برونمرزی رادیو تولید میشود. این برنامه به نوعی پردازش حکایتهای کهن با زبان بینهایت فاخر و ادیبانه است. اگر 50 درصد نمایش را زبان و 50 درصد دیگر را مبانی و اصول درام بدانیم در این برنامه بیشتر بر زبان نمایش تمرکز داریم.
چراغ روشن رادیو
با راهاندازی رادیو نمایش مخاطبان بسیاری جذب تئاتر شدهاند. اما تئاتر ما در طول تاریخ گذشته با افت و خیزهای بسیاری همراه بوده است. وقتی تئاتر خاموش بوده رادیو این شعله را همچنان زنده نگه داشته است. حتی آدمهایی را که در تئاتر شغلشان را از دست داده بودند به خود جذب کرده است. هنرمندانی مثل نصرتالله محتشم، اکبر مشکین، صادق بهرامی، آقای سارنگ، خانم ژاله علو و بسیاری دیگر از هنرمندان تئاتر بودند که وقتی این هنر رو به خاموشی رفت به رادیو آمدند و این ممارست در رادیو ادامه داشت و نمایشهایی که در رادیو کار میکردند آنقدر آنها را زنده و سالم نگه میداشت که به محض اینکه چراغی افروخته میشد با آمادگی کامل به تئاتر بازمیگشتند و فعالیتشان را در رادیو ادامه میدادند. به همین دلیل رادیو طی دورههای مختلف در حفظ حیات تئاتر نقش اساسی داشته است. در حال حاضر نیز رادیو نمایش نقش تعیینکنندهای در جذب مخاطبان تئاتر دارد.
آروین موذنزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم