در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نخست باید به این نکته اشاره کرد که سازندگان برنامه هرگز برای جذب مخاطب انبوه، سطح آن را پایین نیاوردند. ساختار برنامه، روند ثابتی داشت. به این ترتیب که یک مجری مسلط با طرح پرسشهای گوناگون از شرکتکنندگان در مسابقه، اطلاعات عمومی آنان را محک میزد و هر کس قادر به پاسخ دادن به سه سوال نبود، حذف میشد. سه نفر باقیمانده به مرحلهنهایی میرفتند و از میان آنها یک نفر برگزیده میشد. در ضمن این سه نفر، به مسابقه آتی هم دعوت میشدند و یک بار دیگر این فرصت را برای رقابت با نفراتی تازه پیدا میکردند.
با مرور این ساختار ساده، متوجه میشویم ثبات رویه، یکی از مهمترین ویژگیهای این برنامه بود. مردم با دیدن یک یا دو قسمت از این مسابقه، با قواعد آن آشنا میشدند و دانستن این مسائل به آنها کمک میکرد تا درباره موفقیت یا عدم موفقیت حاضران حدس بزنند یا گمانهزنی بکنند. همچنین این ثبات رویه به برنامه هویتی میداد که مانند یک برنامه نمایشی، مخاطبان آشنای خود را داشته باشد. این مخاطبان با گوش سپردن به سوالات مجری تا وقتی کسی پاسخ صحیحی به این سوالات بدهد، اطلاعات خود را به بوته آزمایش میگذاشتند و درصورت درستی یا نادرستی پاسخهایشان در نهایت به معلومات آنها افزوده میشد.
با اینکه در زمان ساخته شدن برنامه، تصور امکانات امروز برای برنامهسازی نیز امر محالی به نظر میرسید، سازندگان با رعایت سادگی، دکوری طراحی کرده بودند که علاوه بر اینکه همه حاضران را به مشارکت در متن برنامه فرامیخواند، ظاهری دلنشین نیز داشت. یعنی برای خاص کردن آن، طراحان به دکورها و رنگهای عجیب و غریب متوسل نشدند و ظاهری متناسب با محتوای فرهنگی مسابقه، تدارک دیده بودند. اینکه میگوییم برنامه فرهنگی، خود نشانه دیگری است از اهمیت و ارزش مسابقه هفته. این مسابقه به دلیل رویکرد ویژهاش در طرح مباحث معرفتی، در قالب سوالات جذاب، از پرسش درباره سادهترین جنبههای زندگی تا پرداختن به نکتههای دینی، علمی، هنری، تاریخی و... راه خود را در ذهن و قلب بینندگان تلویزیونی گشود و تا امروز نیز همچنان خاطرهانگیز و بیمانند برقرار مانده است.
باور این واقعیت که جذابیت، تصادفی و اتفاقی نیست، خود میتواند باب تازهای باشد برای ارزیابی برنامههای سرگرمکننده مشابه که برخلاف نیت و هدف اصلیشان، سرگرمکننده نیستند و حتی گاه نمیتوانند مخاطبانی حداقلی را جذب کنند. بخش کوتاهی از برنامه مسابقه هفته به نمایش سکانسهایی کوتاه از فیلمها اختصاص داشت برای محک زدن قدرت هوش و حافظه شرکتکنندگان. مرحوم منوچهر نوذری در معرفی این فیلمها، با غروری منحصربهفرد، نام اصلی آثار را میخواند و سپس نام کارگردان را. این حرکت ساده اما سازنده، شاید یکی از جدیترین اتفاقات در تاریخ تلویزیون بود که اولا با انتخاب آثار برجسته هنری، ذوق سینمایی جوانان را تحریک میکرد و چهبسا خاطراتی زیبا را برای باتجربهترها تداعی میکرد و ثانیا با تاکید بر نام کارگردان مشخص میکرد سازنده واقعی آن آثار چه کسانی بودند. با اینکه در بسیاری از تکهفیلمها، بازیگران شاخصی حضور داشتند که معرف عام و خاص بودند، اما مجری فرهیخته اصرار بر نام کارگردان داشت و همین جرقهای شد برای تربیت یک نسل. شوخی نیست که برخی برجستهترین منتقدان سینمایی حال حاضر ایران، در خاطرات خود اعتراف کردهاند همین بخش کوتاه، شوق سینما را در وجودشان بیدار کرد.
اما چگونه میتوان از موفقیت یک برنامه گفت و از عامل اصلی آن و مهمترین دلیل محبوبیتش سخن به میان نیاورد؟ مرحوم منوچهر نوذری با سابقه بازیگری، کارگردانی، نویسندگی و دوبلوری در سینما و تلویزیون برای اجرای برنامه مسابقه هفته انتخاب شد. با این که او چهرهای باتجربه و نامآشنا در عرصه فرهنگی کشور بود، اما امروز نام او با همین برنامه به یاد آورده میشود و کمتر کسی است که فکر کند برنامهای با این مشخصات، اگر بدون نوذری و با حضور فردی دیگر روی آنتن میرفت هم همین نفوذ و تاثیر را روی مردم داشت (که همین اتفاق هم افتاد و همین نتیجه به دست آمد). زبانآوری (حاضرجوابی) نوذری خاص خودش بود. با رعایت احترام، در پاسخ سریع و آنی به شوخیها و نکتههایی که از سوی حضار مطرح میشد، جوابهای دندانشکن میداد و آنقدر ظریف این کار را میکرد که به هیچ کس برنمیخورد. جدیت و شوخطبعی آن مرحوم، با اتکا به قدرت بازیگریاش، لحن برنامه را هر گاه که اراده میکرد، تغییر میداد. ظاهر شیک و همیشه آراستهاش، ستایشبرانگیز بود و رسانه آنقدر برایش احترام و تقدس داشت که میکوشید بهترین باشد. با اینکه برنامهاش زنده و مستقیم پخش نمیشد، اما شیوه اجرایش به گونهای بود که هر بینندهای فکر میکرد مسابقه در همان زمان در حال برگزاری است.
اینها همه مشخصههای یک اجرای بینقص است. نوذری در ورای ظاهری دلنشین و پدرانه، مسلط بر جمیع بحثها، از دانش و هوش خود کمک میگرفت تا ثابت کند برخلاف تصور رایج، اجرای برنامه، نیازمند داشتن خیلی از توانمندیهاست. از اینروست که میگوییم حاضرجوابیاش نه به دلیل شیرینزبانی و پرحرفی که بهواسطه مسلح بودنش به دانش عمومی شگفتانگیزی بود که از راه مطالعه و مشاهده به دست آمده بود. آنان که او را از نزدیک میشناختند بخوبی میدانند چه عطش سیریناپذیری برای خواندن و فیلم دیدن داشت. یادش گرامی باد!
لیلا خراط
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: