خرمشهر به روایت یک فرمانده بعثی عراق

«پس از گذشت 22 روز و بعد از پیشروی‌ها و شکست‌های متعدد در این مدت و همچنین پس از تلفات بسیار زیاد، سرانجام در شب 21 مهرماه 1359 نیروهای ما به داخل خرمشهر نفوذ کردند.»این جملات بخشی از خاطرات سرهنگ دوم ستاد «خالد سلمان محمود کاظمی» از فرماندهان ارتش بعث عراق است.
کد خبر: ۴۸۴۸۳۴

خالد سلمان در ادامه خاطره‌اش می‌گوید: این در حالی بود که در آن مدت، دشمن ما به صورت نامنظم در منطقه حضور داشت و با سلاح‌های سبک و ابتدایی به صورت جنگ چریکی با ما درگیر بود و توانسته بود تلفات سنگینی به ما وارد کند، تا جایی که وزیر دفاع در یک نشست محرمانه با فرماندهان لشکرها در جنوب درباره خسارت‌ها گفت: «تلفات ما خارج از حد تصور و پیش‌بینی بوده است و حضرت رییس جمهور نگران شده و شما را مورد سرزنش قرار خواهد داد. واقعا مسخره است. نباید تکرار شود.

دشمن ما در حال حاضر فاقد اسلحه و نیروی انسانی است بنابراین شما باید به فرماندهی ثابت کنید که در مدت 24 ساعت به اهداف مورد نظر دست خواهید یافت اما تلفاتی که به نیروهای ما در روزهای گذشته وارد شده بود، دل‌های ما را به درد آورد و موجب شد برای روزهای آینده حساب بیشتری باز کنیم. انتظار نداشتیم اهالی محمره با این روحیه با ما بجنگند.»

در زمینه نفوذ ما به خرمشهر عوامل زیادی نقش داشت که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

1- بعد از آنکه نیروهای ما منطقه گمرک را تصرف کردند و تمام کالاها و وسایل موجود در آن مصادره شد، به نقشه‌هایی از خرمشهر دست یافتیم.

2- وجود عناصر ایرانی که برای ما کار می‌کردند این افراد جزو عشیره‌ای بودند که افرادی از آن‌ها مدتی طولانی در عراق زندگی کرده بودند. فرماندهی هم هدایایی که شامل خانه و اتومبیل می‌شد برای آن‌ها می‌فرستاد. آنها قبل از شروع جنگ با ارسال نامه‌هایی خواستار جدایی از دولت اسلامی بودند. همچنین با کمک «علی مزید» از منطقه «شوش» روستای الکریم در استان بصره و فرمانده استخبارات منطقه جنوب «عبدالحسین رحیم» و «صفاء العلی» و «کرار الصفار» اقدام به ارسال اسلحه برای مخالفین ایرانی کردند.

3- ستون پنجم آن‌ها عناصری بودند که با پیروزی انقلاب اسلامی امتیازات خود را از دست داده بودند. بعضی از آنها وابسته به «حزب خلق» و برخی دیگر از عناصر حزب بعث بودند. آن‌ها خواستار جدایی خوزستان از سرزمین مادری و ایجاد حکومت خودمختاری وابسته به عراق بودند.

در واقع ستون پنجم در زمینه اطلاعات نظامی، استفاده‌های قابل توجهی به ما رساند. آن‌ها درباره نیروهای مقاومت، تعداد و نوع اسلحه، هویت و مواضع آن‌ها اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما می‌گذاشتند.

بعضی از عناصر ستون پنجم در میان مردم زندگی می کردند و ادعا می‌کردند طرفدار انقلاب اسلامی هستند در حالی که از دوستان ما بودند.

نیروهای ما در منطقه سلمانیه اقدام به نصب پل بر روی رود کارون کردند و لشکرهای سوم، ششم و تیپ‌های نیروهای ویژه از غرب تا شرق کارون عبور کردند و جاده اهواز ـ آبادان را اشغال و حلقه محاصره به سمت آبادان را توسعه دادند.

از سوی دیگر، جاده مهم آبادان ـ ماهشهر در تیررس توپخانه‌های ما قرار گرفت و هواپیماها نیز آن را بمباران کردند و این جاده نیز بسته شد.

در چنین شرایط بحرانی، طبیعی بود که نیروهای اسلامی در وضعیت بسیار سختی قرار گیرند زیرا از هر جهت در محاصره بودند و امکان رساندن مواد غذایی و تدارکات نظامی به آن‌ها وجود نداشت.

فرماندهی ما گمان می‌کرد چنین شرایطی بر قدرت و عظمت او بیش از پیش افزوده است و می‌تواند شرایطی را بر ایران تحمیل کند که در نهایت این کشور را از هم می‌پاشد.

به همین خاطر، طارق عزیز خطاب به خبرنگاران گفت: امروز در آبادان هستیم و فردا در تهران. ما از حکام تهران می‌خواهیم حقوق ما را در شط‌ العرب به رسمیت بشاسند و جزایر سه‌گانه را به آغوش امت عرب بازگردانند. نیروهای ما در خاک ایران باقی خواهند ماند تا به اهداف سوق‌الجیشی و استراتژیکی خود برسند.

صدام نیز در مراسم اعطای مدال شجاعت به تعدادی از افسران گفت «ما از حکام تهران می‌خواهیم که بر سر عقل آیند و مذاکره را آغاز کنند، حقوق غصب شده ما باید پس داده شود و باید حاکمان خائن تهران به عقل و منطق تن در دهند. شط‌ العرب از آن عراقی‌ها و اعراب است. جزایر سه گانه نیز به امت عرب تعلق دارد. امروز ما از عربیت و به نیابت از امت عرب می‌جنگیم. به ارتش دستور پیشروی داده‌ام اقدام ارتش ما شامل کلیه دشمنان امت عرب می‌شود. ما خواستار توقف جنگ نیستیم و من نمی‌خواهم درباره صلح کلامی بشنوم، با آنها فقط باید با شمشیر صحبت کرد. امروز شمشیرها از نیام بیرون آمده است. ای کرکس‌ها به دنبال ما بیایید.»

هنگام ورود به خرمشهر، نیروهای ویژه تحت امر تیپ 34 به سمت محله طالقانی و جاده اصلی و منطقه «دژ» و خیابان 40 متری حرکت کردند. در پیشروی، جنگ خیابانی آغاز شد.

این جنگ از خیابانی به خیابان دیگر،از منزلی به منزلی و از کوچه‌ای به کوچه دیگر ادامه داشت. خرمشهر، شهر آبادی بود، اولین طرح و برنامه ما دستگیری و بازداشت مردم به عنوان اسیر و سپس غارت شهر بود.(ایسنا)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها