سفر، معجزه با هم بودن است

سفر در فیلم‌ها با انگیزه‌های جالبی رخ می‌دهد و بهانه‌های شگفت‌انگیزی دارد، از فرار گرفته تا قصد بازگشت و حتی سفرهای بی‌هدف، آری حتی می‌توان بی‌هدف سفر کرد، اما تا آنجا که به سینما و درام برمی‌گردد این سفر بی‌هدف باید با تحولی همراه باشد. حال بیایید سفر یک خانواده نسبتا پرجمعیت را در نظر بگیریم که تنها به خاطر دختر کوچکشان راهی سفر می‌شوند.
کد خبر: ۴۸۵۴۳۸

دختر نه مریض است و نه خانواده‌اش برای وفا به عهد و پاداشی به او مجبور به این سفر هستند؛ تنها دلیل این است که دختر می‌خواهد در مسابقه بانوی شایسته کوچک شرکت کند. مسابقه تلویزیونی مخصوص اسیر کردن خانواده‌های متوسط. خانواده‌ای ورشکسته شروع به سفر می‌کند، خانواده‌ای بازنده؛ این خانواده را پدری متوهم و ناموفق، پدر بزرگی معتاد، پسر نوجوانی که از همه اعضای خانواده‌اش متنفر است و یک دایی دانشمند که تازه اقدام به خودکشی کرده تشکیل می‌دهد. این موقعیت آدم‌های فیلم «بانوی کوچک شایسته» ساخته مشترک جاناتان دیتون و والری فاریس است. آدم‌های فیلم آنقدر عجیب هستند که سفرشان هم عجیب باشد، سفری پر از درگیری و افشاگری، وسیله این سفر اتومبیل ونی است که نه دنده‌اش جا می‌رود و نه با استارت روشن می‌شود. همه این ون را هل می‌دهند و در سرعت که روشن شد خود را به آن می‌رسانند. ون نمی‌تواند بایستد، ترمز کردن مساوی است با خاموش شدن ماشین و تکرار روند سخت روشن کردن دوباره. در این فضای دیوانه‌وار مشکلات ‌زیاد می‌شود، مشکل خرابی ماشین، بهم خوردن قرارداد پدر و درگیری‌های مکرر زن و شوهر با هم، اما نقطه عطف بدبیاری‌ها و مشکلات، مرگ پدر بزرگ است و جنازه‌ای که برای رساندن به‌موقع دختر به این مسابقه تا مکان برگزاری مسابقه حمل می‌شود. گویی این سفر معجزه‌ای است برای درک روح زنده زندگی؛ سفری دیوانه‌وار و دور از منطقی که خانواده‌ای را از نو می‌سازد. موقعیتی فوق‌العاده که آدم‌ها را متوجه یکدیگر می‌کند؛ انگار تازه یکدیگر را می‌بینند.

علیرضا نراقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها