با این حال در تمامی آن روزهای طولانی و در شرایطی که اسپانیا در راه رسیدن به فینال با ایتالیا مساوی کرد و بعد از یک تساوی مجدد با پرتغال این حریف سرسخت را در ضربات پنالتی ناکام کرد، این اتهام دائما متوجه سرمربی 60 ساله اسپانیا بود که این تیم صددرصد تهاجمی را تبدیل به یک گروه محافظهکار و ترسو کرده است.
گروهی که راحت و طبق تواناییهایش بازی نمیکند و دست به تدابیری دفاعی میزند و کندتر و کمزهرتر از همیشه است.
از نظر منتقدان دلبوسکه، او مقصر اصلی ماجراست وگرنه همین بازیکنان قبل از یورو 2012 موثرترین عناصر تهاجمی بودند و چیزی آنان را متوقف نمیکرد و زمین و زمان را به هم میدوختند و اگر اینک قید و بندی بر دست و پای آنها زده شده، به سبب افکار و تدابیر سرمربیشان است.
از منظر آنها تنها مرتبهای که اسپانیا در جریان این رقابتها تهاجمی و زیبا و مثل «اسپانیا» بازی کرد، در برابر ایرلند جنوبی در مسابقه دومش در گروه سوم جام بود که یاران ایکر کاسیاس آن را صفر بر 4 فتح کردند.
بجز آن مورد اسپانیا در اغلب موارد محتاط و آشکارا بدون تمامی تواناییهای تهاجمیاش بازی میکرد و به حداقلها راضی بود.
دلبوسکه در دو مورد نیز بازیهای تیمش را بدون حتی یک مهاجم شروع کرد و از هافبکهای تیمش خواست که در موقع مقتضی با حضور در محوطه جریمه رقبا کار آنها را تمام کنند.
به واقع در این موارد، سسک فابرگاس که پست اصلیاش هافبک وسط محوری است، در نقش نوک حمله کاذب ظاهر شد و دلبوسکه به قول خودش کوشید با متراکمکردن میانه میدان و انباشتن تیمش از هافبکهای توپنگهدار رقبا را از حرکت آزادانه باز دارد و بازیها را کنترل و هر حرکت تهاجمی حریفان را در همان گامهای نخست سرکوب کند.
با این تدابیر، اسپانیا در پنج بازی نخستش در جام و قبل از فینال فقط یک گل خورد و به لحاظ دفاعی عالی عمل کرد، اما در نقطه مقابل در این بازیها اگر دیدار با ایرلند جنوبی را نادیده بگیریم فقط چهار بار دروازه رقبا را فرو ریخت که این در تضاد کامل با توقعاتی است که از تیمی در سطح و اندازههای اسپانیا وجود دارد.
آیا دلبوسکه اسپانیای تهاجمی را در بند و خنثی و فاقد روحیات حملهجویانه کرده یا تیم ملی اسپانیا به خودی خود و به سبب گذشت ایام و براساس مقتضیات زمان نیازی به حملههای گسترده نمیبیند؟ آیا این نتیجه قدری مسنترشدن برخی مهرههای کلیدی اسپانیا و ایجاد ترس و دوریجستن از ریسک در وجود آنها نیست یا برعکس این هدایتگر سابق رئال مادرید است که شاگردان کنونیاش را ابتدا به گلنخوردن و سپس حملات در کمترین حجم وامیدارد و راهها و اندیشه تهاجمهای وسیعتر را از آنها ستانده است؟ دلبوسکه که مایل نیست جواب این سوال را به صراحت بدهد، میگوید: «در جامهای بزرگ و بخصوص در مراحل حذفی آن اگر مراقب نباشید و خط دفاعی تیمتان را تقویت نکنید و فقط در حال تهاجم باشید، راه به جایی نخواهید برد.
در مرحله حذفی هم با برد صفر بر یک بالا میروید و هم با پیروزی صفر بر 5، اما اگر پیوسته به دنبال دومی باشید و زمینتان را رها کنید این خطر وجود دارد که حریف هوشیارتان از شیارهای موجود در خط دفاعیتان بهره بگیرد و گلزنی کند. به ما ایراد گرفتهاند که چرا در فاصله زمانی بین دو گل ژابی آلونسو در دیدار با فرانسه بیشتر در پی حفظ توپ و وقتگذرانی بودیم و با تمام وجود حمله نمیکردیم.
دلیل روشن است. ما نیازی به این حملات نداشتیم و باید بیشتر به فکر دفع حملات رقیب میبودیم. آیا فرانسه در اغلب زمان نیمه دوم و پرتغال در بخشهای متنوعی از مسابقه نیمه نهایی به ما نمیتاخت؟ آیا بجز خط دفاعی قوی و منسجم چیزی میتوانست ما را از آن معابر سخت عبور بدهد؟
من به واقع وظیفه خود میدانم که از قدرت و انسجام عالی خط دفاعیمان تقدیر کنم و از محسنات آن به دفعات بگویم. یادتان باشد که اگر مدافعان ما درست و قوی عمل کنند ما درعمل برنده تمامی بازیهای خود خواهیم بود، زیرا مهاجمان ما سرانجام در جا و مکان و لحظهای ضربههای کاری را به رقبا وارد و کار راتمام میکنند و درستی این فرضیه را در همین مسابقات یورو به چشم دیدید.»
3 هافبک مشابه
به دلبوسکه این ایراد هم گرفته شده که اضافه بر بازیندادن به مهاجمان توانایی مثل یورنته و استفاده یک در میان و اندک از تورس، سه هافبک «هم شکل» و صاحب خصلتهای مشابه همچون ژابی آلونسو، سرخیو بوسکتس و ژاوی هرناندز را در مرکز میدان روی هم انبار کرده است. درست است که آلونسو با قدری دل کندن از عادات تدافعی و خصلتهای مدیریتیاش زننده هر دو گل اسپانیا در مقابل فرانسه در یکچهارم نهایی بود، اما این نیز برای توجیه سیستم فوق و عقلایی جلوهکردن رویکرد مذکور کفایت نمیکند.
دلبوسکه میگوید: «دو بحث در این ارتباط داریم. یکی این که آلونسو و بوسکتس برخلاف آنچه تصور میشود حس و حال تهاجمی آشکاری هم در بازیشان دارند و اصلا هافبکهای تدافعی صرف نیستند و اگر لازم باشد میتوانند با حرکاتی سریع در پشت 18 قدم ظاهر شوند و گلزنی کنند و دوم این که اشرافشان بر کل مسائل بازی و بر سیستمهای مختلف چشمگیر است. با این اوصاف چرا ما باید به دست خودمان تیم ملی اسپانیا را از داشتن بهترین و آگاهترین افرادش محروم سازیم و کسانی را به میدان بفرستیم که به وضوح ضعیفتر از کسانی هستند که در ترکیبهای ثابت ما در یورو دیدید؟ ما باید براساس نیازهای فنی و مصلحتهای موجود آرایش شویم و نه برای خوشایند ناظران و ما قصد تغییر این رویه و تغییر نگرشمان را نداریم و عقلایی هم نیست که داشته باشیم.»
منبع: سایت یوفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم